تماشا کردن
نمایش سیرک چشمگیر و سرگرمکننده برای تماشا بود.
در اینجا واژگان از واحد 1 - 1A در کتاب Solutions Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "چمدان"، "نتیجه"، "شرمنده"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
تماشا کردن
نمایش سیرک چشمگیر و سرگرمکننده برای تماشا بود.
مسابقه
باشگاه کریکت محلی یک مسابقه دوستانه برای جمعآوری کمکهای خیریه ترتیب داد.
باختن
او مسابقه را با کسری از ثانیه باخت.
نتیجه
آزمایش نتایج غیرمنتظرهای به همراه داشت که منجر به تحقیقات بیشتر شد.
نمره
نمرات امتحان از 100 محاسبه شدند.
هواپیما
او تماشا کرد که هواپیما در دوردست ناپدید شد.
دیر
پاسخ دیر هنگام مشتری، زمانبندی پروژه را به تأخیر انداخت.
چمدان
او برای حمل تمام چمدانهایش از پلههای هتل به سختی تلاش کرد.
تکالیف مدرسه
آنها باید تکالیف مدرسه خود را قبل از بیرون رفتن کامل میکردند.
سخت
درک زبان شکسپیر در نمایشنامههایش میتواند برای دانشآموزان دبیرستانی دشوار باشد.
خستهکننده
فیلم خستهکننده بود و من وسط آن خوابم برد.
توصیف کردن
راهنما اهمیت تاریخی ویرانههای باستانی را توضیح داد.
احساس
گاهی اوقات، یک آغوش ساده میتواند بیش از کلمات انتقال دهد، بیانگر احساسی عمیق از عشق و ارتباط.
مضطرب
خسته و بیحوصله
او حوصلهاش سر رفته چون در خانه کاری برای انجام دادن ندارد.
گیج
او درباره احساساتش نسبت به دوستش سردرگم بود.
آزردهخاطر
وقتی همکارش در طول جلسه بارها حرفش را قطع کرد، عصبانی شد.
راضی
خندههای شاد کودکان در زمین بازی طنین انداز شد.
خجالتزده
چهرههای خجالتزده پس از شوخی ناجور اتاق را پر کردند.
حسود
او سعی کرد احساسات حسودانه خود را پنهان کند، اما آنها در اظهارات منفعل-پرخاشگرانهاش نشان داده شدند.
هیجانزده
جمعیت برای تماشای نمایش آتشبازی در شب سال نو هیجانزده بود.
وحشتزده
وقتی صداهای عجیبی بیرون پنجره شنید، احساس ترس کرد.
مفتخر
آنها از خانه جدیدشان مغرور بودند پس از سالها کار سخت برای تأمین آن.
تسکین یافته (از درد یا غم)
او پس از اتمام پروژه بزرگش در محل کار، احساس آسودگی کرد.
حیرتزده
چهره شوکهشده او ناباوریاش را در برابر این اعلامیه نشان داد.
مشکوک
مدیر وقتی که ناهمخوانیهایی در گزارشهای مالی مشاهده کرد مشکوک شد.
ناراحت
کودک پس از گم کردن اسباببازی مورد علاقهاش احساس ناراحتی کرد.
مضر
مصرف مقادیر بیش از حد نوشیدنیهای شیرین میتواند اثرات منفی بر سلامت کلی داشته باشد.
کوچک
پرنده کوچک به نرمی بیرون پنجره آواز خواند، به صبح ملودی افزود.
به شدت
مسابقه بسیار رقابتی بود، همه را روی لبه صندلیهایشان نگه داشت.
نسبتاً
فیلم نسبتاً خستهکننده بود، تقریباً خوابم برد.