having a mild and moderate nature

معتدل (در رفتار)
نگرش متعادل او نسبت به انتقادات به او کمک کرد تا با وقار با موقعیتهای دشوار کنار بیاید.
to change the position, order, or layout of something, often with the goal of improving its organization, efficiency, or appearance

دوباره مرتب کردن
او در حال مرتبکردن مجدد کتابها در قفسهها است تا نمایشی منسجمتر ایجاد کند.
to build something once again, after it has been destroyed or severely damaged

بازسازی کردن, از نو ساختن
to feel or experience something again

دوباره تجربه کردن
در حال گوش دادن به آهنگ مورد علاقه اش، او احساساتی را که اولین بار شنیدنش تجربه کرده بود دوباره به دست آورد.
to repay someone, typically for losses or expenses they have suffered

بازپرداختن
شرکت هواپیمایی مسافران را به خاطر مشکلات ناشی از لغو پروازها جبران خسارت خواهد کرد.
much smaller in scale or size compared to the usual form

مینیاتوری, خیلی کوچک
آنها یک نمایشگاه روستای مینیاتوری برای فصل تعطیلات برپا کردند، با خانههای کوچک و مجسمههای کوچک.
to reduce something to the lowest possible degree or amount, particularly something unpleasant

به پایینترین حد ممکن رساندن
تیم در حال حاضر در حال کار برای کاهش خطاها در انتشار جدید نرمافزار است.
a small group of people who differ in race, religion, etc. and are often mistreated by the society

اقلیت
آنها در مورد چگونگی تضمین فرصتهای برابر برای همه، از جمله اعضای اقلیتها بحث کردند.
incredibly small in size

ریز
اندازه فونت بسیار کوچک روی برچسب هشدار، خواندن آن را بدون ذره بین دشوار کرد.
small details that are easily overlooked

جزئیات بیاهمیت
در هنگام تصحیح، توجه به جزئیات ریز دستور زبان و نشانهگذاری برای اطمینان از یک سند صیقل داده شده و بدون خطا بسیار مهم است.
an overwhelming feeling of intense delight or extreme happiness

شادی یا لذت عمیق, حظ، شور و هیجان
تحقق یک رویای مادام العمر او را به حالت خلسه برد، با احساس عمیقی از کمال.
extremely excited and happy

سرخوش, سرمست
او پس از دریافت پیشنهاد شغل رویاییاش سرخوش بود.
to free someone or something from oppression or captivity

آزاد کردن, رهایی بخشیدن به
فعالان بیوقفه کار کردند تا حیوانات را از شرایط غیرانسانی مزرعه صنعتی آزاد کنند.
a person who believes people should have maximum freedom and minimal government control

طرفدار آزادی فردی
لیبرترینها اغلب با مقررات سختگیرانه دولتی مخالفت میکنند.
a person who abandons their political or religious belief often seen as a betrayal

مرتد, خائن
رفقای سابق اکنون او را به عنوان یک مرتد میدیدند.
an important early teacher of Christianity

مبلغ, فرستاده
حواریون در تأسیس کلیساهای اولیه نقش اساسی داشتند.
the act of abandoning a religious or political belief that one used to hold

ترک عقیده, برگشت از یک عقیده
ارتداد شخصیت تاریخی نقشی محوری در شکلدهی به منظر سیاسی آن زمان داشت.
the position and responsibility of the one who is sent for advocating Christianity

رسالت
