کتاب 'سلوشنز' پیش‌متوسطه - واحد 7 - 7A

در اینجا واژگان واحد 7 - 7A در کتاب درسی Solutions Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "مشاور املاک"، "لوازم آرایشی"، "خشکشویی"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'سلوشنز' پیش‌متوسطه
number [اسم]
اجرا کردن

عدد

Ex: Please enter the PIN number to access your account securely .

لطفاً عدد PIN را برای دسترسی ایمن به حساب خود وارد کنید.

currency [اسم]
اجرا کردن

پول رایج

Ex: Travelers often need to exchange their currency at the airport .

مسافران اغلب نیاز دارند که ارز خود را در فرودگاه تعویض کنند.

dollar [اسم]
اجرا کردن

دلار

Ex: The new game costs sixty dollars , but I 'm waiting for it to go on sale .

بازی جدید شصت دلار هزینه دارد، اما من منتظر هستم تا حراج شود.

euro [اسم]
اجرا کردن

یورو (واحد پول با نماد €)

Ex: The necklace is priced at a hundred euros , but it 's very beautiful .

گردنبند به قیمت صد یورو است، اما بسیار زیباست.

pound [اسم]
اجرا کردن

پوند (واحد پول با نماد £)

Ex: The souvenir was a little expensive at fifteen pounds .

یادگاری با پانزده پوند کمی گران بود.

yen [اسم]
اجرا کردن

یِن (واحد پول ژاپن)

Ex: In Japan , you can pay for many services using yen .

در ژاپن، می‌توانید برای بسیاری از خدمات با ین پرداخت کنید.

shop [اسم]
اجرا کردن

مغازه

Ex:

او در تعطیلات تابستانی خود نیمه وقت در یک کافی شاپ کار کرد.

baker's [اسم]
اجرا کردن

مغازه نان‌‌فانتزی

Ex:

آنها همیشه صبح یکشنبه ها به نانوایی سر می زنند تا کروسان تازه بخرند.

bank [اسم]
اجرا کردن

بانک

Ex: They visited the bank to apply for a loan to purchase a car .

آنها به بانک مراجعه کردند تا برای خرید ماشین وام بگیرند.

butcher's [اسم]
اجرا کردن

قصابی

Ex:

آنها همیشه هم تعطیلات خود را از قصابی محلی می‌خرند.

charity [اسم]
اجرا کردن

موسسه خیریه

Ex: He volunteers at a local charity that distributes food to the needy .

او در یک خیریه محلی داوطلب می‌شود که غذا به نیازمندان توزیع می‌کند.

shop [اسم]
اجرا کردن

مغازه

Ex:

او در تعطیلات تابستانی خود نیمه وقت در یک کافی شاپ کار کرد.

chemist's [اسم]
اجرا کردن

داروخانه

Ex:

داروخانه محلی دیروقت باز بود، که برای خریدهای آخر دقیقه مناسب بود.

coffee shop [اسم]
اجرا کردن

کافی‌شاپ

Ex: She sat in the corner of the coffee shop , reading a book .

او در گوشه‌ای از کافی‌شاپ نشسته بود و کتاب می‌خواند.

اجرا کردن

لباس‌فروشی

Ex: She tried on several shirts at the clothes shop before choosing one .

او قبل از انتخاب یکی، چندین پیراهن را در فروشگاه لباس امتحان کرد.

cosmetics [اسم]
اجرا کردن

لوازم آرایش

Ex: He learned how to apply cosmetics through online tutorials .

او یاد گرفت که چگونه لوازم آرایشی را از طریق آموزش‌های آنلاین اعمال کند.

store [اسم]
اجرا کردن

مغازه

Ex: The pet store has everything for your pet 's needs .

فروشگاه حیوانات خانگی همه چیز برای نیازهای حیوان خانگی شما دارد.

اجرا کردن

اغذیه‌فروشی

Ex: She loves exploring the delicatessen for unique culinary ingredients .

او عاشق گشتن در غذافروشی ویژه برای یافتن مواد اولیه منحصر به فرد آشپزی است.

اجرا کردن

مرکز باغبانی

Ex: He bought new gardening tools from the local garden center .

او ابزار باغبانی جدیدی از مرکز باغبانی محلی خرید.

florist's [اسم]
اجرا کردن

گل‌فروشی

Ex:

گل فروشی تحویل در همان روز برای مناسبت‌های ویژه ارائه می‌دهد.

اجرا کردن

میوه‌فروشی

Ex:

سیب‌زمینی‌ها در سبزی‌فروشی بسیار تازه به نظر می‌رسیدند.

اجرا کردن

آرایشگاه

Ex:

آرایشگاه خدمات رنگ‌آمیزی و آرایش مو ارائه می‌دهد.

jeweller's [اسم]
اجرا کردن

طلا‌فروشی

Ex:

او هفته گذشته یک جفت گوشواره طلا از جواهرفروش خرید.

launderette [اسم]
اجرا کردن

رختشوی‌خانه

Ex: Students often use the launderette near their dormitories .

دانشجویان اغلب از خشکشویی نزدیک به خوابگاه های خود استفاده می کنند.

newsagent's [اسم]
اجرا کردن

دکه روزنامه‌فروشی

Ex:

دکه روزنامه‌فروشی طیف گسترده‌ای از مجلات، از مد گرفته تا ورزشی را عرضه می‌کرد.

optician's [اسم]
اجرا کردن

چشم پزشکی

Ex:

او برای پسرش در عینک‌فروشی وقت گرفت.

post office [اسم]
اجرا کردن

اداره پست

Ex: They offer various postal services , such as express delivery and registered mail , at the post office .

آنها خدمات پستی مختلفی مانند تحویل سریع و پست سفارشی را در دفتر پست ارائه می‌دهند.

shoe shop [اسم]
اجرا کردن

مغازه کفش‌فروشی

Ex: The shoe shop offers discounts during seasonal sales .

فروشگاه کفش در طول فروش های فصلی تخفیف ارائه می دهد.

stationer's [اسم]
اجرا کردن

مغازه لوازم‌التحریر

Ex:

فروشگاه لوازم التحریر تخفیف‌هایی برای خرید عمده لوازم اداری ارائه می‌دهد.

takeaway [اسم]
اجرا کردن

غذای بیرون‌بر

Ex: We ’re having takeaway tonight because I do n’t feel like cooking .

امشب غذای بیرون‌بر می‌خوریم چون حوصله آشپزی ندارم.

shopping [اسم]
اجرا کردن

خرید

Ex: The festival included music , food , and shopping .

جشنواره شامل موسیقی، غذا و خرید بود.

bargain [اسم]
اجرا کردن

جنس مفت (اصطلاحی)

Ex: The handbag was a bargain considering its brand and quality .

کیف دستی با توجه به برند و کیفیتش یک معامله خوب بود.

coupon [اسم]
اجرا کردن

کالابرگ

Ex: The coupon was valid for one month only .

کوپن فقط برای یک ماه معتبر بود.

discount [اسم]
اجرا کردن

تخفیف

Ex: The online retailer provided a discount code that allowed customers to save money on their orders .

خرده‌فروش آنلاین یک کد تخفیف ارائه داد که به مشتریان امکان ذخیره پول در سفارشاتشان را داد.

code [اسم]
اجرا کردن

کد

Ex: Enter the code to unlock the door .

کد را وارد کنید تا در باز شود.

price tag [اسم]
اجرا کردن

برچسب قیمت

Ex: The price tag on the vintage collectible indicated its value had increased over the years .

برچسب قیمت روی کلکسیون قدیمی نشان می‌داد که ارزش آن در طول سال‌ها افزایش یافته است.

receipt [اسم]
اجرا کردن

رسید

Ex: The gas pump offers a receipt after you fill up .

پمپ بنزین پس از پر کردن باک، رسید ارائه می‌دهد.

refund [اسم]
اجرا کردن

بازپرداخت

Ex: The store ’s policy guarantees a refund within 30 days of purchase .

سیاست فروشگاه تضمین عودت وجه را تا 30 روز پس از خرید می‌دهد.

sale [اسم]
اجرا کردن

فروش

Ex: The sale of the old family house made everyone nostalgic .

فروش خانه قدیمی خانواده همه را نوستالژیک کرد.

اجرا کردن

مشاور املاک

Ex: He visited the office of the estate agent to discuss his options .

او به دفتر مشاور املاک سر زد تا در مورد گزینه‌هایش بحث کند.

اجرا کردن

پیشنهاد ویژه

Ex: They advertised a special offer of buy one , get one free .

آنها یک پیشنهاد ویژه از خرید یک، دریافت یک رایگان را تبلیغ کردند.