کتاب 'فیس تو فیس' فوق متوسط - واحد 9 - 9B

در اینجا واژگان واحد 9 - 9B در کتاب درسی Face2Face Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "جذاب"، "بیش از حد ارزیابی کردن"، "دور از ذهن"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'فیس تو فیس' فوق متوسط
اجرا کردن

سرگرمی

Ex: Television is a major source of entertainment for many people .

تلویزیون منبع اصلی سرگرمی برای بسیاری از مردم است.

far-fetched [صفت]
اجرا کردن

بعید

Ex: The detective found the suspect ’s far-fetched alibi hard to take seriously .

کارآگاه معذرت غیرقابل باور مظنون را به سختی جدی گرفت.

believable [صفت]
اجرا کردن

قابل‌ باور

Ex: The scientist presented a believable explanation for the unusual phenomenon , backed by empirical evidence .

دانشمند توضیح قابل قبولی برای پدیده غیرعادی ارائه داد که با شواهد تجربی پشتیبانی می‌شد.

outstanding [صفت]
اجرا کردن

برجسته

Ex: The restaurant is known for its outstanding cuisine and impeccable service .

رستوران به خاطر آشپزی برجسته و خدمات بی‌نقصش معروف است.

predictable [صفت]
اجرا کردن

قابل پیش‌بینی

Ex: The team 's performance was predictable , given their consistent training regimen and discipline .

عملکرد تیم قابل پیش‌بینی بود، با توجه به رژیم تمرینی ثابت و انضباط آنها.

moving [صفت]
اجرا کردن

متحرک

Ex:

ابرهای در حال حرکت در آسمان شناور بودند، دائماً در حال تغییر شکل.

sentimental [صفت]
اجرا کردن

احساساتی

Ex: The novel has a sentimental portrayal of love and loss .

رمان یک تصویر احساساتی از عشق و از دست دادن دارد.

gripping [صفت]
اجرا کردن

هیجا‌ن‌انگیز

Ex:

فیلم مهیج با پیچ‌و‌تاب‌های جذاب داستان و صحنه‌های پرتعلیق، بینندگان را تا آخرین لحظه حدس‌زن نگه داشت.

memorable [صفت]
اجرا کردن

به‌یادماندنی

Ex: The speech he gave at the graduation was so inspiring that it became the most memorable part of the ceremony .

سخنرانی که او در مراسم فارغ‌التحصیلی ایراد کرد چنان الهام‌بخش بود که به به یاد ماندنی‌ترین بخش مراسم تبدیل شد.

to overrate [فعل]
اجرا کردن

به چیزی بیش از حد بها دادن

Ex: Many tourists overrate popular attractions without considering hidden gems .

بیش از حد ارزیابی می‌کنند بسیاری از گردشگران جاذبه‌های محبوب را، بدون در نظر گرفتن گنجینه‌های پنهان.

اجرا کردن

دست کم گرفتن

Ex: He realized he had underrated the difficulty of the exam after struggling with the questions .

او متوجه شد که پس از دست و پنجه نرم کردن با سوالات، کم‌تخمینی از سختی امتحان زده است.

realistic [صفت]
اجرا کردن

واقع‌گرایانه

Ex: Setting realistic goals helps ensure they are achievable within a reasonable timeframe .

تعیین اهداف واقع‌گرایانه کمک می‌کند تا در یک بازه زمانی معقول قابل دستیابی باشند.

scary [صفت]
اجرا کردن

ترسناک

Ex: The dentist is scary for many kids .

دندانپزشک برای بسیاری از کودکان ترسناک است.

weird [صفت]
اجرا کردن

عجیب

Ex: The magician did a weird trick that I still ca n't figure out .

شعبده باز یک حقه عجیب انجام داد که من هنوز نمی‌توانم بفهمم.

hilarious [صفت]
اجرا کردن

بامزه

Ex: The hilarious comedy show had the audience roaring with laughter from start to finish .

نمایش کمدی خنده‌دار تماشاگران را از ابتدا تا انتها به خنده انداخت.