کتاب 'سلوشنز' پیشمتوسطه - فرهنگ 8
در اینجا واژگان فرهنگ 8 در کتاب درسی Solutions Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند 'deerstalker'، 'متکبر'، 'بدبین'، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
a piece of clothing with long sleeves, worn outdoors and over other clothes to keep warm or dry

پالتو, کت بلند
من نیاز دارم یک کت جدید برای فصل آینده بخرم.
a piece of clothing often with a brim that we wear on our heads, for warmth, as a fashion item or as part of a uniform

کلاه
پدرم همیشه قبل از ورود به خانه کلاه خود را روی قلاب کنار در میگذارد.
a type of hat with two visors, one in front and one in back, traditionally worn for hunting

کلاه شکار (که دو سایبان یکی در جلو و یکی در عقب دارد)
کلاه سنتی deerstalker اغلب در فیلمهای قدیمی دیده میشود.
a glassy object that is capable of making small objects seem larger

ذرهبین
او ذرهبین را روی نقشه نگه داشت تا نوشتههای کوچک را راحتتر بخواند.
a tube of metal, plastic, or other material used to smoke tobacco or other substances

پیپ
او از یک عصر آرام در ایوان با پیپ خود و یک کتاب خوب لذت برد.
all the qualities that shape a person's character and make them different from others

شخصیت, خصوصیت اخلاقی
با اینکه آنها دوقلو هستند، شخصیتهایشان کاملاً متفاوت است.
showing a proud, unpleasant attitude toward others and having an exaggerated sense of self-importance

مغرور, متکبر
با اعتماد به نفس بودن خوب است، اما اجازه ندهید که به تکبر تبدیل شود.
having no fear when doing dangerous or painful things

شجاع
آتشنشان شجاع به ساختمان در حال سوختن هجوم برد تا جانها را نجات دهد.
having a temperature lower than the human body's average temperature

سرد
من یک کت گرم پوشیدم تا خودم را از باد سرد محافظت کنم.
having a strong belief in one's abilities or qualities

بااعتمادبهنفس
من مطمئنم که میتوانیم پروژه را به موقع به پایان برسانیم.
(of a person) interested in learning and knowing about things

کنجکاو
طبیعت کنجکاو او باعث شد تا کتابهایی در مورد طیف گستردهای از موضوعات بخواند.
having a distrustful or negative outlook, often believing that people are motivated by self-interest

بدبین
اظهارات بدبینانه او درباره سیاست، بیاعتمادی او به سیاستمداران و انگیزههایشان را نشان میداد.
in a way that something is done without much trouble or exertion

بهآسانی, بهراحتی
گربه به راحتی روی مبل پرید.
tired and unhappy because there is nothing to do or because we are no longer interested in something

خسته و بیحوصله, کسل
او در طول سخنرانی طولانی و کند احساس کسلشدگی کرد.
displaying or having creativity or originality

خیالانگیز, مبتکرانه، خلاق
داستانسرایی تخیلی او مخاطبان را مجذوب خود کرد و آنها را به دنیاهای خیالی برد.
good at learning things, understanding ideas, and thinking clearly

باهوش, هوشمند
سیستمهای هوشمند برای نظارت بر جریان ترافیک در شهر استفاده میشوند.
based on clear reasoning or sound judgment

منطقی
او با ذهنیتی منطقی به مسئله نزدیک شد، هر راهحل بالقوه را به صورت سیستماتیک تحلیل کرد.
very good at or quick in noticing small details in someone or something

تیز (در توجه به جزئیات), تیزبین
طبیعت توجه او به او اجازه میدهد تا حتی کوچکترین اختلافات را در اسناد یا ارائهها متوجه شود.
feeling satisfied with someone or one's possessions, achievements, etc.

مفتخر, خشنود
او از عملکرد پسرش در نمایش مدرسه افتخار میکرد.
unwilling to change one's attitude or opinion despite good reasons to do so

لجباز, کلهشق، یکدنده
سرسختی او در امتناع از مصالحه منجر به مشاجرات مکرر با همکارانش شد.
showing no visible signs of feelings

بیاحساس, سرد، بیروح
رفتار بیاحساس او تشخیص اینکه واقعاً چه احساسی دارد را دشوار میکرد.
feeling or displaying no compassion

بیاحساس, بیعاطفه
او احساس کرد که نگرش بیاحساس او وضعیت را بدتر کرد.
taking great pride in one's abilities, appearance, etc.

مغرور, متکبر
رفتار خودپسندانه بازیگر کار را برای همبازیهایش سخت کرد تا با او کار کنند.
to analyze someone or something in detail

سنجیدن, بررسی کردن
او قبل از امضا، قرارداد را به دقت بررسی کرد.
