کتاب 'اینسایت' متوسطه - بینش واژگان 3
در اینجا کلمات از Vocabulary Insight 3 در کتاب درسی Insight Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "prosper"، "memorable"، "surprisingly" و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
the quality of being kind, understanding and unselfish, especially in providing money or gifts to others

بخشندگی, گشادهدستی
جامعه عمیقاً تحت تأثیر سخاوت او قرار گرفت وقتی که به پرداخت صورتحسابهای پزشکی همسایهاش کمک کرد.
having a willingness to freely give or share something with others, without expecting anything in return

سخاوتمند, دستودلباز
علیرغم مواجهه با مشکلات مالی، او بخشنده باقی ماند، آنچه اندک داشت با دیگرانی که کمتر خوشبخت بودند تقسیم میکرد.
in a giving way, offering more than is usual or expected, especially with money, time, or resources

با دستودلبازی, با بخشندگی
او پس از خدمات عالی، سخاوتمندانه به پیشخدمت انعام داد.
the fact that something must happen or is needed

نیاز, اجبار، ضرورت
ضرورت رعایت قوانین ترافیک، ایمنی در جادهها را برای همه تضمین میکند.
needed to be done for a particular reason or purpose

ضروری, لازم
داشتن ابزارهای مناسب برای تکمیل پروژه به صورت کارآمد ضروری است.
in a way that cannot be avoided

لزوماً, الزاماً
برای قبولی در امتحان، مطالعه سختکوشانه ضرورتاً مهم است.
the feeling of being happy and well

شادی
گذراندن وقت با عزیزان اغلب منجر به احساس گرما و خوشبختی میشود.
emotionally feeling good or glad

شاد, خوشحال
کودکان از دریافت هدیه در روز تولدشان خوشحال بودند.
with cheerfulness and joy

باخوشحالی
او با خوشحالی لبخند زد وقتی مهمانی غافلگیرکننده را دید.
the quality of being attractive or pleasing, particularly to the eye

زیبایی
او نمیتوانست از تحسین زیبایی اثر هنری پیچیده خودداری کند.
extremely pleasing to the mind or senses

زیبا, قشنگ
غروب خورشید بر فراز اقیانوس کاملاً زیبا بود.
in a manner that is visually, aurally, or emotionally delightful or graceful

به زیبایی
باغ با فانوسهای نرم زیبا روشن شده بود.
easy to remember or worth remembering, particularly because of being different or special

بهیادماندنی, فراموشنشدنی
این به یاد ماندنیترین کنسرتی بود که تا به حال حضور داشتم.
not like another thing or person in form, quality, nature, etc.

متفاوت, مختلف
او مختلف موضوعات را در مدرسه مطالعه کرد، از ریاضیات تا تاریخ.
to grow in a successful way, especially financially

به موفقیت بزرگ رسیدن (مالی), موفق شدن
کسب و کار کوچک پس از اجرای یک استراتژی بازاریابی جدید شروع به رونق کرد.
to admire someone because of their achievements, qualities, etc.

احترام گذاشتن
انتظار میرود دانشآموزان با گوش دادن با دقت و رعایت قوانین کلاس، به معلمان خود احترام بگذارند.
nice and caring toward other people's feelings

مهربان, بامحبت
مهربان است که صندلی خود را به مرد مسن پیشنهاد میکنید.
the state of being dedicated to someone or something

تعهد
تعهد تیم به پروژه، تکمیل موفقیتآمیز آن را قبل از موعد تضمین کرد.
satisfaction with or confidence in one's own abilities or qualities

عزتنفس
او پس از انتقادات با اعتماد به نفس پایین دست و پنجه نرم کرد.
the practice of using methods such as punishment, training, or guidance to enforce rules and improve behavior

تأدیب, انتظام، گوشمالی
انضباط شخصی شامل خودکنترلی و پایبندی به اهداف و ارزشهای شخصی میشود.
the ability to depend on oneself to make decisions and take actions without needing external help or support

خوداتکایی, اتکابهنفس
the mental or physical strength that makes one continue doing something hard for a long time

استقامت, توان بدنی، بنیه
استقامت بوکسور به او اجازه داد تا در برابر حملات بیامان حریف مقاومت کند.
the sense of unity, cooperation, and support among members of a group or team, leading to a common goal

روحیه تیمی
او روحیه تیمی را در بین همکارانش تشویق کرد.
to a very great amount or degree

به شدت, شدیداً
بسیار مهم است که در هوای گرم هیدراته بمانید.
in a way that is very quick and often unexpected

بهسرعت, سریعاً
جمعیت شهر به سرعت در حال رشد است.
with a lot of speed

بهسرعت
او برای رسیدن به مهلت، سریع تایپ کرد.
in a manner that causes concern or unease

نگرانکننده
دستان او به طور نگران کنندهای میلرزیدند در حالی که صحبت میکرد.
without any uncertainty

بیشک
به وضوح اشتباه بود که علائم هشدار را نادیده بگیریم.
to a very great degree

بهطور باور نکردنی
داستانی که او تعریف کرد باورنکردنی جالب بود.
in a way that allows physical ease and relaxation, without strain or discomfort

بهآسودگی, بهراحتی
او راحت بین بالشها جا گرفت و چشمانش را بست.
to a high degree, used for emphasis

خیلی, بسیار
من واقعاً بعد از آن دویدن خستهام.
in a way that is unexpected and causes amazement

بهطرز شگفت انگیزی, بهطور شگفتآور
فیلم پایانی به طرز شگفتانگیزی احساسی داشت، که تماشاگران را در اشک فرو برد.
