صفات برانگیختن احساس خاص - صفات واکنش منفی
این صفات، پاسخهای عاطفی منفی را که هنگام مواجهه با چیزی که با خواستهها و ترجیحات ما در تضاد است، به تصویر میکشند.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
feeling very unhappy and having no hope

ناامید, غمگین
او در طول زمستان طولانی و تاریک افسرده شد.
feeling frightened or anxious

ترسیده, وحشتزده
وقتی متوجه شد که کیف پولش را گم کرده است، ترسیده به نظر میرسید.
feeling worried or troubled about a particular situation or issue

دلواپس, نگران
او درباره تأثیر تغییرات آبوهوایی بر نسلهای آینده نگران بود.
feeling uncertain or not confident about something because it is not clear or easy to understand

گیج, سردرگم
به نظر میرسید او دربارهی اینکه چه مسیری را در حرفهاش انتخاب کند سردرگم است.
feeling stressed or burdened by a lot of tasks or emotions at once

عمیقاًمتاثر
دانشآموزان تحت فشار برای رسیدن به مهلتها تلاش کردند.
feeling ashamed and uncomfortable because of something that happened or was said

خجالتزده, شرمنده
نوجوان خجالتزده وقتی والدینش در مقابل دوستانش او را مسخره کردند، سرخ شد.
tired and unhappy because there is nothing to do or because we are no longer interested in something

خسته و بیحوصله, کسل
او در طول سخنرانی طولانی و کند احساس کسلشدگی کرد.
feeling upset or annoyed due to being unable to do or achieve something

درمانده, مستأصل، ناامید
آنها از عدم پیشرفت در حل مناقشه جاری ناامید شدند.
very surprised or upset because of something unexpected or unpleasant

حیرتزده, شوکهشده
وقتی خبر نقل مکان ناگهانی دوستش به خارج را شنید، شوکه شد.
feeling extremely tired physically or mentally, often due to a lack of sleep

بهشدتخسته, خستهوکوفته
دانشآموزان خسته برای بیدار ماندن در طول جلسه مطالعه شبانه تلاش کردند.
physically or mentally dependent on a substance, behavior, or activity

معتاد
او احساس میکرد به ورزش معتاد شده است، اگر یک روز در باشگاه حاضر نمیشد احساس اضطراب میکرد.
feeling afraid, often suddenly, due to danger, threat, or shock

وحشتزده, ترسیده
من هنگام راه رفتن در شب تنها احساس ترس کردم.
(of a person) feeling anxious or worried

نگران, دلواپس
او در مورد تصمیم دشواری که باید میگرفت نگران بود.
feeling extremely scared

وحشتزده
کودک وحشتزده در طول توفان به پای مادرش چسبید.
feeling slightly angry or irritated

آزرده, عصبی
حالت عصبانی روی صورتش ناامیدی او از اتصال کند اینترنت را نشان میداد.
feeling very angry or deeply offended

شدیدا عصبانی
وقتی اتهامات دروغین آنلاین را خواند، خشمگین به نظر میرسید.
very scared or shocked

وحشتزده, هراسان
وقتی به صحنه تصادف برخورد کرد، احساس وحشت کرد.
feeling so shocked or surprised that one is incapable of acting in a normal way

بهت زده, مات و مبهوت، شوکه شده
وقتی خبر مرگ ناگهانی دوستش را شنید، احساس شوکه شدن کرد.
feeling extreme anxiety or discomfort

آشفته, پریشان
او از دست دادن حیوان خانگی محبوبش ناراحت شد.
lacking confidence and enthusiasm

دلسرد
او با وجود تلاشهایش، از پیشرفت کند پروژهاش دلسرد شده بود.
having or displaying great dislike for something

منزجرشده, بیزار
او از شرایط کثیف دستشویی عمومی احساس انزجار کرد.
not pleased or happy with something, because it is not as good as one expected

ناراضی, ناخشنود
مشتریان ناراضی از نقصهای محصول شکایت کردند.
feeling very upset or nervous

مضطرب, آشفته، پریشان
او از تصاویر خشونتآمیز فیلم آشفته شده بود.
feeling worried or concerned due to a sudden, unexpected event or potential danger

مضطرب, دلواپس
افت ناگهانی دما کوهنوردان را نگران کرد و به جستجوی پناهگاه واداشت.
feeling suddenly surprised or shocked

وحشت زده, متعجب
او وحشت زده شد وقتی گربه اش ناگهان روی پایش پرید.
not satisfied or happy with something, because it did not meet one's expectations or hopes

ناامید, مأیوس
والدین او به وضوح ناامید بودند که او امتحان را قبول نشد.
| صفات برانگیختن احساس خاص | |||
|---|---|---|---|
| صفات احساسات مثبت | صفات احساسات منفی | صفتهای برانگیزنده مثبت | صفات فراخوانی منفی |
| صفات غم و انزجار | صفتهای ترس و اضطراب | صفتهای واکنش مثبت | صفات واکنش منفی |