صفت‌های ویژگی‌های انتزاعی - صفت های قطعیت

این صفات به ما امکان می‌دهند تا حضور یا عدم حضور شک در مورد حقیقت، اعتبار یا نتیجه یک بیانیه، واقعیت یا وضعیت را بیان کنیم.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
صفت‌های ویژگی‌های انتزاعی
sure [صفت]
اجرا کردن

مسلم

Ex: Given his track record , he 's sure to win the championship this year .

با توجه به سابقه او، او مطمئناً امسال قهرمانی را به دست خواهد آورد.

certain [صفت]
اجرا کردن

مشخص

Ex: A certain famous author will be at the event .

یک نویسنده مشهور معین در رویداد حضور خواهد داشت.

doubtful [صفت]
اجرا کردن

مردد

Ex: She felt doubtful about the sincerity of his apology , wondering if it was genuine .

او در مورد صداقت عذرخواهی او مشکوک احساس کرد، و فکر کرد که آیا واقعی است.

uncertain [صفت]
اجرا کردن

نامشخص

Ex: The outcome of the experiment is uncertain until all the data has been analyzed .

نتیجه آزمایش تا زمانی که تمام داده‌ها تحلیل نشوند نامشخص است.

inevitable [صفت]
اجرا کردن

اجتناب‌ناپذیر

Ex: The breakup was an inevitable consequence of their constant disagreements .

جدایی نتیجه اجتناب‌ناپذیر اختلافات مداوم آنها بود.

conclusive [صفت]
اجرا کردن

قطعی

Ex: Despite their efforts , the researchers were unable to obtain conclusive results .

علیرغم تلاش‌هایشان، محققان نتوانستند نتایج قطعی به دست آورند.

اجرا کردن

مسلم

Ex: The video evidence presented in court was indisputable , clearly showing the defendant committing the crime .

مدارک ویدیویی ارائه شده در دادگاه غیرقابل انکار بود، به وضوح نشان می‌داد که متهم مرتکب جرم شده است.

irrefutable [صفت]
اجرا کردن

انکارناپذیر

Ex: Faced with irrefutable satellite images , the government had to acknowledge the construction project they previously denied .

در مقابل تصاویر ماهواره‌ای غیرقابل انکار، دولت مجبور شد پروژه ساخت و سازی را که قبلاً تکذیب کرده بود، بپذیرد.

اجرا کردن

مشهود

Ex: The team 's victory was unquestionable , as they dominated the game from start to finish .

پیروزی تیم بی‌چون‌وچرا بود، چرا که آن‌ها از ابتدا تا انتها بر بازی مسلط بودند.

undeniable [صفت]
اجرا کردن

غیر قابل انکار

Ex: Despite his attempts to conceal the truth , the facts were undeniable .

علیرغم تلاش‌های او برای پنهان کردن حقیقت، حقایق انکارناپذیر بودند.

undisputed [صفت]
اجرا کردن

مسلم

Ex: The undisputed leader of the team led by example , inspiring everyone with their dedication .

رهبر بی‌چون‌وچرا تیم با مثال رهبری کرد، همه را با فداکاری خود الهام بخشید.

اجرا کردن

غیرقابل اشتباه

Ex: The unmistakable look of determination on his face showed that he was ready to face any challenge .

نگاه غیرقابل اشتباه از عزم روی صورتش نشان می‌داد که او آماده است تا با هر چالشی روبرو شود.

اجرا کردن

فرضی

Ex: The discussion about what might happen if they won the lottery was purely hypothetical .

بحث درباره اینکه اگر آنها در قرعه‌کشی برنده شوند چه اتفاقی می‌افتد کاملاً فرضی بود.

اجرا کردن

سوال‌برانگیز

Ex: They acquired the money through questionable means , raising suspicion about its legitimacy .

آن‌ها پول را از طریق روش‌های مشکوک به دست آوردند، که باعث ایجاد شک در مورد مشروعیت آن شد.

speculative [صفت]
اجرا کردن

نظری

Ex: The novel presented a speculative scenario of what life might be like on Mars .

رمان یک سناریوی حدسی از اینکه زندگی در مریخ چگونه ممکن است باشد ارائه داد.

dubious [صفت]
اجرا کردن

مردد

Ex: The online reviews of the restaurant were mixed , leaving us dubious about whether to dine there .

نظرات آنلاین رستوران متناقض بود، که ما را مردد کرد که آیا آنجا شام بخوریم یا نه.

debatable [صفت]
اجرا کردن

بحث‌برانگیز

Ex: Whether or not the law should be changed is a debatable issue among policymakers .

این که قانون باید تغییر کند یا نه، یک مسئله قابل بحث در بین سیاست‌گذاران است.

tentative [صفت]
اجرا کردن

موقت و نامشخص

Ex: The report offered a tentative conclusion , with more research needed to solidify the findings .

گزارش یک نتیجه‌گیری موقت ارائه داد، با تحقیقات بیشتر برای تثبیت یافته‌ها مورد نیاز است.

iffy [صفت]
اجرا کردن

نامعلوم

Ex: The validity of his argument seemed iffy , lacking supporting evidence .

اعتبار استدلال او مشکوک به نظر می‌رسید، فاقد شواهد حمایتی بود.

اجرا کردن

بی‌نتیجه

Ex: The medical tests were inconclusive , so further examination is needed to determine the cause of the symptoms .

آزمایش‌های پزشکی قطعی نبودند، بنابراین برای تعیین علت علائم، معاینه بیشتری لازم است.

moot [صفت]
اجرا کردن

قابل بحث

Ex: Whether the meeting will be held at the usual venue or somewhere else is a moot issue now that the location has been confirmed .

اینکه جلسه در محل معمول یا جای دیگری برگزار شود، اکنون که مکان تأیید شده است، یک موضوع بی‌معنی است.

contingent [صفت]
اجرا کردن

ممکن

Ex:

تکمیل کار مشروط به حل مسائل فنی بود.

guaranteed [صفت]
اجرا کردن

کاملاًمطمئن

Ex: The concert ticket came with a guaranteed seat in the front row .

بلیط کنسرت با یک صندلی تضمینی در ردیف جلو ارائه شد.

undoubtable [صفت]
اجرا کردن

بی‌شک

Ex: The evidence provided was undoubtable proof of his innocence .

شواهد ارائه شده غیرقابل انکار بود که بی‌گناهی او را ثابت می‌کرد.

provisional [صفت]
اجرا کردن

مشروط

Ex: He received a provisional driver 's license , allowing him to drive under certain conditions until he passed the driving test .

او یک گواهینامه رانندگی موقت دریافت کرد که به او اجازه می‌داد تحت شرایط خاصی رانندگی کند تا زمانی که آزمون رانندگی را پشت سر بگذارد.