کتاب 'اینسایت' پیشرفته - واحد 3 - 3A

در اینجا واژگان از واحد 3 - 3A در کتاب درسی Insight Advanced را پیدا خواهید کرد، مانند "اتوس"، "تباه کردن"، "محدود"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'اینسایت' پیشرفته
foraging [اسم]
اجرا کردن

جست‌وجوی خوراک و آذوقه

Ex:

بسیاری از گیاهخواران برای تأمین معاش خود به جستجوی غذا متکی هستند.

اجرا کردن

خودکفا

Ex: Moving to a rural area taught her how to be self-sufficient , from growing her own vegetables to fixing minor household repairs .

انتقال به یک منطقه روستایی به او یاد داد که چگونه خودکفا باشد، از کاشت سبزیجات خود گرفته تا تعمیرات جزئی خانه.

اجرا کردن

خط مونتاژ

Ex: The company expanded its assembly line to meet demand .

شرکت خط مونتاژ خود را برای پاسخگویی به تقاضا گسترش داد.

ethos [اسم]
اجرا کردن

اتوس

Ex: The community ’s ethos is built on mutual support and cooperation .

اتوس جامعه بر پایه حمایت متقابل و همکاری ساخته شده است.

pipe dream [اسم]
اجرا کردن

امید واهی

Ex: She dreamed of quitting her job to travel full-time , but it felt like a pipe dream until she saved enough money .

او رویای ترک شغلش برای سفر تمام وقت را داشت، اما تا زمانی که پول کافی پس انداز نکرده بود، این رویا مانند یک خیال باطل به نظر می رسید.

اجرا کردن

بریزوبپاش کردن

Ex: The entrepreneur splashed out on a lavish office space to create a motivating work environment .

کارآفرین پول زیادی خرج کرد برای یک فضای اداری مجلل تا یک محیط کاری انگیزه‌بخش ایجاد کند.

اجرا کردن

بیشتر از وسع خود خرج کردن

Ex: She often used credit cards for unnecessary shopping , which resulted in living beyond her means and accumulating debt .
اجرا کردن

از عهده مخارج اولیه خود برآمدن

Ex: With the new job offer , he hopes to make ends meet more comfortably in the coming months .
اجرا کردن

هدر دادن

Ex:

او متوجه شد که سال‌ها را بر سر شغلی تلف کرده که از آن لذت نمی‌برد.

اجرا کردن

مستمند

Ex: The documentary showed the harsh reality of poverty-stricken communities .

مستند واقعیت سخت جوامع درگیر فقر را نشان داد.

to squander [فعل]
اجرا کردن

هدر دادن

Ex: In his youth , he squandered numerous job opportunities due to a lack of commitment and reliability .

در جوانی، او به دلیل کمبود تعهد و قابلیت اطمینان، فرصت‌های شغلی زیادی را تباه کرد.

insurance [اسم]
اجرا کردن

بیمه

Ex: Insurance can provide financial support in the event of an unexpected loss .
premium [اسم]
اجرا کردن

حق بیمه

Ex: The company offers lower premiums for safe drivers .

شرکت پرمیوم‌های کمتری برای رانندگان ایمن ارائه می‌دهد.

contactless [صفت]
اجرا کردن

از راه دور

Ex:

باشگاه ورود بدون تماس را با کارت عضویت دیجیتال معرفی کرد.

اجرا کردن

حساب جاری

Ex: She transferred the money from her savings account to her current account .

او پول را از حساب پس‌انداز خود به حساب جاری خود منتقل کرد.

debit [اسم]
اجرا کردن

بدهی

Ex: He checked his account balance after a large debit .

او پس از یک بدهی بزرگ موجودی حساب خود را بررسی کرد.

bonus [اسم]
اجرا کردن

پاداش

Ex: They are expecting a good bonus as business was very profitable this year .

آن‌ها انتظار یک پاداش خوب را دارند زیرا کسب‌وکار امسال بسیار سودآور بوده است.

اجرا کردن

جامع

Ex: The comprehensive insurance policy offered coverage for a variety of potential risks and hazards .

سیاست بیمه جامع پوششی برای انواع خطرات و خطرات بالقوه ارائه می‌داد.

policy [اسم]
اجرا کردن

سیاست‌گذاری

Ex: The insurance company revised its policy to offer better coverage for natural disasters .
strapped [صفت]
اجرا کردن

بی‌پول

Ex: He 's strapped but still lent me some cash .

او بی‌پول است اما با این حال مقداری پول به من قرض داد.

اجرا کردن

خط فقر

Ex: Many single parents work full time yet still remain near the breadline because of high housing costs .

بسیاری از والدین مجرد تمام وقت کار می‌کنند اما به دلیل هزینه‌های بالای مسکن همچنان نزدیک به خط فقر باقی می‌مانند.