کتاب 'اینسایت' فوق متوسط - واحد 5 - 5D

در اینجا واژگان از واحد 5 - 5D در کتاب درسی Insight Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "فراتر رفتن"، "بی رحمانه"، "اوج"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'اینسایت' فوق متوسط
preface [اسم]
اجرا کردن

مقدمه

Ex: He thanked his mentors in the preface of his novel .

او در پیشگفتار رمانش از مربیان خود تشکر کرد.

quirky [صفت]
اجرا کردن

قابل توجه

Ex: The quirky café in the neighborhood was known for its mismatched furniture and whimsical décor .

کافه عجیب و غریب محله به خاطر مبلمان نامتناسب و دکوراسیون خیال‌انگیزش معروف بود.

اجرا کردن

فراتر رفتن

Ex: Their love transcended the constraints of distance and time , growing stronger every day .

عشق آنها از محدودیت‌های فاصله و زمان فراتر رفت، هر روز قوی‌تر شد.

ruthless [صفت]
اجرا کردن

بی‌رحم

Ex: He showed his ruthless nature by betraying his closest friends to get ahead .

او با خیانت به نزدیکترین دوستانش برای پیشرفت، طبیعت بی‌رحم خود را نشان داد.

challenging [صفت]
اجرا کردن

چالش‌برانگیز

Ex:

نوشتن یک مقاله تحقیقی می‌تواند چالش‌برانگیز باشد، نیاز به تحقیق جامع و تحلیل انتقادی دارد.

satisfying [صفت]
اجرا کردن

راضی‌کننده

Ex:

تکمیل یک تمرین چالش‌برانگیز می‌تواند از نظر جسمی خسته‌کننده باشد اما همچنین رضایت‌بخش است.

revenge [اسم]
اجرا کردن

انتقام

Ex: His desire for revenge blinded him to reason .

تمایل او به انتقام او را به عقل کور کرد.

pinnacle [اسم]
اجرا کردن

اوج

Ex: His performance in the final match was the pinnacle of his athletic career .

عملکرد او در بازی نهایی اوج دوران ورزشی اش بود.

structure [اسم]
اجرا کردن

بنا

Ex: The architect designed a sustainable structure using environmentally friendly materials .

معمار یک سازه پایدار را با استفاده از مواد دوستدار محیط زیست طراحی کرد.

cover [اسم]
اجرا کردن

جلد

Ex: They redesigned the cover to give the old book a fresh look .

آن‌ها جلد را دوباره طراحی کردند تا به کتاب قدیمی ظاهری تازه بدهند.

اجرا کردن

فهرست کتب

Ex: The professor asked students to format their bibliography correctly .

استاد از دانشجویان خواست تا کتاب‌شناسی خود را به درستی قالب‌بندی کنند.

page [اسم]
اجرا کردن

صفحه

Ex:

مقاله روزنامه در صفحه اول بود.

glossary [اسم]
اجرا کردن

فهرست اصطلاحات

Ex: As part of the project , they created a glossary of terms related to their research topic for easier reference .

به عنوان بخشی از پروژه، آنها یک واژهنامه از اصطلاحات مربوط به موضوع تحقیق خود برای مرجع آسانتر ایجاد کردند.

hardback [اسم]
اجرا کردن

کتاب با جلد سخت

Ex: I prefer hardbacks because they look better on my bookshelf .

من جلد سخت را ترجیح می‌دهم چون در قفسه کتابم بهتر به نظر می‌رسند.

index [اسم]
اجرا کردن

نمایه

Ex: An index at the back of the textbook makes research easier .
to imprint [فعل]
اجرا کردن

نقش انداختن

Ex: The jeweler imprinted a delicate pattern on the metal surface of the pendant .

جواهرساز یک طرح ظریف را روی سطح فلزی آویز چاپ کرد.

paperback [اسم]
اجرا کردن

شومیز

Ex: The paperback was dog-eared and well-loved , showing signs of many readings over the years .

کتاب جلد کاغذی گوشه‌های تا خورده و بسیار دوست داشتنی بود، نشانه‌های خواندن مکرر در طول سال‌ها را نشان می‌داد.

spine [اسم]
اجرا کردن

عطف (کتاب)

Ex: The book 's spine had faded over time .
title page [اسم]
اجرا کردن

صفحه عنوان

Ex: In academic papers , the title page often included additional information such as the course name , instructor 's name , and institution .

در مقالات دانشگاهی، صفحه عنوان اغلب شامل اطلاعات اضافی مانند نام دوره، نام مربی و موسسه می‌شود.

protagonist [اسم]
اجرا کردن

قهرمان داستان

Ex: As the story unfolds , the protagonist undergoes a transformative journey , evolving from a reluctant hero into a symbol of hope and resilience .

همانطور که داستان پیش می‌رود، شخصیت اصلی یک سفر دگرگون‌کننده را تجربه می‌کند، از یک قهرمان بی‌میل به نمادی از امید و تاب‌آوری تبدیل می‌شود.

chilling [صفت]
اجرا کردن

هراس‌انگیز

Ex: The chilling tale of the serial killer sent shivers down her spine .

داستان وحشت‌آور قاتل زنجیره‌ای باعث لرزیدن او شد.

to abuse [فعل]
اجرا کردن

بدرفتاری کردن

Ex: Animal cruelty laws exist to prevent individuals from abusing animals .

قوانین ضد ظلم به حیوانات برای جلوگیری از سوء استفاده افراد از حیوانات وجود دارند.