واژگان آیلتس سطح مبتدی - توصیف ظاهر
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی را در مورد توصیف ظاهر، مانند "brunette"، "albino"، "skinny" و غیره که برای آزمون آیلتس لازم است یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
shaped like the common representation of a heart, with two equal curved parts

قلبیشکل
کلوچهها در قالب قلبی شکل برای عروسی پخته شدند.
(of a person) having a wider lower waist and narrower upper waist, resembling the shape of a pear

گلابیشکل (اندام)
علیرغم بالاتنه باریکش، اندام گلابی شکل او پیدا کردن لباسهایی که خوب اندازه شوند را دشوار میکرد.
(of a woman's body) attractive because of having curves

انحنادار (اندام), خوشاندام
قاب منحنی مدل او را به انتخاب محبوبی برای کمپینهای لباس زیر و مایو تبدیل کرد.
a person or animal born with no pigment, which is a genetic condition that can turn the skin and hair white and the eyes pink

زال
weighing more than what is considered healthy or desirable for one's body size and build

چاق, دارای اضافهوزن
بسیاری از مردم هنگامی که به دلیل عادات غذایی ناسالم اضافه وزن پیدا میکنند، با کاهش وزن دست و پنجه نرم میکنند.
having little or no hair on the head

کچل, طاس
آقای مسن یک سر کچل تمیز و مرتب داشت که به خوبی به او میآمد.
(of hair) having a spiral-like pattern

فرفری, فردار
موهای فر بچه بسیار دوستداشتنی بود و توجه زیادی را جلب میکرد.
having light-colored hair, usually blonde

موطلایی, بلوند
رمان شاهزاده خانم را به عنوان موطلایی و باوقار توصیف کرد.
the hair that grow on the chin and sides of a man’s face

ریش
ریش ضخیم او را بالغتر و متشخصتر نشان میداد.
having a very low amount of body fat

پوستواستخوان, لاغر
نوجوان لاغر به اشتباه بسیار جوانتر از سن واقعیاش تصور شد.
weighing less than the desired, healthy, or normal amount

لاغر
کم وزنی میتواند منجر به عوارض مختلف سلامتی مانند تضعیف سیستم ایمنی و کمبودهای تغذیهای شود.
the quality of arousing interest or drawing attention

جذابیت
جذابیت منطقه برای گردشگران اقتصاد را تقویت میکند.
(of a person) powerful with large well-developed muscles

هیکلی, ماهیچهای
پشت عضلانی او با قدرت موج میزد در حالی که جعبههای سنگین را به راحتی بلند میکرد.
(of a person or body part) attractively thin

باریک و ظریف
انگشتان باریک او به نرمی خطوط مجسمه را دنبال میکرد، در حالی که از جزئیات پیچیده آن لذت میبرد.
a small fold or line in a piece of cloth or in the skin, particularly the face

چروک, چین
چین روی پیراهنش به سختی قابل توجه بود، اما او قبل از جلسه سریع آن را اتو کرد.
moving or behaving in an elegant, pleasing, and attractive way

جذاب و دلنشین
حواصیل با زیبا بال زدن در آسمان به پرواز درآمد، نمادی از ظرافت و آزادی.
a skin condition in which small red spots appear on the face or the neck, mainly affecting teenagers

آکنه, جوش
(particularly of a child or young adult) slightly overweight in a way that is considered cute or charming rather than unhealthy or unattractive

تپل, چاقالو
علیرغم ظاهر تپل او، فعال بود و از فعالیتهای بیرون از خانه با خانوادهاش لذت میبرد.
the natural color and appearance of someone's skin, especially the face

رنگ پوست, رنگورو
پاککننده صورت قول داد که رنگ چهره را در عرض چند هفته بهبود بخشد.
(usually plural) a small light brown spot, found mostly on the face, which becomes darker and larger in number when exposed to the sun

ککومک
با هر تابستان، لکهای صورت او به نظر میرسید که چند برابر میشوند، یادآور روزهای آفتابی که در بیرون بازی میکرد.
to twist our face in an ugly way because of pain, strong dislike, etc., or when trying to be funny

چهره درهم کشیدن
دانشجو نتوانست انزجار خود را پنهان کند و وقتی نمره خود را در آزمون دید چهره در هم کشید.
thin in an attractive way

ظریف, باریکاندام
مدل لاغر با اطمینان روی راهرو راه رفت.
(of a person) slightly fat and heavy

تنومند, قویهیکل
زن تنومند در حالی که از پلهها بالا میرفت نفسنفس میزد، هیکل سنگینش پیشرفت او را کند میکرد.
to cut beard, hair, or fur in a neat and orderly manner

موهای کسی را کوتاه کردن, اصلاح کردن
آرایشگر سگ از قیچی برای هرس دقیق موهای اطراف پنجهها استفاده کرد و به حیوان خانگی ظاهری تمیز و آراسته داد.
short stiff hair growing on the face when it is not shaved, typically on a man's face

تهریش, موی نتراشیده
او یک تیغ به او داد و پیشنهاد کرد که اگر میخواهد برای جلسه مرتبتر به نظر برسد، ریشهای کوتاه را بتراشد.
the position that one's body is in, while sitting or standing

حالت بدن
حالت بدن غیررسمی او نشان میداد که راحت است.
the shape of a person's body, particularly a woman, when it is considered appealing

هیکل, اندام
علیرغم فشارهای اجتماعی برای مطابقت با یک فیگور خاص، مهم است که بدن خود را بدون توجه به شکل یا اندازهاش بپذیرید و دوست داشته باشید.
the body shape of a woman with a small waist and larger hips and breasts

اندام ساعتشنی
