کتاب 'فیس تو فیس' متوسطه - واحد 4 - 4B
در اینجا واژگان از واحد 4 - 4B در کتاب درسی Face2Face Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "عاقل"، "مصمم"، "تهاجمی"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
a distinctive feature or trait that defines an individual's personality and behavior

خلقوخو, ویژگی
روح ماجراجویانه او یک ویژگی شخصیتی تعیین کننده است.
(of a person) eager to try new ideas, exciting things, and take risks

ماجراجو
روح ماجراجویانه او را به سمت امتحان کردن چتربازی، بانجی جامپینگ و سایر فعالیتهای هیجانانگیز سوق داد.
possessing a natural skill or ability for something

بااستعداد
دستان بااستعداد او سفالهای زیبایی میسازد که مورد تحسین بسیاری قرار میگیرد.
(of a person) displaying good judgment

معقول, عاقلانه، منطقی
او یک فرد منطقی است که از درام غیرضروری اجتناب میکند.
capable of understanding other people's emotions and caring for them

دلسوز, دارای حس همدردی
او پاسخی حساس به نگرانیهایش داد، که باعث شد احساس شنیده شدن کند.
having no fear when doing dangerous or painful things

شجاع
آتشنشان شجاع به ساختمان در حال سوختن هجوم برد تا جانها را نجات دهد.
having or displaying a strong will to achieve a goal despite the challenges or obstacles

قوی و مصمم, بااراده
او مصمم به یادگیری یک زبان جدید باقی ماند، هر روز تمرین میکرد.
able to be trusted to perform consistently well and meet expectations

قابل اطمینان
آنها در هر پروژهای که انجام دادهایم، به عنوان شرکای قابل اعتماد ثابت شدهاند.
able to do things as one wants without needing help from others

مستقل
علیرغم سن کم، او کاملاً مستقل است، امور مالی و مسئولیتهای خود را مدیریت میکند.
unwilling to change one's attitude or opinion despite good reasons to do so

لجباز, کلهشق، یکدنده
سرسختی او در امتناع از مصالحه منجر به مشاجرات مکرر با همکارانش شد.
trying or wishing to gain great success, power, or wealth

جاهطلب, بلندپرواز
او یک کارآفرین بلندپرواز است که دائماً به دنبال فرصتهای جدید برای گسترش امپراتوری تجاری خود است.
having a strong belief in one's abilities or qualities

بااعتمادبهنفس
من مطمئنم که میتوانیم پروژه را به موقع به پایان برسانیم.
focused on actions and real-life use, rather than on just ideas or theories

کاربردی, عملی
او از طریق کارآموزی در دوران تحصیل خود تجربه عملی کسب کرد.
having a willingness to freely give or share something with others, without expecting anything in return

سخاوتمند, دستودلباز
علیرغم مواجهه با مشکلات مالی، او بخشنده باقی ماند، آنچه اندک داشت با دیگرانی که کمتر خوشبخت بودند تقسیم میکرد.
(of a person) behaving in a way that is unkind or cruel

بدجنس
او با مسخره کردن ظاهر همکارش پشت سرش، خصلت بدجنس خود را نشان داد.
(of a person) having an obligation to do something or to take care of someone or something as part of one's job or role

مسئول, پاسخگو (در قبال چیزی)، عهدهدار
والدین مسئول آموزش ارزشها و مهارتهای زندگی به فرزندان خود هستند.
behaving in an angry way and having a tendency to be violent

پرخاشگر, تندخو
وقتی تحریک شد، تهاجمی شد و اغلب به رویارویی فیزیکی متوسل میشد.
having a hopeful and positive outlook on life, expecting good things to happen

خوشبین, مثبتاندیش
نگرش خوشبینانه او روحیه همه اطرافیانش را در دوران سخت بالا برد.
having or showing a negative view of the future and always waiting for something bad to happen

بدبین
نگرش بدبینانه او نسبت به روابط، اعتماد کردن به دیگران را برایش دشوار میکرد.
