معتدل (در رفتار)
رویکرد متعادل او به غذا و نوشیدنی او را در سلامت نگه داشت.
دوباره مرتب کردن
آنها اخیراً چیدمان دفتر را برای جریان کار بهتر دوباره مرتب کردند.
بازسازی کردن
منطقه آموزشی بودجهای برای بازسازی زمین بازی دریافت کرد.
دوباره تجربه کردن
با خواندن دوباره کتاب مورد علاقه اش، او دوباره تجربه کرد لذت کشف داستان آن را برای اولین بار.
بازپرداختن
شرکت بیمه خسارات ناشی از آتشسوزی را به صاحبان خانه جبران خواهد کرد.
مینیاتوری
او یک مجسمه مینیاتوری از یک چهره تاریخی معروف تراشید، که استعدادش را در جزئیات نشان میداد.
به پایینترین حد ممکن رساندن
سازمان با سادهسازی عملیات خود، هزینهها را به حداقل رساند.
اقلیت
او از حقوق گروههای اقلیت دفاع میکند.
ریز
آنها پس از ساعتها جستجو، ردپاهای بسیار کوچک طلا را در بستر رودخانه کشف کردند.
جزئیات بیاهمیت
یک مدیر پروژه موفق باید به جزئیات ریز زمانبندی توجه کند، مطمئن شود که هر جزئیات کوچکی برای رعایت مهلتها در نظر گرفته شده است.
شادی یا لذت عمیق
اولین گاز از دسر خوشمزه او را با یک خلسه لحظهای پر کرد، در حالی که از طعمهای غنی لذت میبرد.
سرخوش
او از دیدن گروه مورد علاقهاش که در کنسرت زنده اجرا میکرد، بسیار هیجانزده و خوشحال بود.
آزاد کردن
تیم نجات پس از یک عملیات جسورانه گروگانها را آزاد کرد.
مرتد
پس از فرار به مخالفان، او را مرتد نامیدند.
ترک عقیده
شخصیت اصلی رمان با پیامدهای ارتداد خود دست و پنجه نرم کرد و با پیامدهای شخصی و اجتماعی روبرو شد.