مهارت‌های واژگان SAT 3 - درس 41

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 3
integral [صفت]
اجرا کردن

اساسی

Ex: Collaboration among team members is integral for achieving project goals .

همکاری بین اعضای تیم برای دستیابی به اهداف پروژه ضروری است.

integrity [اسم]
اجرا کردن

تمامیت

Ex: It 's important to maintain the integrity of the document to preserve its authenticity .

حفظ تمامیت سند برای حفظ اصالت آن مهم است.

tendency [اسم]
اجرا کردن

طبع

Ex: There is a growing tendency among consumers to prefer eco-friendly products .
tendentious [صفت]
اجرا کردن

جهت‌دار

Ex: The book was full of tendentious arguments that challenged mainstream views .

کتاب پر از استدلال‌های جانبدارانه بود که دیدگاه‌های جریان اصلی را به چالش می‌کشید.

submissive [صفت]
اجرا کردن

مطیع

Ex: In the workplace , being overly submissive can sometimes hinder professional growth and assertiveness .

در محل کار، بیش از حد مطیع بودن گاهی می‌تواند مانع رشد حرفه‌ای و قاطعیت شود.

submission [اسم]
اجرا کردن

تسلیم

Ex: The athlete 's submission in the final round of the match surprised many of his fans .

تسلیم ورزشکار در دور نهایی مسابقه بسیاری از طرفدارانش را متعجب کرد.

اجرا کردن

محافظه‌کاری

Ex: The candidate 's conservatism appeals to voters concerned about preserving cultural heritage and religious values .

محافظه‌کاری نامزد رای‌دهندگانی را جذب می‌کند که نگران حفظ میراث فرهنگی و ارزش‌های مذهبی هستند.

اجرا کردن

اصولگرا

Ex: They follow a conservative lifestyle rooted in tradition .

آنها از یک سبک زندگی محافظه‌کارانه که ریشه در سنت دارد پیروی می‌کنند.

اجرا کردن

هنرستان هنرهای زیبا

Ex: Graduates of the conservatory went on to achieve success in their respective fields , landing leading roles on Broadway , performing with top orchestras , and exhibiting their artwork in galleries worldwide .

فارغ‌التحصیلان هنرستان در زمینه‌های مربوطه خود به موفقیت ادامه دادند، نقش‌های اصلی در برادوی به دست آوردند، با ارکسترهای برتر اجرا کردند و آثار هنری خود را در گالری‌های سراسر جهان به نمایش گذاشتند.

decimal [صفت]
اجرا کردن

ده‌دهی

Ex: The number 3.14 is a decimal representation of the mathematical constant pi , which is approximately equal to 3.14159265359 .

عدد 3.14 یک نمایش اعشاری از ثابت ریاضی پی است که تقریباً برابر با 3.14159265359 است.

decathlon [اسم]
اجرا کردن

ورزش‌های ده‌گانه

Ex: The decathlon competition began with the 100-meter dash , followed by the long jump , shot put , high jump , and 400-meter race on the first day .

مسابقه ده‌گانه با دو ۱۰۰ متر آغاز شد و پس از آن پرش طول، پرتاب وزنه، پرش ارتفاع و دو ۴۰۰ متر در روز اول انجام شد.

effulgent [صفت]
اجرا کردن

درخشنده

Ex: The city skyline was effulgent at night , with lights twinkling from every building .

افق شهر در شب درخشان بود، با چراغ‌هایی که از هر ساختمان می‌درخشید.

primeval [صفت]
اجرا کردن

نخستین

Ex: The discovery of primeval fossils provided insight into life millions of years ago .

کشف فسیل‌های ابتدایی بینشی از زندگی میلیون‌ها سال پیش ارائه داد.

primitive [صفت]
اجرا کردن

نخستین

Ex: Primitive man relied on basic survival skills , such as hunting and gathering .

انسان ابتدایی به مهارت‌های بقای اولیه، مانند شکار و جمع‌آوری متکی بود.

primordial [صفت]
اجرا کردن

اساسی

Ex: The primordial landscape of the desert evokes a sense of timeless beauty and mystery .

منظره ابتدایی صحرا حس زیبایی و رمز و راز بی‌زمان را برمی‌انگیزد.

indignant [صفت]
اجرا کردن

خشمگین (به‌خاطر کار اشتباه)