مهارت‌های واژگان SAT 3 - درس 15

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 3
اجرا کردن

تقاطع کردن

Ex: The wires intersected , causing a short circuit .

سیم‌ها همدیگر را قطع کردند، باعث اتصال کوتاه شدند.

اجرا کردن

متنوع کردن (سخنرانی یا نوشته)

Ex: The teacher interspersed group activities with individual assignments to cater to different learning styles .

معلم فعالیت‌های گروهی را با تکالیف فردی درهم آمیخت تا به سبک‌های مختلف یادگیری پاسخ دهد.

اجرا کردن

پادرمیانی کردن

Ex: The teacher had to intervene when two students started arguing in the classroom .

معلم مجبور شد مداخله کند وقتی دو دانش‌آموز در کلاس شروع به جر و بحث کردند.

dialect [اسم]
اجرا کردن

گویش

Ex: African American Vernacular English ( AAVE ) is a dialect spoken primarily by African American communities in the United States , characterized by distinctive grammar , vocabulary , and intonation patterns .

انگلیسی عامیانه آفریقایی-آمریکایی (AAVE) یک گویش است که عمدتاً توسط جوامع آفریقایی-آمریکایی در ایالات متحده صحبت می‌شود و با دستور زبان، واژگان و الگوهای آهنگ گفتار متمایز مشخص می‌شود.

dialectical [صفت]
اجرا کردن

جدلی

Ex: The Socratic dialogues exemplify the dialectical process of questioning and probing for deeper insights .

گفتگوهای سقراطی نمونه‌ای از فرآیند دیالکتیکی پرسش و کاوش برای بینش‌های عمیق‌تر است.

incoherent [صفت]
اجرا کردن

بی‌ربط

Ex: The novel 's plot was so convoluted that it became incoherent , leaving readers confused .

طرح رمان آنقدر پیچیده بود که نامنسجم شد و خوانندگان را سردرگم کرد.

اجرا کردن

باورنکردنی

Ex: It was inconceivable to think that such a young child could solve such a complex puzzle .

فکر کردن به اینکه یک کودک خردسال بتواند چنین پازل پیچیده‌ای را حل کند غیرقابل تصور بود.

to advocate [فعل]
اجرا کردن

طرفداری کردن

Ex: The doctor continues to advocate for healthier lifestyles to prevent chronic diseases .

پزشک به حمایت از سبک‌های زندگی سالم‌تر برای پیشگیری از بیماری‌های مزمن ادامه می‌دهد.

chronic [صفت]
اجرا کردن

مزمن (بیماری)

Ex: Despite following a strict diet , Tim 's chronic diabetes requires constant monitoring of his blood sugar levels .

علیرغم رعایت رژیم غذایی سخت، دیابت مزمن تیم نیاز به نظارت مداوم بر سطح قند خون او دارد.

اجرا کردن

وقایع‌نگاری کردن

Ex: They chronicle the development of technology over the decades in a comprehensive timeline .

آنها توسعه فناوری را در طول دهه‌ها در یک جدول زمانی جامع ثبت می‌کنند.

chronology [اسم]
اجرا کردن

شرح وقایع به‌ترتیب زمانی

chronometer [اسم]
اجرا کردن

زمان‌سنج

Ex: The chronometer was essential for astronomers to track celestial events with precision .

کرنومتر برای اخترشناسان ضروری بود تا رویدادهای سماوی را با دقت ردیابی کنند.