کتاب 'انگلیش ریزالت' فوق متوسط - واحد 9 - 9A
در اینجا واژگان واحد 9 - 9A از کتاب درسی English Result Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "تدبیر"، "پاسخگو"، "اجرایی" و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
sensitivity and consideration in dealing with others to avoid causing trouble or offense

ملاحظه, درایت
تدبیر او به او کمک کرد تا از موقعیت ناخوشایند به راحتی عبور کند.
careful not to make anyone upset or annoyed

باملاحظه, مبادیآداب
در موقعیتهای اجتماعی، او در هدایت مکالمات به دور از موضوعات بحثبرانگیز برای حفظ جو خوشایند با تدبیر بود.
something that comes to one's mind, such as, an idea, image, etc.

فکر, ایده، نظر
او افکار خود را درباره کتاب در یک بررسی متفکرانه به اشتراک گذاشت.
thinking deeply about oneself and one's experiences, often resulting in new understandings or realizations

متفکر
او در نقاشی آرامش یافت، فرآیندی اندیشمندانه که به او اجازه میداد احساساتش را بیان کند.
to bring something into existence or make something happen

به وجود آوردن, خلق کردن
هنرمند تصمیم گرفت یک مجسمه از مرمر بسازد.
making use of imagination or innovation in bringing something into existence

خلاق
دوست من بسیار خلاق است، او لباس خود را برای مهمانی طراحی و دوخت.
to think carefully about different things and choose one of them

تصمیم گرفتن, قصد کردن
من نتوانستم بین پیتزا یا پاستا تصمیم بگیرم، بنابراین هر دو را سفارش دادم.
powerful enough to determine the outcome of something

تعیینکننده, سرنوشتساز
او با اتخاذ یک روال تناسب اندام، گامی قطعی به سوی بهبود سلامت خود برداشت.
to make or have an image of something in our mind

تصور کردن
به عنوان یک کودک، او عادت داشت که تصور کند یک ابرقهرمان است و روز را نجات میدهد.
displaying or having creativity or originality

خیالانگیز, مبتکرانه، خلاق
او ذهنی خلاق دارد، که دائماً راهحلهای نوآورانه برای چالشها ارائه میدهد.
to make or design something that did not exist before

اختراع کردن
تا سال 2030، دانشمندان ممکن است درمانی برای این بیماری اختراع کنند.
(of an idea, method, etc.) unique, creative, and appealing due to its originality and novelty

خلاقانه و منحصربهفرد
او داستانی خلاقانه نوشت که با اصالت خود خوانندگان را مجذوب کرد.
to make the necessary arrangements for an event or activity to take place

ترتیب دادن, برپا کردن، برگزار کردن
کمیته در حال سازماندهی دستور کار برای اجلاس آینده است.
(of a person) managing one's life, work, and activities in an efficient way

منضبط, مرتب
او آنقدر منظم است که حتی وعدههای غذایی هفته را نیز برنامهریزی میکند.
to answer a question in spoken or written form

پاسخ دادن, جواب دادن
در حال حاضر، متخصص به سوالات مخاطبان به صورت فعال پاسخ میدهد.
reacting to people and events quickly and in a positive way

مشتاق, راغب
معلم به سوالات دانشآموزانش پاسخگو است، مطمئن میشود که همه مطالب را درک میکنند.
to interact and spend time with people

معاشرت کردن با, خوشوبش کردن با
آخر هفته گذشته، آنها به سرعت در یک گردهمایی خانوادگی معاشرت کردند.
possessing a friendly personality and willing to spend time with people

اجتماعی, معاشرتی
کارمند جدید به نظر اجتماعی میرسید، در حال گفتگو با همکاران در زمان ناهار.
all the qualities that shape a person's character and make them different from others

شخصیت, خصوصیت اخلاقی
مردم شخصیتهای متفاوتی دارند، با این حال همه ما نیازها و خواستههای اساسی یکسانی داریم.
something that is greatly desired

آرزو, خواسته
آرزوی من این است که یک روز اورست را فتح کنم.
trying or wishing to gain great success, power, or wealth

جاهطلب, بلندپرواز
طبیعت جاهطلبانه او باعث شد تا پروژههای چالشبرانگیزی را بپذیرد که دیگران غیرممکن میدانستند، بارها و بارها تواناییهای خود را ثابت کرد.
(of a person) careful to avoid danger or mistakes

محتاط, مراقب
کارآگاه با خوشبینی محتاطانه پیش رفت، به امید کشف سرنخهای جدید در پرونده.
the quality of being careful and attentive to possible danger or risk

احتیاط, هوشیاری
او با احتیاط زیادی به این وضعیت نزدیک شد.
a strong wish to learn something or to know more about something

کنجکاوی
کنجکاوی کودک درباره چگونگی کارکرد چیزها اغلب به ساعتها آزمایش و یادگیری منجر میشد.
(of a person) interested in learning and knowing about things

کنجکاو
او همیشه درباره فرهنگهای مختلف کنجکاو بود و عاشق سفر به مکانهای جدید بود.
an internal guide for behavior based on principles of right and wrong according to an established code of ethics

وجدان
وجدان او وادارش کرد که به خاطر سوءتفاهم عذرخواهی کند.
devoted fully to completing tasks and obligations to the highest standard

موشکاف, دقیق
او با تعهدی وجدانی به کار داوطلبانه خود نزدیک شد تا به دیگران کمک کند.
a sudden strong urge or desire to do something, often without thinking or planning beforehand

وسوسه, میل ناگهانی
او در برابر تمایل پاسخ دادن با عصبانیت به انتقاد مقاومت کرد.
acting on sudden desires or feelings without thinking about the consequences beforehand

ناگهانی
بدون در نظر گرفتن عواقب، الکس یک انتخاب تکاندهنده کرد تا با رئیس خود درباره یک مسئله جزئی روبرو شود.
a field of study that deals with the ways of thinking, explaining, and reasoning

منطق
برخی موضوعات مناظره نیازمند پایهای قوی در منطق هستند تا اطمینان حاصل شود که استدلالهای ارائه شده منسجم و معتبر هستند.
the true state of the world and the true nature of things, in contrast to what is imagined or thought

واقعیت
واقعیت مجازی به کاربران اجازه میدهد تا محیطهای شبیهسازی شده را تجربه کنند.
concerned with or based on something that is practical and achievable in reality

واقعگرایانه
اهداف او واقعگرایانه است، با در نظر گرفتن منابع موجود.
feelings of care and understanding toward other people's emotions, especially sadness or suffering

همدردی
ابراز همدردی نسبت به کسی که دوران سختی را میگذراند میتواند پیوندهای همدلی و حمایت را تقویت کند.
of or relating to the part of the nervous system that controls involuntary actions

مربوط به سیستم عصبی
وقتی وحشت زده میشویم، سیستم سمپاتیک بدن ما را برای واکنش سریع آماده میکند.
to provide someone or something with encouragement or help

حمایت کردن
معلم همیشه سعی میکند با ارائه کمک اضافی بعد از کلاس از دانشآموزانش حمایت کند.
giving encouragement or providing help

حمایتکننده, پشتیبان
سگ درمانی همراهی حمایتی را برای بیماران در بیمارستان فراهم کرد، که آرامش و حمایت عاطفی ارائه میداد.
to tell someone about the feelings or ideas that we have

حرف زدن, صحبت کردن
آنها از حرف زدن در مورد احساسات و عواطف خود لذت میبرند.
extremely willing to chat and have verbal communication with others

خوشمشرب
برخی افراد به طور طبیعی پرحرف و دوستانه هستند.
someone whose job involves performing in movies, plays, or series

بازیگر
بازیگر بااستعداد به راحتی طیف گستردهای از شخصیتها را از یک قهرمان تا یک شرور به تصویر کشید.
a person whose job is designing buildings and typically supervising their construction

معمار
به عنوان یک معمار، او از تبدیل دیدگاه های مشتریان خود به فضاهای کاربردی و زیبا لذت می برد.
a person in a high-ranking position who is responsible for making important decisions in a company or organization

مدیر
او با سایر مدیران اجرایی ملاقات کرد تا در مورد برنامههای توسعه بحث کند.
a writer who explores characters, events, and themes in depth through long narrative stories, particularly novels

رماننویس, نویسنده (رمان)
او اغلب از تجربیات زندگی خود الهام میگیرد تا به عنوان یک رماننویس شخصیتهای جذابی خلق کند.
| کتاب 'انگلیش ریزالت' فوق متوسط | |||
|---|---|---|---|
| واحد 8 - 8D | واحد 9 - 9A | واحد 9 - 9D | واحد 10 - 10A |
| واحد 10 - 10C | |||
