واژگان آیلتس سطح مبتدی - زمان
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد زمان، مانند "alternate"، "instant"، "era" و غیره را که برای آزمون آیلتس لازم است، یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
the period of the year during which schools and universities hold classes

سال تحصیلی
بسیاری از مدارس در طول سال تحصیلی بین ترمها استراحت دارند.
done or happening every other time

یکیدرمیان
او شیفتهای شب متناوب میگیرد تا وظایف مراقبت از کودک خود را متعادل کند.
at an earlier time

از قبل, از پیش
سیستم نیاز به اعتبارنامههای ورود از قبل دارد.
a secular designation used to represent dates in the Gregorian calendar before the traditional reference point of the birth of Jesus Christ

قبل از عصر حاضر, قبل از میلاد مسیح
organized according to the order that the events occurred in

بهترتیب زمان وقوع, بهترتیب تاریخی
نمایشگاه موزه آثار باستانی را به ترتیب تاریخی نمایش داد، که نشان دهنده توسعه تمدن بود.
not precisely or clearly defined, stated, or known

مبهم, نامعین
آینده برنامه در انتظار بحثهای بیشتر نامشخص باقی ماند.
a certain or exact point in time

لحظه
او در آن لحظه متوجه شد که چقدر وضعیت تغییر کرده است.
closest to the end of a particular period of time, event, etc.

آخری, بعدی
مراحل پایانی مسابقات برنده نهایی را مشخص خواهد کرد.
happening or done from time to time, without a consistent pattern

گاهبهگاه
ایمیل گاه به گاه از یک دوست قدیمی روزش را روشن کرد.
taking place at precisely the same time

همزمان
کنفرانس دارای ترجمه همزمان به چندین زبان برای پذیرایی از شرکت کنندگان بین المللی بود.
appearing, made, or happening once a year

سالانه
واکسن آنفلوانزای سالانه برای افراد در معرض خطر بالای عفونت توصیه میشود.
in the time following a specific action, moment, or event

سپس, بعد از آن
او قصد نداشت در کارگاه شرکت کند، اما بعداً متوجه شد که چقدر ارزشمند بوده است.
in a way that happens once every year

سالانه
نمایشگاه باغ سالانه برگزار میشود.
a period of history marked by particular features or events

دوران, عصر
انقلاب صنعتی آغازگر دورهای از تغییرات سریع تکنولوژیکی و اقتصادی بود.
a period consisting of two weeks or 14 days

دو هفته, چهارده شب
این رویداد در دو هفته برگزار خواهد شد، بنابراین مهمانان باید تقویمهای خود را بر این اساس علامتگذاری کنند.
the fact or quality of arriving, happening, or being done after the usual or expected time

دیرکرد, تأخیر
او سعی کرد با کار کردن ساعات اضافی برای تکمیل کار، تأخیر خود را جبران کند.
a period of one thousand years, usually calculated from the year of the birth of Jesus Christ

هزاره
آیندهنگران در مورد پیشرفتهای تکنولوژیکی که ممکن است هزاره بعدی را شکل دهند، گمانهزنی میکنند.
after a particular event or time

متعاقباً
ما صبح به موزه رفتیم و بعد از آن ناهار را کنار رودخانه خوردیم.
without any pause or interruption

پیوسته, دائم
ترافیک به طور مداوم در بزرگراه شلوغ جریان داشت.
ten years of time

دهه
فناوری در دهه گذشته به طور قابل توجهی تکامل یافته است.
after or at the end of a series of events or an extended period

در نهایت, سرانجام
پس از سالها کار سخت، او بالاخره به رویای شروع کسبوکار خود دست یافت.
taking place or existing now

کنونی, آنی
چالش فوری او یافتن مکانی برای اقامت پس از نقل مکان به شهر جدید بود.
a span of time

مدت, زمان
آنها مدتی گپ زدند و از زندگی یکدیگر باخبر شدند قبل از اینکه خداحافظی کنند.
a page or set of pages showing the days, weeks, and months of a particular year, especially one put on a wall

تقویم
آنها یک تقویم بزرگ در اتاق نشیمن دارند که تولدها و سالگردهای خانواده را نشان میدهد.
typical or customary for a specific time of year

فصلی
تغییرات فصلی در آب و هوا بر انواع لباسهای موجود در فروشگاهها تأثیر میگذارد.
a year in every four years that has 366 days instead of 365

سال کبیسه
سالهای کبیسه به همگامسازی تقویم ما با فصلها کمک میکنند.
for a limited period, usually until a certain condition changes

فعلاً, در حال حاضر
ترتیب فعلی فعلاً قابل قبول است، اما به یک برنامه بلندمدت نیاز خواهیم داشت.
used with a date to refer to things happened or existed after the birth of Christ

عصر حاضر
اعلامیه استقلال آمریکا در 4 ژوئیه 1776 میلادی به تصویب رسید.
