to predict something in advance

پیشبینی کردن, پیشگویی کردن
اقتصاددانها بر اساس روندهای فعلی، کاهشی در اقتصاد را پیشبینی کردند.
to make something explode

منفجر کردن, ترکیدن، ترکاندن
تیم نظامی مواد منفجره را منفجر کرد تا آوار را پاک کند.
to attract someone by being irresistibly appealing

مسحور کردن, شیفته کردن
زیبایی خیرهکننده مناظر، مسافران را در سفرشان مجذوب کرد.
to kill large groups of people

کشتوکشتار کردن, لتوپار کردن
ارتش مهاجم قصد داشت نیروهای مخالف را در طول نبرد نابود کند.
to fully satisfy a desire or need, such as food or pleasure, often beyond capacity

اشباع کردن, پر کردن
تعطیلات مجلل برای سیر کردن میل آنها به ماجراجویی و آرامش در نظر گرفته شده بود.
to do something that stops someone's anger or dissatisfaction, usually by being friendly or giving them what they want

دلجویی کردن
دیپلمات با تسهیل ارتباطات باز، طرفهای متعارض را آشتی داد.
(geometry) to touch another curve or surface in at least three points

تماس داشتن, در حداقل سه نقطه لمس کردن
to strongly criticize or condemn

مورد عتاب و خطاب قرار دادن
او در یک سخنرانی آتشین به سیاستهای حریفش سخت انتقاد کرد.
to increase in size or width

فراخ شدن, گشاد شدن، منبسط شدن
رگهای خونی در حال گشاد شدن هستند تا جریان خون افزایش یابد.
to officially enroll or register as a student at a school, college, or university

نامنویسی کردن, ثبتنام کردن
او ترم آینده در برنامه مهندسی ثبت نام (matriculate) خواهد کرد.
to start a new course of action

آغاز کردن, راه انداختن
او در جلسه تیم، بحثی درباره بهبود بهرهوری در محیط کار آغاز کرد.
to waste money, energy, or resources

چیزی را هدر دادن, هدر دادن، تلف کردن
روشن گذاشتن چراغها در تمام طول روز بدون ضرورت میتواند انرژی را تلف کند و قبض برق را افزایش دهد.
to make something known publicly, especially an idea, belief, or policy

اعلام کردن, رسماً اعلام کردن
سازمان بیانیه ماموریت خود را در سراسر رسانههای اجتماعی اعلام کرد.
to surgically remove a body part, such as a limb or organ, often due to injury, disease, or medical necessity

قطع عضو کردن
در موارد شدید سرمازدگی، پزشکان ممکن است نیاز به قطع انگشتان دست یا پای آسیب دیده داشته باشند.
to collect an increasing amount of something over time

انباشتن, اندوختن، جمع کردن
در طول ترم، دانشآموزان دانش و مهارتها را در کلاسهای خود جمعآوری میکنند.
to eliminate a requirement or complication by providing a solution

خلاصی یافتن از
توضیح واضح او هر گونه سردرگمی در مورد روش را از بین برد.
