کتاب 'انگلیش ریزالت' فوق متوسط - واحد 9 - 9D

در اینجا واژگان واحد 9 - 9D از کتاب درسی English Result Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "ویران شده"، "مبهوت"، "شگفت زده" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'انگلیش ریزالت' فوق متوسط
feeling [اسم]
اجرا کردن

احساس

Ex: Sometimes , a simple hug can convey more than words , expressing a deep feeling of love and connection .

گاهی اوقات، یک آغوش ساده می‌تواند بیش از کلمات انتقال دهد، بیانگر احساسی عمیق از عشق و ارتباط.

ashamed [صفت]
اجرا کردن

شرمنده

Ex: He was ashamed , feeling like he had let down his family .
delighted [صفت]
اجرا کردن

راضی

Ex: The delighted laughter of the children echoed through the playground .

خنده‌های شاد کودکان در زمین بازی طنین انداز شد.

moved [صفت]
اجرا کردن

متأثر

Ex:

آن‌ها از سخاوت غریبه‌ها در طول بحرانشان تحت تاثیر قرار گرفتند.

stunned [صفت]
اجرا کردن

بهت زده

Ex: He felt stunned by the realization that he had won the lottery .

او با درک این که در قرعه‌کشی برنده شده است، مبهوت شد.

tempted [صفت]
اجرا کردن

وسوسه شده

Ex:

من وسوسه شدم که تلفنم را در طول جلسه چک کنم.

surprised [صفت]
اجرا کردن

متعجب

Ex: She looked surprised when they threw her a birthday party .

او متعجب به نظر می‌رسید وقتی برایش جشن تولد گرفتند.

astonished [صفت]
اجرا کردن

متحیر

Ex:

آنها از زیبایی غروب خورشید بر فراز کوه‌ها متعجب شدند.

astounded [صفت]
اجرا کردن

شگفت‌زده

Ex:

تماشاگران از ترفندهای باورنکردنی شعبده‌باز متعجب شدند، به طوری که از تعجب زبانشان بند آمده بود.

remorseful [صفت]
اجرا کردن

پشیمان

Ex: The remorseful thief returned the stolen goods , hoping to make things right .

دزد پشیمان کالاهای دزدیده شده را بازگرداند، به امید جبران کردن.

touched [صفت]
اجرا کردن

شیفته

Ex:

مهربانی که آنها به من نشان دادند مرا تحت تأثیر گذاشت.

pleased [صفت]
اجرا کردن

خوشحال

Ex: He was pleased by the warm welcome he received .

او از استقبال گرمی که دریافت کرد خوشحال بود.

upset [صفت]
اجرا کردن

ناراحت

Ex: The child felt upset after losing his favorite toy .

کودک پس از گم کردن اسباب‌بازی مورد علاقه‌اش احساس ناراحتی کرد.