مهارت‌های واژگان SAT 4 - درس 2

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 4
asset [اسم]
اجرا کردن

دارایی

Ex:

مالکیت فکری، از جمله حق اختراع و علائم تجاری، نشان‌دهنده دارایی‌های نامشهود باارزش برای کسب‌وکارها است.

to assert [فعل]
اجرا کردن

به قطع اظهار کردن

Ex: During the debate , the politician asserted their stance on the controversial issue .

در طول مناظره، سیاستمدار موضع خود را در مورد موضوع بحث‌برانگیز تأکید کرد.

canto [اسم]
اجرا کردن

کانتو (شعر)

Ex: The upcoming canto is expected to reveal the ultimate resolution to the central conflict .

انتظار می‌رود که کانتو آینده، راه‌حل نهایی برای تعارض مرکزی را آشکار کند.

cantonment [اسم]
اجرا کردن

اردوگاه

Ex: After the soldiers arrive , they will be housed in the cantonment until their training is complete .

پس از رسیدن سربازان، آنها تا پایان آموزششان در پادگان اسکان داده خواهند شد.

اجرا کردن

مسلم

Ex: She made a demonstrable improvement in her skills , as shown by her higher test scores .

او بهبودی قابل‌نمایشی در مهارت‌هایش ایجاد کرد، همانطور که نمرات بالاتر آزمونش نشان می‌دهد.

اجرا کردن

یاد دادن

Ex: The fitness instructor demonstrated the proper form for performing push-ups .

مربی تناسب اندام فرم صحیح انجام شنا را نشان داد.

اجرا کردن

برون‌گرا

Ex: Being demonstrative in expressing love , he would often write long , heartfelt letters .

با ابرازگر بودن در بیان عشق، او اغلب نامه‌های طولانی و از ته دل می‌نوشت.

اجرا کردن

دستیار آزمایشگاه

Ex: The demonstrator walked the customers through the steps of setting up their new software .

نمایش‌دهنده مشتریان را از مراحل راه‌اندازی نرم‌افزار جدیدشان راهنمایی کرد.

to possess [فعل]
اجرا کردن

داشتن (مهارت، دانش یا ویژگی)

Ex: She possesses a remarkable talent for playing the piano .

او دارای استعداد قابل توجهی در نواختن پیانو است.

semiannual [صفت]
اجرا کردن

شش‌ماهه

Ex: The company holds a semiannual meeting to review performance and set goals for the next six months .

شرکت یک جلسه شش‌ماهه برگزار می‌کند تا عملکرد را بررسی و اهداف شش ماه آینده را تعیین کند.

possessor [اسم]
اجرا کردن

دارنده

Ex: The possessor of the winning ticket will be announced during the ceremony tomorrow .

دارنده بلیط برنده در مراسم فردا اعلام خواهد شد.

اجرا کردن

نیمه‌هوشیار

Ex: The patient is semiconscious , showing signs of awareness but unable to fully comprehend what 's happening around them .

بیمار نیمه‌هوشیار است، نشانه‌هایی از آگاهی نشان می‌دهد اما قادر به درک کامل آنچه در اطرافش می‌گذرد نیست.

extraneous [صفت]
اجرا کردن

غیر مرتبط

Ex: The manager streamlined the meeting agenda by eliminating extraneous topics and focusing on key priorities .

مدیر با حذف موضوعات بی‌ربط و تمرکز بر اولویت‌های کلیدی، دستور جلسه را ساده‌تر کرد.

اجرا کردن

تخمین زدن

Ex: Can we extrapolate the final outcome from the current progress ?

آیا می‌توانیم نتیجه نهایی را از پیشرفت فعلی برونیابی کنیم؟

اجرا کردن

اسراف

Ex: The company 's extravagance in organizing lavish parties has led to a decline in profits .

اسراف شرکت در برگزاری مهمانی‌های مجلل منجر به کاهش سود شده است.

extravagant [صفت]
اجرا کردن

اغراق‌آمیز

Ex: The extravagant proposal for a new city project was criticized for being unrealistic and overly ambitious .

پیشنهاد پرزرق و برق برای یک پروژه شهری جدید به دلیل غیرواقعی و بیش از حد بلندپروازانه بودن مورد انتقاد قرار گرفت.

اجرا کردن

دسته

Ex: A congregation of cows was spotted grazing in the field when we passed by the farm .

یک اجتماع از گاوها در حال چرا در مزرعه دیده شدند وقتی که از کنار مزرعه گذشتیم.

monitory [صفت]
اجرا کردن

اخطارآمیز

Ex: His monitory look made it clear that he was serious about the rules .

نگاه هشداردهنده او به وضوح نشان داد که او در مورد قوانین جدی است.

اجرا کردن

گرد هم آمدن

Ex: Protesters are expected to congregate at the city square to voice their concerns .

انتظار می‌رود معترضان در میدان شهر جمع شوند تا نگرانی‌های خود را بیان کنند.

monition [اسم]
اجرا کردن

اخطار

Ex: Her sudden chill was a monition that something bad was about to happen .

لرزش ناگهانی او یک هشدار بود که اتفاق بدی در شرف وقوع است.