مهارت‌های واژگان SAT 4 - درس 3

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 4
sepulcher [اسم]
اجرا کردن

مقبره

Ex: The archaeologists discovered a sepulcher deep in the cave , thought to belong to an ancient royal family .

باستان‌شناسان یک آرامگاه در اعماق غار کشف کردند که تصور می‌شود متعلق به یک خانواده سلطنتی باستانی باشد.

sepulchral [صفت]
اجرا کردن

آرامگاهی

Ex: The sepulchral chambers of the pyramid were discovered to contain not just mummies , but elaborate treasures .

اتاق‌های تدفین هرم کشف شد که نه تنها مومیایی‌ها، بلکه گنجینه‌های پیچیده‌ای را در خود جای داده بود.

to coalesce [فعل]
اجرا کردن

ترکیب کردن

Ex: Can you please coalesce the data from these two spreadsheets into one ?

آیا می‌توانید داده‌های این دو صفحه‌گسترده را در یکی ادغام کنید؟

coalition [اسم]
اجرا کردن

ائتلاف (سیاست)

Ex: The coalition of environmental organizations successfully lobbied for stricter regulations on industrial emissions .

اتحادیه سازمان‌های محیط‌زیستی با موفقیت برای مقررات سخت‌گیرانه‌تر در مورد انتشارات صنعتی لابی کرد.

اجرا کردن

لخته شدن

Ex: The chocolate ganache started to coagulate as it cooled , resulting in a luscious and fudgy topping for the cake .

گاناش شکلاتی با سرد شدن شروع به لخته شدن کرد و نتیجه آن یک رویه خوشمزه و نرم برای کیک بود.

to aggrieve [فعل]
اجرا کردن

غمگین کردن

Ex: Her rude remarks aggrieved him deeply , even though she did n't intend to cause harm .

اظهارات بی‌ادبانه او او را به شدت آزرده خاطر کرد، هرچند که قصد آسیب رساندن نداشت.

to aggress [فعل]
اجرا کردن

حمله کردن

Ex: They planned to aggress the rival team with high pressure .

آنها برنامه ریزی کردند که با فشار بالا به تیم رقیب حمله کنند.

اجرا کردن

بدتر کردن

Ex: Their delay aggravated the traffic problem .

تأخیر آنها مشکل ترافیک را تشدید کرد.

depository [اسم]
اجرا کردن

انبار

Ex: The museum functioned as a depository for ancient artifacts , preserving them for future generations .

موزه به عنوان یک انبار برای آثار باستانی عمل می‌کرد و آن‌ها را برای نسل‌های آینده حفظ می‌کرد.

depositor [اسم]
اجرا کردن

سپرده‌گذار

Ex: As a depositor , he enjoys the peace of mind knowing his funds are securely held in the bank .

به عنوان یک سپرده‌گذار، او از آرامش خاطر لذت می‌برد که می‌داند وجوه او به طور ایمن در بانک نگهداری می‌شود.

deposition [اسم]
اجرا کردن

خلع

Ex: The deposition of the president led to a period of political instability .

عزل رئیس جمهور به دوره‌ای از بی‌ثباتی سیاسی منجر شد.

propriety [اسم]
اجرا کردن

نزاکت

Ex: He was admired for his propriety in handling sensitive issues .

او به خاطر شایستگی در برخورد با مسائل حساس مورد تحسین قرار می‌گرفت.

proprietary [صفت]
اجرا کردن

دارای حقوق انحصاری

Ex: Many software companies offer proprietary programs that ca n’t be used without a license .

بسیاری از شرکت‌های نرم‌افزاری برنامه‌های اختصاصی ارائه می‌دهند که بدون مجوز قابل استفاده نیستند.

missive [اسم]
اجرا کردن

نامه رسمی

Ex: A formal missive was delivered to the government outlining the terms of the peace agreement .

یک نامه رسمی به دولت تحویل داده شد که شرایط توافقنامه صلح را تشریح می‌کرد.

projectile [اسم]
اجرا کردن

پرتابه

Ex: In future conflicts , projectiles made from new materials may prove more effective than those used in the past .

در درگیری‌های آینده، پرتابه‌های ساخته شده از مواد جدید ممکن است مؤثرتر از آنهایی باشند که در گذشته استفاده شده‌اند.

convention [اسم]
اجرا کردن

قرارداد بین‌المللی

Ex: The playwright adhered to the convention of using a prologue to introduce the story .

نمایشنامه‌نویس به کنوانسیون استفاده از مقدمه برای معرفی داستان پایبند بود.

اجرا کردن

متعارف

Ex: It 's conventional for employees to dress formally for job interviews .

مرسوم است که کارمندان برای مصاحبه‌های شغلی به صورت رسمی لباس بپوشند.

arcane [صفت]
اجرا کردن

محرمانه

Ex: He spoke in an arcane language that only a few could comprehend .

او به زبانی رازآلود صحبت کرد که تنها تعداد کمی می‌توانستند بفهمند.

arcade [اسم]
اجرا کردن

رواق (معماری)

Ex: The arcade connects several old buildings , forming a beautiful passageway that has been preserved for centuries .

آرکید چندین ساختمان قدیمی را به هم متصل می‌کند و یک گذرگاه زیبا را تشکیل می‌دهد که قرن‌ها حفظ شده است.

archive [اسم]
اجرا کردن

بایگانی

Ex: The city 's archive is housed in a historic building downtown , open to the public for research .

آرشیو شهر در یک ساختمان تاریخی در مرکز شهر قرار دارد که برای تحقیق در دسترس عموم است.