a valuable resource or quality owned by an individual, organization, or entity, typically with economic value and the potential to provide future benefits

دارایی, سرمایه
سرمایه انسانی، مانند دانش، مهارتها و تخصص، یک دارایی مهم برای سازمانهایی است که به دنبال مزیت رقابتی هستند.
to clearly and confidently say that something is the case

به قطع اظهار کردن, ادعا کردن
در مقاله تحقیقاتی پیشگامانه خود، دانشمند اهمیت یافتههای خود را در پیشرفت دانش پزشکی تأکید کرده بود.
any of the sections into which a long poem is divided

کانتو (شعر), بند، بخش
او سه بخش اول کمدی الهی را برای کلاس ادبیاتش حفظ کرد.
short-term shelters for soldiers

اردوگاه
پس از پایان جنگ، اردوگاه برچیده شد و سربازان به خانه بازگشتند.
clearly and easily understood

مسلم, بیچونوچرا
مطالعه شواهد قابل نمایش از مزایای درمان جدید ارائه خواهد داد.
to practically show someone how to do something

یاد دادن, نشان دادن
معلم نشان داد که چگونه مسئله ریاضی را گام به گام حل کنیم.
showing no restraint in expressing one's feelings, particularly of love

برونگرا
او همیشه در ستایش از دستاوردهایش نمایشی بود.
a person whose job is explaining to a group of people how something works

دستیار آزمایشگاه
نمایشدهنده، با توضیح فرآیند گام به گام، به همه کمک کرد تا روش را به وضوح درک کنند.
to have a particular quality, attribute, knowledge, or skill

داشتن (مهارت، دانش یا ویژگی)
گفته میشود که این اثر باستانی دارای قدرتهای اسرارآمیز است، که آن را بسیار مورد توجه کلکسیونرها قرار میدهد.
done or happening twice a year

ششماهه, نیمسالی
گزارش شش ماهه هفته گذشته ارائه شد که پیشرفتهای حاصل شده در نیمه اول سال را به تفصیل شرح میداد.
someone who is the owner of something

دارنده, مالک
او مالک یک نقاشی منحصر به فرد بود که از نسلی به نسل دیگر منتقل شده بود.
not fully conscious

نیمههوشیار, نیمهبیهوش، نیمهآگاه
پس از ضربه به سر، او میتواند نیمههوشیار باشد تا زمانی که مراقبت پزشکی ارائه شود.
unnecessary or unrelated to the matter or subject at hand

غیر مرتبط, بیاهمیت
به منظور بهبود وضوح ارائه، سخنران تصمیم گرفت اسلایدهای بیربط را که به پیام اصلی کمک نمیکردند حذف کند.
to estimate something using past experiences or known data

تخمین زدن, استنتاج کردن
او توانست با تحلیل مطالعات مشابه، نتیجه احتمالی آزمایش را برونیابی کند.
the act of spending money excessively and unnecessarily

اسراف, ولخرجی
اگر اسراف ادامه یابد، سازمان ممکن است با کاهش شدید بودجه در سالهای آینده مواجه شود.
making exaggerated or overly ambitious claims, promises, or statements that are often not grounded in reality

اغراقآمیز
سیاستمدار اظهارات اغراقآمیز درباره اقتصاد کرد، اما به سرعت توسط کارشناسان رد شد.
a group of people, animals, birds, or objects

دسته, گروه
جماعت هواداران با صدای بلند تشویق کردند وقتی تیم گل پیروزی را به ثمر رساند.
giving warning

اخطارآمیز, پندآمیز
او قصد دارد یک ایمیل هشداردهنده برای یادآوری مهلت نزدیک به کارمندان ارسال کند.
to come together in a group, often for a specific purpose or activity

گرد هم آمدن, دور هم جمع شدن
جمع شوید در منطقه تعیین شده قبل از شروع تور راهنما.
