کتاب 'اینسایت' متوسطه - بینش واژگان 9

در اینجا کلمات از واژگان Insight 9 در کتاب درسی Insight Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "پست معمولی"، "تبدیل"، "ابراز احساسات"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'اینسایت' متوسطه
text [اسم]
اجرا کردن

متن

Ex:

کارآگاه پیام‌های متنی مظنون را به عنوان بخشی از تحقیق تحلیل کرد.

snail mail [اسم]
اجرا کردن

پست غیرالکترونیکی

Ex: I sent a birthday card to my grandmother in snail mail , as I know she enjoys receiving handwritten letters .

من یک کارت تولد برای مادربزرگم از طریق پست معمولی فرستادم، چون می‌دانم که او از دریافت نامه‌های دست‌نویس لذت می‌برد.

karaoke [اسم]
اجرا کردن

کارائوکه

Ex:

کارائوکه به افراد اجازه می‌دهد برای چند دقیقه مانند ستاره‌های راک احساس کنند، بدون توجه به توانایی آوازخوانی آنها.

blend [اسم]
اجرا کردن

واژه مرکب

Ex: Linguists study blends to understand word formation .
loan [اسم]
اجرا کردن

وام‌واژه

Ex: Linguists study how loans are adapted phonologically .
conversion [اسم]
اجرا کردن

تبدیل

Ex: The conversion of the warehouse allowed it to be used for events .

تبدیل انبار اجازه داد تا برای رویدادها استفاده شود.

اجرا کردن

بازاریابی تلویزیونی

Ex:

او یک ساعت را به مرور برنامه‌های تلویزیونی خرید گذراند، به دنبال چیزی برای خرید.

blog [اسم]
اجرا کردن

وبلاگ

Ex: The company 's blog offers insights into industry trends and best practices .
camcorder [اسم]
اجرا کردن

دوربین فیلم‌برداری (سبک و قابل حمل)

Ex: She used the camcorder to make a family video .

او از دوربین فیلمبرداری برای ساخت یک فیلم خانوادگی استفاده کرد.

technophobe [اسم]
اجرا کردن

فرد تکنولوژی‌گریز

Ex: Technophobes sometimes find technology overwhelming and prefer traditional methods .

تکنوفوب‌ها گاهی فناوری را طاقت‌فرسا می‌یابند و روش‌های سنتی را ترجیح می‌دهند.

email [اسم]
اجرا کردن

ایمیل

Ex: She sent a group email to all the club members .

او یک ایمیل گروهی به تمام اعضای کلاب فرستاد.

netiquette [اسم]
اجرا کردن

آداب معاشرت در دنیای تکنولوژی

Ex: Practicing good netiquette helps create a friendly atmosphere in online forums , where everyone feels respected .

رعایت نتیکت خوب به ایجاد فضایی دوستانه در انجمن‌های آنلاین کمک می‌کند، جایی که همه احساس احترام می‌کنند.

website [اسم]
اجرا کردن

وب‌سایت

Ex: The website has a section for frequently asked questions .

وبسایت بخشی برای سوالات متداول دارد.

electronic [صفت]
اجرا کردن

الکترونیکی

Ex:

دستگاه‌های الکترونیکی مانند تلفن‌های هوشمند و لپ‌تاپ‌ها به ابزارهای ضروری برای کار و تفریح تبدیل شده‌اند.

camera [اسم]
اجرا کردن

دوربین

Ex: The detective checked the security footage from the camera .

کارآگاه تصاویر امنیتی را از دوربین بررسی کرد.

اجرا کردن

اینترنت

Ex: The Internet has transformed how we connect , work , and entertain ourselves .

اینترنت روش ارتباط، کار و سرگرمی ما را دگرگون کرده است.

technology [اسم]
اجرا کردن

فناوری

Ex: The impact of technology on daily life is undeniable .

تأثیر فناوری بر زندگی روزمره انکارناپذیر است.

television [اسم]
اجرا کردن

تلویزیون

Ex: We bought a new television with 4 K resolution .

ما یک تلویزیون جدید با وضوح 4K خریدیم.

travel [اسم]
اجرا کردن

سفر

Ex: Travel often broadens one ’s understanding of different cultures .

سفر کردن اغلب درک فرد از فرهنگ‌های مختلف را گسترش می‌دهد.

malicious [صفت]
اجرا کردن

(نرم‌افزار یا کد کامپیوتری) مخرب

Ex: Her computer was infected with a malicious worm that corrupted files .

کامپیوتر او با یک کرم بدخواه آلوده شد که فایل‌ها را خراب کرد.

mail [اسم]
اجرا کردن

پست الکترونیک

etiquette [اسم]
اجرا کردن

آداب

Ex: He was praised for his etiquette at the wedding reception .

او به خاطر آداب معاشرت در مراسم عروسی مورد تحسین قرار گرفت.

recorder [اسم]
اجرا کردن

دستگاه ضبط صدا یا تصویر

software [اسم]
اجرا کردن

نرم‌افزار

Ex: The software allows users to edit videos with professional-level tools .

نرم‌افزار به کاربران اجازه می‌دهد تا ویدیوها را با ابزارهای سطح حرفه‌ای ویرایش کنند.

monologue [اسم]
اجرا کردن

تک‌گویی

Ex: She spoke a monologue in front of the mirror before the interview .

او قبل از مصاحبه یک تک‌گویی روبروی آینه انجام داد.

shopping [اسم]
اجرا کردن

خرید

Ex: The festival included music , food , and shopping .

جشنواره شامل موسیقی، غذا و خرید بود.

phobia [اسم]
اجرا کردن

هراس

Ex: His fear of flying is more than just nervousness ; it ’s a phobia that prevents him from traveling by airplane .

ترس او از پرواز بیش از فقط عصبی بودن است؛ این یک فوبیا است که مانع سفر او با هواپیما می‌شود.

to emote [فعل]
اجرا کردن

احساسات خود را ابراز کردن

free [صفت]
اجرا کردن

رایگان

Ex: Free Wi-Fi is available in this café.

وای‌فای رایگان در این کافه موجود است.

wireless [صفت]
اجرا کردن

بی‌سیم

Ex:

پد شارژ بی‌سیم جدید، شارژ کردن تلفن شما را بدون نیاز به اتصال آسان می‌کند.

teen [اسم]
اجرا کردن

نوجوان

Ex:

دوستان ماری همگی نوجوان هستند، که علایق و سرگرمی‌های مشابهی دارند.

user [اسم]
اجرا کردن

فرد مصرف‌کننده

friendly [صفت]
اجرا کردن

خونگرم

Ex: She was always friendly to everyone she met , making new friends easily .

او همیشه با همه کسانی که ملاقات می‌کرد دوستانه رفتار می‌کرد و به راحتی دوستان جدیدی پیدا می‌کرد.

between [قید]
اجرا کردن

در بینِ

Ex:

تفاوت قابل توجهی بین دو محصول از نظر کیفیت وجود دارد.

icon [اسم]
اجرا کردن

آیکون (رایانه)

Ex: In the software program , clicking on the trash can icon deleted selected files from the system .

در برنامه نرم‌افزاری، کلیک بر روی آیکن سطل زباله فایل‌های انتخاب شده را از سیستم حذف می‌کند.

fidelity [اسم]
اجرا کردن

مقدار شباهت

Ex: The translation maintained fidelity to the author 's style .

ترجمه وفاداری به سبک نویسنده را حفظ کرد.

actually [قید]
اجرا کردن

در واقع

Ex: It may sound like a cliché , but , actually , dreams can influence our emotions and thoughts .

ممکن است کلیشه‌ای به نظر برسد، اما، در واقع، رویاها می‌توانند بر احساسات و افکار ما تأثیر بگذارند.

currently [قید]
اجرا کردن

در حال حاضر

Ex: Currently , the stock market is experiencing a period of volatility .

در حال حاضر، بازار سهام دوره‌ای از نوسان را تجربه می‌کند.

latest [صفت]
اجرا کردن

جدیدترین

Ex: The company released its latest smartphone model with advanced features .

شرکت آخرین مدل گوشی هوشمند خود را با ویژگی‌های پیشرفته منتشر کرد.

sympathetic [صفت]
اجرا کردن

دلسوز

Ex: Despite their differences , they were always sympathetic to each other 's feelings .

علیرغم تفاوت‌هایشان، آن‌ها همیشه نسبت به احساسات یکدیگر همدل بودند.

last [صفت]
اجرا کردن

قبل

Ex: I visited my grandparents last weekend .

من آخر هفته گذشته به دیدن پدربزرگ و مادربزرگم رفتم.

durable [صفت]
اجرا کردن

بادوام

Ex: Durable friendships often withstand the test of time .
efficient [صفت]
اجرا کردن

مؤثر

Ex: The new software streamlined processes , making the office more efficient and organized .

نرم‌افزار جدید فرآیندها را ساده‌تر کرد و دفتر را کارآمدتر و منظم‌تر ساخت.

expensive [صفت]
اجرا کردن

گران

Ex: He bought an expensive watch as a gift for his father .

او یک ساعت گران‌قیمت به عنوان هدیه برای پدرش خرید.

fragile [صفت]
اجرا کردن

آسیب‌پذیر

Ex: She felt emotionally fragile after the loss of her pet .

او پس از از دست دادن حیوان خانگی‌اش احساس شکنندگی عاطفی کرد.

inexpensive [صفت]
اجرا کردن

ارزان

Ex: The restaurant offers inexpensive meals that are still delicious .

رستوران وعده‌های غذایی مقرون‌به‌صرفه ارائه می‌دهد که هنوز خوشمزه هستند.

out of date [عبارت]
اجرا کردن

ازمدافتاده

Ex: The company 's marketing strategy needs to be revised as it is out of date and no longer effective in reaching the target audience .