کتاب 'اینسایت' فوق متوسط - واحد 5 - 5D
در اینجا واژگان از واحد 5 - 5D در کتاب درسی Insight Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "فراتر رفتن"، "بی رحمانه"، "اوج"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
an introductory piece written by the author of a book explaining its subject, scope, or aims

مقدمه, دیباچه، پیشگفتار
استاد به دانشجویان توصیه کرد که پیشگفتار را قبل از شروع متن اصلی بخوانند.
having distinctive or peculiar habits, behaviors, or features that are unusual but often appealing

قابل توجه
شخصیتهای عجیب و غریب فیلم، لحظهای از طنز به طرح داستان اضافه کردند.
to go or be beyond the material or physical aspects of existence, indicating a superior existence or understanding

فراتر رفتن
برخی از فیلسوفان معتقدند که روح از جسم فیزیکی فراتر میرود.
showing no mercy or compassion towards others in pursuit of one's goals

بیرحم, سنگدل
سازمان جنایتکار بیرحم برای گسترش نفوذ خود از هیچ چیز دریغ نمیکرد.
difficult to accomplish, requiring skill or effort

چالشبرانگیز
تکمیل دوره موانع چالشبرانگیز بود، شرکتکنندگان را به مرزهای فیزیکی خود رساند.
fulfilling a want or a requirement, and bringing a feeling of accomplishment or enjoyment

راضیکننده, رضایتبخش
تحقق یک هدف بلندمدت میتواند احساس رضایتبخشی از کمال به همراه داشته باشد.
the act of seeking punishment against someone who has wronged or hurt one in some way

انتقام
انتقام شخصیت به عواقب غمانگیز منجر شد.
a part of something that is considered the most prominent or successful

اوج
استراتژی نوآورانه مدیرعامل شرکت را به اوج خود رساند.
anything that is built from several parts, such as a house, bridge, etc.

بنا, سازه
آبراه رومی باستان یک سازه چشمگیر است که چندین کیلومتر امتداد دارد.
the protective outer page of a magazine or book

جلد
او مجله را برداشت زیرا جلد قول مصاحبههای انحصاری با افراد مشهور را داده بود.
a list of books and articles used by an author to support or reference their written work

فهرست کتب
کتابشناسی کتاب، خواندنیهای مفید بیشتری ارائه داد.
(usually plural) the things that are held, included, or contained within something

محتوا
او محتويات شیشه را در کاسه مخلوط کردن ریخت.
one side or both sides of a sheet of paper in a newspaper, magazine, book, etc.

صفحه
معلم از ما خواست که یک صفحه خاص از کتاب تاریخ را بخوانیم.
a list of technical terms or jargons of a particular field or text, provided in alphabetical order with an explanation for each one

فهرست اصطلاحات, واژهنامه
واژهنامه نه تنها اصطلاحات را تعریف میکند، بلکه نمونههایی از نحوه استفاده از آنها در جملات را نیز ارائه میدهد.
a removable paper or plastic cover that is wrapped around the outside of a hardcover book

روکش جلد کتاب
a book with a cover made from hard material such as cardboard, leather, etc.

کتاب با جلد سخت, کتاب گالینگور
او مجموعهای از کتابهای جلد سخت قدیمی را از مادربزرگش به ارث برد.
an alphabetical listing of topics, names, or terms with references to their locations, typically in a book or document

نمایه, فهرست موضوعات و واژههای مهم
فهرست شامل شمارههای صفحه برای اصطلاحات کلیدی بود.
to make a lasting mark on a surface or material through pressure or contact

نقش انداختن
لوگوی شرکت بر روی هر محصول چاپ شده بود.
a book with a cover that is made of thick paper

شومیز, کتاب جلدکاغذی
او کتابهای جلد نرم کمی استفاده شده خود را به کتابخانه محلی اهدا کرد تا عشق خود به خواندن را با دیگران به اشتراک بگذارد.
the outer edge or binding of a book that encloses the inner pages and faces outward when shelved

عطف (کتاب)
او همه کتابها را طوری تراز کرد که عطفها به سمت بیرون باشند.
the page at the front of a book that the names of the book, its author, and publisher are printed on it

صفحه عنوان
صفحه عنوان به عنوان اولین برداشت از سند عمل کرد، که لحن را برای آنچه پس از آن آمد تنظیم کرد.
the main character in a movie, novel, TV show, etc.

قهرمان داستان, قهرمان اصلی
جستجوی شخصیت اصلی برای رستگاری و بخشش، هسته عاطفی داستان را تشکیل میدهد که با مخاطبان در سطحی عمیقاً انسانی طنین انداز میشود.
causing an intense feeling of fear or unease

هراسانگیز, ترسناک
هشدار وحشتآور فالگیر او را وادار کرد تا در تصمیماتش تجدید نظر کند.
to cruelly or violently treat a person or an animal, especially regularly or repeatedly

بدرفتاری کردن, مورد خشونت قرار دادن
معلمان آموزش دیدهاند تا نشانههای قلدری را تشخیص دهند و زمانی که دانشآموزان همسالان خود را آزار میدهند، مداخله کنند.
