کتاب 'توتال اینگلیش' متوسط بالا - واحد 3 - درس 2

در اینجا واژگان از واحد 3 - درس 2 در کتاب درسی Total English Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "پورسلین"، "ابریشم"، "برنز" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'توتال اینگلیش' متوسط بالا
rubber [اسم]
اجرا کردن

پلاستیک

Ex: The playground surface was covered with a layer of soft rubber to prevent injuries .

سطح زمین بازی با یک لایه لاستیک نرم پوشانده شده بود تا از آسیب‌ها جلوگیری کند.

wood [اسم]
اجرا کردن

چوب

Ex: The woodpecker was busy pecking at the old wood .

دارکوب مشغول نوک زدن به چوب قدیمی بود.

gunpowder [اسم]
اجرا کردن

باروت

Ex:

باروت نقش مهمی در انقلاب صنعتی داشت، به ویژه در معدن‌کاوی و ساخت‌وساز.

glass [اسم]
اجرا کردن

شیشه

Ex: Antique glass vases often have tiny bubbles in the material .

گلدان‌های شیشه‌ای عتیقه اغلب حباب‌های ریز در ماده دارند.

leather [اسم]
اجرا کردن

چرم

Ex: The furniture store showcased a range of leather sofas , each offering a luxurious and sophisticated look .

فروشگاه مبلمان مجموعه‌ای از مبل‌های چرمی را به نمایش گذاشت که هر کدام ظاهری لوکس و پیچیده ارائه می‌دهند.

metal [اسم]
اجرا کردن

فلز

Ex: Aluminum is a lightweight metal used in the production of aircraft and beverage cans .

آلومینیوم یک فلز سبک است که در تولید هواپیما و قوطی های نوشیدنی استفاده می شود.

paper [اسم]
اجرا کردن

کاغذ

Ex: They wrapped the gift in colorful paper before presenting it .

آن‌ها هدیه را در کاغذ رنگی پیچیدند قبل از اینکه آن را ارائه دهند.

plastic [اسم]
اجرا کردن

پلاستیک

Ex: The artist sculpted a beautiful statue out of plastic .

هنرمند مجسمه‌ای زیبا از پلاستیک تراشید.

porcelain [اسم]
اجرا کردن

پرسلان (ظروف)

Ex: The store specializes in antique porcelain .

فروشگاه در چینی‌آلات عتیقه تخصص دارد.

bronze [اسم]
اجرا کردن

برنز (فلز)

Ex: The foundry experimented with different tin ratios to produce a bronze alloy suited for electrical connectors .

کارخانه ریخته‌گری با نسبت‌های مختلف قلع آزمایش کرد تا آلیاژ برنز مناسبی برای اتصالات الکتریکی تولید کند.

cotton [اسم]
اجرا کردن

پنبه

Ex:

نرمی الیاف پنبه آن را برای ساخت لباس ایده‌آل می‌کند.

denim [اسم]
اجرا کردن

دنیم (پارچه)

Ex: After a few washes , the denim started to fade , giving it a stylish , vintage look .

پس از چند بار شستشو، دنیم شروع به رنگ پریدگی کرد و به آن ظاهری شیک و قدیمی داد.

gold [اسم]
اجرا کردن

طلا

Ex: The crown jewels of the monarch are encrusted with diamonds and set in gold .

جواهرات تاج پادشاه با الماس تزئین شده و در طلا قرار گرفته‌اند.

iron [اسم]
اجرا کردن

آهن

Ex: Iron plays a crucial role in transporting oxygen from the lungs to the rest of the body .

آهن نقش حیاتی در انتقال اکسیژن از ریه‌ها به بقیه بدن دارد.

lycra [اسم]
اجرا کردن

پارچه لایکرا

Ex: The cycling team wore matching lycra outfits , which helped minimize wind resistance and improve their speed .

تیم دوچرخه‌سواری لباس‌های هماهنگ از جنس لایکرا پوشیدند، که به کاهش مقاومت باد و افزایش سرعت آنها کمک کرد.

silk [اسم]
اجرا کردن

ابریشم

Ex: The bride 's veil was made of delicate silk , adding a touch of elegance to her wedding attire .

حجاب عروس از ابریشم ظریف ساخته شده بود، که به لباس عروسی او جلوه‌ای از ظرافت می‌بخشید.

silver [اسم]
اجرا کردن

نقره

Ex:

سرویس چای عتیقه از نقره استرلینگ ساخته شده بود.

wool [اسم]
اجرا کردن

پشم

Ex: The sheep 's wool is naturally insulating , making it ideal for cold climates .

پشم گوسفند به طور طبیعی عایق است و آن را برای آب و هوای سرد ایده‌آل می‌کند.