کتاب 'توتال اینگلیش' پیش‌متوسطه - واحد 6 - درس 3

در اینجا واژگان از واحد 6 - درس 3 در کتاب درسی Total English Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "موزه"، "منطقه مسکونی"، "کافی"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'توتال اینگلیش' پیش‌متوسطه
stadium [اسم]
اجرا کردن

ورزشگاه

Ex: As the sun set , the stadium lights illuminated the field , signaling the start of the evening 's baseball game .

همان‌طور که خورشید غروب می‌کرد، چراغ‌های استادیوم زمین را روشن کردند و شروع بازی بیسبال شب را اعلام کردند.

اجرا کردن

مرکز ورزشی تفریحی

Ex: She goes to the leisure centre every morning for her yoga classes and to relax in the spa .

او هر صبح به مرکز تفریحی می‌رود تا در کلاس‌های یوگا شرکت کند و در اسپا استراحت کند.

library [اسم]
اجرا کردن

کتابخانه

Ex: I returned the books I borrowed to the library yesterday .

دیروز کتاب‌هایی که از کتابخانه قرض گرفته بودم را پس دادم.

bookshop [اسم]
اجرا کردن

کتاب‌فروشی

Ex: They visited the local bookshop to buy some travel guides for their trip .

آن‌ها به کتابفروشی محلی سر زدند تا چند راهنمای سفر برای سفرشان بخرند.

restaurant [اسم]
اجرا کردن

رستوران

Ex: They have a children 's menu at the restaurant , making it family-friendly .

آن‌ها در رستوران منوی کودکان دارند، که آن را برای خانواده‌ها مناسب می‌کند.

cafe [اسم]
اجرا کردن

کافه

Ex: We met at the neighborhood cafe for brunch and caught up on each other 's lives .

ما در کافه محله برای ناهار ملاقات کردیم و از زندگی یکدیگر باخبر شدیم.

bar [اسم]
اجرا کردن

میخانه

Ex: He enjoyed socializing with friends over a game of pool at the sports bar .

او از معاشرت با دوستان در حین بازی بیلیارد در بار ورزشی لذت می‌برد.

nightclub [اسم]
اجرا کردن

کلوپ شبانه

Ex: The nightclub has a strict dress code , so make sure to dress appropriately .

کلوپ شبانه یک کد لباس سخت‌گیرانه دارد، بنابراین مطمئن شوید که مناسب لباس بپوشید.

hospital [اسم]
اجرا کردن

بیمارستان

Ex: We donate blood regularly at the hospital to help those in need .

ما به طور منظم در بیمارستان خون اهدا می‌کنیم تا به نیازمندان کمک کنیم.

surgery [اسم]
اجرا کردن

اتاق معاینه

Ex: I had to cancel my appointment at the surgery due to a scheduling conflict .

به دلیل تداخل برنامه‌ریزی مجبور شدم قرارم را در کلینیک لغو کنم.

cinema [اسم]
اجرا کردن

سینما

Ex: The cinema near my house shows classic films every Thursday .

سینما نزدیک خانه من هر پنجشنبه فیلم‌های کلاسیک نمایش می‌دهد.

theater [اسم]
اجرا کردن

تئاتر

Ex: They 're rehearsing at the theater for the upcoming show .

آنها برای نمایش آینده در تئاتر تمرین می‌کنند.

museum [اسم]
اجرا کردن

موزه

Ex: She admired the artwork displayed in the museum .

او از آثار هنری نمایش داده شده در موزه تحسین کرد.

gallery [اسم]
اجرا کردن

گالری

Ex: Many people attended the opening night at the gallery , eager to meet the artists and discuss their work .

بسیاری از مردم در شب افتتاح گالری شرکت کردند، مشتاق ملاقات با هنرمندان و بحث درباره کارهایشان.

school [اسم]
اجرا کردن

مدرسه

Ex: We have a science project due next week at school .

ما یک پروژه علمی داریم که هفته آینده در مدرسه باید تحویل داده شود.

college [اسم]
اجرا کردن

کالج

Ex: We have access to a library with extensive resources at college .

ما به یک کتابخانه با منابع گسترده در کالج دسترسی داریم.

bus station [اسم]
اجرا کردن

پایانه اتوبوس

Ex: The city plans to upgrade the bus station , making it more comfortable and accessible for passengers .

شهر برنامه دارد تا ایستگاه اتوبوس را ارتقا دهد، آن را برای مسافران راحت‌تر و قابل دسترس‌تر کند.

bus stop [اسم]
اجرا کردن

ایستگاه اتوبوس

Ex: The bus stop near the school is often crowded with students after classes let out .

ایستگاه اتوبوس نزدیک مدرسه اغلب پس از تعطیلی کلاس‌ها شلوغ از دانش‌آموزان است.

اجرا کردن

ایستگاه قطار

Ex: The train station platform was busy with people waiting for their trains .

سکوی ایستگاه قطار شلوغ از افرادی بود که منتظر قطارهایشان بودند.

Tube [اسم]
اجرا کردن

مترو

Ex:

بسیاری از مسافران روزانه به مترو برای سفرهای روزانه خود متکی هستند.

اجرا کردن

منطقه مسکونی

Ex: Many of the houses in the residential area have private gardens .

بسیاری از خانه‌ها در منطقه مسکونی باغ‌های خصوصی دارند.

commercial [صفت]
اجرا کردن

تجاری

Ex: Commercial shipping companies transport goods across national and international borders .
industrial [صفت]
اجرا کردن

صنعتی

Ex:

انقلاب صنعتی با مکانیزه کردن تولید و افزایش بهره‌وری، جامعه را دگرگون کرد.

facility [اسم]
اجرا کردن

ساختمان

Ex:

تسهیلات تحقیقاتی شامل آزمایشگاه‌ها و دفترهایی برای دانشمندان و محققان است.

factory [اسم]
اجرا کردن

کارخانه

Ex: He got a job at the factory after graduating from high school .

او بعد از فارغ‌التحصیلی از دبیرستان در کارخانه شغل پیدا کرد.

flat [اسم]
اجرا کردن

آپارتمان

Ex: After moving into her new flat , she spent the weekend unpacking and decorating her space .

بعد از نقل مکان به آپارتمان جدیدش، او آخر هفته را به باز کردن وسایل و تزئین فضای خود گذراند.

enough [قید]
اجرا کردن

به‌اندازه کافی

Ex: She worked hard enough to earn a well-deserved promotion .
many [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

چندین

Ex: She dedicated many years to her career before retiring .

او سال‌های زیادی را به حرفه‌اش اختصاص داد قبل از اینکه بازنشسته شود.

much [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

زیاد

Ex: There 's not much chocolate left in the box .

زیاد شکلات در جعبه باقی نمانده است.

too [قید]
اجرا کردن

بیش از حد

Ex: I 'm too tired to keep working tonight .

من خیلی خسته‌ام که امشب به کار کردن ادامه دهم.

very [قید]
اجرا کردن

خیلی

Ex: The teacher 's explanation was very clear .

توضیح معلم خیلی واضح بود.