صفات علت و معلول - صفات نتیجه دائمی
این صفات نتیجه عملی را توصیف میکنند که دائمی است و قابل تغییر نیست، مانند "حل شده"، "تمام شده"، "مستند شده"، "شناسایی شده" و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
observed or perceived by someone

مشاهده شده, توجه شده
بهبود مشاهده شده در عملکردش او را مورد تحسین همکارانش قرار داد.
perceived or recognized through the sense of hearing

شنیده شده, درک شده
او قدمهای شنیده شده پشت سرش را دنبال کرد، با احساس ناراحتی.
communicated orally rather than in written form

شفاهی
او قدردانی کرد از اطمینان گفتاری دوستش در یک زمان دشوار.
completed and with no further actions or modifications needed

تمام شده, کامل
پس از ساعاتی کار سخت، محصول تمامشده آماده ارائه به مشتری بود.
frequently stopping and starting, causing a break in continuity or flow

قطع شده, مختل
الگوی خواب قطع شده او بر توانایی تمرکز در طول روز تأثیر گذاشت.
(of information or details) revealed or made known to others

افشا شده, آشکار شده
شاهد بر اساس شواهد افشا شده از تحقیق شهادت داد.
successfully resolved or answered

حل شده, پاسخ داده شده
با شناسایی مقصر، پرونده توسط پلیس حل شده در نظر گرفته شد.
firmly decided or determined in a specific course of action or belief

مصمم, قطعی
موضع مصمم مدیریت شرکت سرمایهگذاران را اطمینان داد.
found or revealed, often for the first time

کشف شده, آشکار شده
حقیقت کشفشده درک آنها از وضعیت را تغییر داد.
recorded or put in writing in order to be referenced or referred to at a later time

مستندشده
شواهد مستند یافتههای تحقیق را تأیید کرد.
having been recognized or determined

شناسایی شده, مشخص شده
مشکل شناسایی شده در سیستم به سرعت توسط تیم آیتی حل شد.
having been made ready or suitable beforehand for a particular purpose or situation

آماده
او احساس اعتماد به نفس و آماده بودن برای امتحان آینده را داشت.
not expressed or communicated verbally

بیان نشده, ضمنی
توافق بیصدا در میان گروه در تکانهای سر مشترکشان آشکار بود.
lacking a known or specified name or source

بی نام, ناشناس
اهداکننده بینام به سخاوتمندی به خیریه کمک کرد بدون اینکه به دنبال شناخته شدن باشد.
not responded to or reciprocated, often leaving a sense of incompleteness or uncertainty

بی پاسخ, پاسخ داده نشده
ایمیلهای بیپاسخ در صندوق ورودی او انباشته شدند، در انتظار پاسخ.
having been attempted or tested

آزموده, آزمایش شده
او به یک دستور پخت آزموده اعتماد کرد تا مهمانانش را در مهمانی شام تحت تأثیر قرار دهد.
having been captured or trapped

دستگیر شده, به دام افتاده
مجرم دستگیر شده در طول بازجویی به جرم اعتراف کرد.
| صفات علت و معلول | |||
|---|---|---|---|
| صفتهای علت | صفات تأثیر | صفات نتیجه موقت | صفات نتیجه دائمی |
| صفات نتیجه فیزیکی | صفتهای ظرفیت | صفات ظرفیت فیزیکی | |
