to make something sacred through religious rituals

تقدیس کردن, (رسماً) مقدس و متبرک اعلام کردن
در طول مراسم، اشیاء مقدس تقدیس شدند تا اهمیت معنوی آنها را نمادین کنند.
to decline in quality, condition, or overall state

بدتر شدن, وخیم شدن
غفلت از نگهداری منظم میتواند باعث تخریب عملکرد خودرو شود.
to avoid giving a direct answer by being deliberately ambiguous

طفره رفتن, دروغ گفتن، دوپهلو حرف زدن، زبانبازی کردن
او تمایل دارد که طفره برود وقتی با سوالات دشوار مواجه میشود.
to commit a large-scale homicide which results in a significant reduction in population

قتلعام کردن
اقدامات دولت به عنوان تلاشی برای ریشهکن کردن یک گروه خاص از مردم دیده شد.
to protect a person or an animal against a disease by giving them a preventive shot against specific diseases

واکسینه کردن, واکسن زدن
دامپزشک در معاینه سالانه سگ را در برابر بیماریهای شایع سگها واکسینه میکند.
to postpone something that needs to be done

به تعویق انداختن, پشت گوش انداختن
او پرداخت قبضهایش را به تعویق انداخت تا زمانی که موعدشان گذشت.
to have a formal discussion about an issue before deciding on it

درباره تمام جوانب چیزی بحث کردن
شورا درباره قانون جدید بحث کرد تا مطمئن شود که به نفع همه خواهد بود.
to clearly and verbally express what one thinks or feels

واضح بیان کردن, به زبان آوردن
به عنوان یک شاعر، او میتوانست عمیقترین احساسات را فقط با چند کلمهی با دقت انتخاب شده بیان کند.
to become thin or malnourished and physically fade away

لاغر شدن, نحیف شدن، ورچلوزیدن
to make a place, substance, etc. dirty or harmful by adding dangerous material

آلوده کردن
روشهای بیمبالات دفع زباله میتوانند آبهای زیرزمینی را با مواد خطرناک آلوده کنند.
to fully remove or get rid of something

از بین بردن, حذف کردن
شرکت یک سیستم جدید را برای حذف ناکارآمدیها در گردش کار پیادهسازی کرد.
to adjust the pitch or intensity of a sound or one's voice

تنظیم کردن (صدا)
رهبر گروه کر به خوانندگان دستور داد تا صداهای خود را تنظیم کنند.
to corrupt something by adding inferior substances, especially to reduce its purity or quality

بدافزایی کردن, اضافه کردن (مواد ارزانتر، نامرغوب یا مضر به مواد خوراکی)
آنها شراب را با مخلوط کردن آن با آب تحریف کردند.
to terminate an agreement, right, law, custom, etc. in an official manner

ملغی کردن, فسخ کردن
آنها بدون مشورت با طرفهای دیگر درگیر، توافق را لغو کرده بودند.
to grow plants or crops, especially for farming or commercial purposes

کشت کردن
آنها توت فرنگی را در گلخانهها پرورش میدهند تا در بازار بفروشند.
to bring back a youthful look or appearance

جوانتر کردن, شاداب کردن
آرایشگر از تکنیکهای ویژهای برای جوانسازی چهره مشتری خود برای عکسبرداری استفاده کرد.
to make an attempt at matching or surpassing someone or something, particularly by the means of imitation

برابری جستن با, تقلید کردن، رقابت کردن با
او سخت کار کرد تا موفقیت مربی خود را در دنیای کسبوکار تقلید کند.
to cause someone to feel extremely embarrassed or ashamed, often by publicly exposing their weaknesses or shortcomings

تحقیر کردن, اهانت کردن به، خشوع کردن
او قسم خورد که دیگر هرگز خود را در موقعیتی قرار ندهد که بتوان او را تحقیر کرد.
