کتاب 'فور کرنرز' 1 - واحد 12 درس الف

در اینجا واژگان از واحد 12 درس A در کتاب درسی Four Corners 1 را پیدا خواهید کرد، مانند "فوریه"، "تاریخ"، "فارغ التحصیل" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'فور کرنرز' 1
month [اسم]
اجرا کردن

ماه (سی روز)

Ex: The school semester starts next month .

ترم تحصیلی ماه آینده شروع می‌شود.

date [اسم]
اجرا کردن

تاریخ

Ex: The wedding date is set for next month .

تاریخ عروسی برای ماه آینده تعیین شده است.

January [اسم]
اجرا کردن

ژانویه

Ex: As January progresses , daylight hours gradually increase , signaling the slow transition from winter to spring .

همانطور که ژانویه پیش می‌رود، ساعات روشنایی روز به تدریج افزایش می‌یابد، که نشانگر انتقال آهسته از زمستان به بهار است.

February [اسم]
اجرا کردن

فوریه

Ex: In February , the air begins to feel a bit milder as winter gradually gives way to the promise of spring .

در فوریه، هوا شروع به احساس کمی ملایم‌تر می‌کند در حالی که زمستان به تدریج راه را به وعده بهار می‌دهد.

March [اسم]
اجرا کردن

مارس

Ex:

مارس نشانگر گذار از زمستان به بهار است، با روزهای طولانی‌تر و ظهور گل‌های رنگارنگ مانند نرگس و لاله.

April [اسم]
اجرا کردن

آوریل

Ex: In many cultures , April is associated with Easter , a Christian holiday celebrating the resurrection of Jesus Christ , marked by traditions like egg hunts and religious services .

در بسیاری از فرهنگ‌ها، آوریل با عید پاک مرتبط است، یک تعطیلات مسیحی که به مناسبت رستاخیز عیسی مسیح جشن گرفته می‌شود و با سنت‌هایی مانند شکار تخم‌مرغ و خدمات مذهبی مشخص می‌شود.

May [اسم]
اجرا کردن

ماه مه

Ex:

مه، که در اول مه جشن گرفته می‌شود، در بسیاری از کشورها به عنوان یک تعطیلات عمومی شناخته می‌شود، که اغلب با جشنواره‌ها، رژه‌ها و سایر جشن‌ها مشخص می‌شود.

June [اسم]
اجرا کردن

ژوئن

Ex: Father 's Day , celebrated on the third Sunday of June in various countries , honors fathers and fatherhood with gifts , cards , and family gatherings .

روز پدر، که در سومین یکشنبه ژوئن در کشورهای مختلف جشن گرفته می‌شود، با هدایا، کارت‌ها و گردهمایی‌های خانوادگی از پدران و پدر بودن تجلیل می‌کند.

July [اسم]
اجرا کردن

ژوئیه

Ex: In some regions , July marks the beginning of harvest season , with farmers busy harvesting crops such as corn , tomatoes , berries , and other fruits and vegetables .

در برخی مناطق، جولای نشانگر آغاز فصل برداشت است، با کشاورزانی که مشغول برداشت محصولاتی مانند ذرت، گوجه‌فرنگی، توت و سایر میوه‌ها و سبزیجات هستند.

August [اسم]
اجرا کردن

ماه اوت

Ex:

بسیاری از خانواده‌ها از اوت به عنوان فرصتی برای تعطیلات آخر دقیقه قبل از پایان تعطیلات تابستانی استفاده می‌کنند، از پارک‌های تفریحی دیدن می‌کنند، به استراحتگاه‌ها می‌روند یا به سفرهای جاده‌ای می‌روند.

September [اسم]
اجرا کردن

سپتامبر

Ex: September often sees the start of various cultural events and festivals , including harvest festivals , art exhibitions , and music concerts , offering entertainment options for communities .

سپتامبر اغلب شاهد شروع رویدادهای فرهنگی و جشنواره‌های مختلف از جمله جشنواره‌های برداشت، نمایشگاه‌های هنری و کنسرت‌های موسیقی است که گزینه‌های سرگرمی را برای جوامع ارائه می‌دهد.

October [اسم]
اجرا کردن

اکتبر

Ex: In some cultures , October is associated with harvest festivals and agricultural celebrations , where communities come together to give thanks for the bounty of the season and share in traditional foods and rituals .

در برخی فرهنگ‌ها، اکتبر با جشن‌های برداشت محصول و جشن‌های کشاورزی همراه است، جایی که جوامع برای سپاسگزاری از فراوانی فصل و به اشتراک گذاشتن غذاها و مراسم سنتی گرد هم می‌آیند.

November [اسم]
اجرا کردن

نوامبر

Ex: In some regions , November brings the first snowfall of the season , transforming landscapes into winter wonderlands and offering opportunities for outdoor activities like skiing , snowboarding , and building snowmen .

در برخی مناطق، نوامبر اولین بارش برف فصل را به همراه می‌آورد، مناظر را به شگفتی‌های زمستانی تبدیل می‌کند و فرصت‌هایی را برای فعالیت‌های فضای باز مانند اسکی، اسنوبورد و ساختن آدم برفی فراهم می‌کند.

December [اسم]
اجرا کردن

دسامبر

Ex: December is a month of festive celebrations , with many cultures around the world observing holidays such as Christmas , Hanukkah , and Kwanzaa with decorations , gatherings , and gift-giving .

دسامبر ماهی از جشن‌های شاد است، با بسیاری از فرهنگ‌ها در سراسر جهان که تعطیلاتی مانند کریسمس، حنوکا و کوانزا را با تزئینات، گردهمایی‌ها و هدیه دادن جشن می‌گیرند.

first [صفت]
اجرا کردن

اول

Ex: She was his first wife .

او اولین همسرش بود.

second [صفت]
اجرا کردن

دوم

Ex: The second day of the conference focused on workshops .

روز دوم کنفرانس بر کارگاه‌ها متمرکز بود.

third [صفت]
اجرا کردن

سوم

Ex: The third day of our trip was the most fun .

سومین روز سفر ما از همه سرگرم‌کننده‌تر بود.

fourth [صفت]
اجرا کردن

چهارم

Ex: Tim is in his fourth year of studying computer science at the university .

تیم در چهارمین سال تحصیل خود در رشته علوم کامپیوتر در دانشگاه است.

fifth [صفت]
اجرا کردن

پنجم

Ex: The recipe calls for adding the spices in the fifth step .

دستور العمل افزودن ادویه‌ها را در مرحله پنجم می‌طلبد.

sixth [صفت]
اجرا کردن

ششم

Ex:

کافی شاپ مورد علاقه ما در گوشه خیابان اوک و خیابان ششم قرار دارد.

seventh [صفت]
اجرا کردن

هفتم

Ex: The seventh floor of the library houses an extensive collection of historical documents .

طبقه هفتم کتابخانه مجموعه‌ای گسترده از اسناد تاریخی را در خود جای داده است.

eighth [صفت]
اجرا کردن

هشتم

Ex: The scientist made a groundbreaking discovery during his eighth year of research .

دانشمند در هشتمین سال تحقیقات خود یک کشف انقلابی انجام داد.

ninth [صفت]
اجرا کردن

نهم

Ex:

جکسون با افتخار روبان مقام نهم خود را از نمایشگاه علوم روی تابلو اعلانات کلاس آویزان کرد.

tenth [صفت]
اجرا کردن

دهم

Ex:

سامانتا با افتخار مدال مقام دهم را در مسابقه ملی هجی کردن دریافت کرد و مهارت زبانی خود را به نمایش گذاشت.

eleventh [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

یازدهم

Ex:

ساعت یازدهم اغلب برای توصیف یک تصمیم یا اقدام در آخرین لحظه استفاده می‌شود.

twelfth [صفت]
اجرا کردن

دوازدهم

Ex: She received her twelfth award for excellence in teaching , highlighting her dedication to education .

او دوازدهمین جایزه خود را برای تعالی در تدریس دریافت کرد که نشان دهنده تعهد او به آموزش است.

thirteenth [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

سیزدهم

Ex:

او در ماراتن در رده سیزدهم به پایان رسید و یک رکورد شخصی ثبت کرد.

fourteenth [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

چهاردهم

Ex:

تولد او در چهاردهمین روز هر ماه می‌افتد، که به خاطر سپردن آن را آسان می‌کند.

fifteenth [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

پانزدهم

Ex:

او در مسابقه پانزدهم شد و رتبه خود را نسبت به سال قبل بهبود بخشید.

sixteenth [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

شانزدهم

Ex:

شانزدهم اکتبر سالگرد یک رویداد تاریخی مهم را نشان می‌دهد.

seventeenth [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

هفدهم

Ex:

او در مسابقات تنیس هفدهم شد، که پیشرفت قابل توجهی نسبت به سال گذشته است.

eighteenth [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

هجدهم

Ex:

او در مسابقه در جایگاه هجدهم به پایان رسید، که نشان دهنده فداکاری و کار سخت او بود.

nineteenth [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

نوزدهم

Ex:

او در نوزدهمین روز ماه متولد شد، که این باعث می‌شود روز تولدش هر سال یک مناسبت خاص باشد.

twentieth [صفت]
اجرا کردن

بیستم

Ex: He finished in twentieth place in the tournament , which was a great achievement for his first time competing .

او در مسابقه در رده بیستم به پایان رسید، که برای اولین بار رقابت کردنش یک دستاورد بزرگ بود.

اجرا کردن

بیست و یکم

Ex: The twenty-first century has brought about rapid advancements in technology and communication .

قرن بیست و یکم پیشرفت‌های سریعی در فناوری و ارتباطات به همراه داشته است.

اجرا کردن

بیست و دوم

Ex: She plans to submit her project by the twenty-second of next month to meet the deadline .

او قصد دارد پروژه خود را تا بیست و دوم ماه آینده ارائه دهد تا مهلت را رعایت کند.

اجرا کردن

بیست و سوم

Ex: He ranked twenty-third in the competition , which motivated him to train harder for next time .

او در مسابقه بیست و سوم شد، که این موضوع او را برای بار بعدی به تمرین سخت‌تر ترغیب کرد.

اجرا کردن

بیست و چهارم

Ex: He placed twenty-fourth in the race , which encouraged him to set new goals for future competitions .

او در مسابقه بیست و چهارم شد، که او را تشویق کرد تا اهداف جدیدی برای رقابت‌های آینده تعیین کند.

اجرا کردن

بیست و پنجم

Ex: He finished in twenty-fifth place in the marathon , which was a significant achievement for his first attempt .

او در ماراتن در رتبه بیست و پنجم به پایان رسید، که برای اولین تلاشش یک دستاورد قابل توجه بود.

اجرا کردن

بیست و ششم

Ex: He finished the race in twenty-sixth place , which was better than he had anticipated .

او مسابقه را در جایگاه بیست و ششم به پایان رساند، که بهتر از چیزی بود که انتظار داشت.

اجرا کردن

بیست و هفتم

Ex: He finished the competition in twenty-seventh place , feeling proud of his performance despite the tough competition .

او مسابقه را در جایگاه بیست و هفتم به پایان رساند، با وجود رقابت سخت از عملکرد خود احساس غرور می‌کرد.

اجرا کردن

بیست و هشتم

Ex: He ranked twenty-eighth in the tournament , which motivated him to improve his skills for next time .

او در مسابقه بیست و هشتم شد، که این انگیزه‌ای برای او بود تا مهارت‌هایش را برای دفعه بعد بهبود بخشد.

اجرا کردن

بیست و نهم

Ex: He finished the marathon in twenty-ninth place , which was an impressive achievement for his first attempt .

او ماراتن را در جایگاه بیست و نهم به پایان رساند، که برای اولین تلاشش یک دستاورد چشمگیر بود.

thirtieth [عدد]
اجرا کردن

سی‌اُم

Ex:

او در مسابقه سی‌ام شد، با وجود رقابت سخت از عملکرد خود احساس افتخار می‌کرد.

اجرا کردن

سی و یکم

Ex: He finished in thirty-first place in the tournament , which motivated him to train harder for future competitions .

او در مسابقه در رده سی و یکم به پایان رسید، که او را برای تمرین سخت‌تر برای رقابت‌های آینده ترغیب کرد.

special [صفت]
اجرا کردن

خاص

Ex: They decorated the room with balloons to make it look special .

آنها اتاق را با بادکنک‌ها تزئین کردند تا ویژه به نظر برسد.

to graduate [فعل]
اجرا کردن

فارغ‌التحصیل شدن

Ex: She plans to graduate early so she can start her career .

او قصد دارد زودتر فارغ‌التحصیل شود تا بتواند شغل خود را شروع کند.

high school [اسم]
اجرا کردن

دبیرستان

Ex: High school graduation is a significant milestone for students , marking the culmination of years of hard work and the beginning of new opportunities in higher education or the workforce .

فارغ‌التحصیلی از دبیرستان یک نقطه عطف مهم برای دانش‌آموزان است که نشان‌دهنده اوج سال‌ها کار سخت و شروع فرصت‌های جدید در آموزش عالی یا نیروی کار است.

to start [فعل]
اجرا کردن

شروع به انجام کاری کردن

Ex: She started using a new skincare product for her acne .

او استفاده از یک محصول مراقبت از پوست جدید برای آکنه خود را آغاز کرد.

college [اسم]
اجرا کردن

دانشگاه

Ex: Many students from rural areas move to urban areas to attend college and pursue higher education .

بسیاری از دانش‌آموزان از مناطق روستایی به مناطق شهری نقل مکان می‌کنند تا در دانشگاه تحصیل کنند و آموزش عالی را دنبال کنند.

skydiving [اسم]
اجرا کردن

چتربازی

Ex: Skydiving can be a transformative experience , pushing individuals out of their comfort zones and instilling a sense of accomplishment and confidence .

پرش با چتر می‌تواند یک تجربه دگرگون‌کننده باشد، که افراد را از منطقه امن خود خارج می‌کند و حس موفقیت و اعتماد به نفس را در آنها ایجاد می‌کند.

birthday [اسم]
اجرا کردن

روز تولد

Ex:

آنها اتاق را با بادکنک‌ها و نوارها برای جشن تولد تزئین کردند.

to wait [فعل]
اجرا کردن

صبر کردن

Ex: Patients are asked to wait in the waiting room until their name is called .

از بیماران خواسته می‌شود در اتاق انتظار صبر کنند تا نامشان خوانده شود.

married [صفت]
اجرا کردن

متأهل

Ex: Both married and single employees are eligible for the program .

هر دو کارمند متأهل و مجرد واجد شرایط برنامه هستند.

holiday [اسم]
اجرا کردن

تعطیلات

Ex: His favorite holiday destination is a remote cabin in the woods , where he can disconnect from technology .

مقصد مورد علاقه او در تعطیلات یک کلبه دورافتاده در جنگل است، جایی که می‌تواند از فناوری جدا شود.

wedding [اسم]
اجرا کردن

عروسی

Ex: After the wedding , the couple left for their honeymoon in Italy .

بعد از عروسی، زوج برای ماه عسل به ایتالیا رفتند.