واژگان برای IELTS Academic (نمره 6-7) - Management

در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به مدیریت را یاد خواهید گرفت که برای آزمون آکادمیک آیلتس ضروری هستند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان برای IELTS Academic (نمره 6-7)
assignment [اسم]
اجرا کردن

کار محول شده

Ex: She worked late to finish the urgent assignment .

او دیروقت کار کرد تا تکلیف فوری را تمام کند.

committee [اسم]
اجرا کردن

کمیته

Ex: The neighborhood association formed a committee to organize community events and initiatives .

انجمن محله یک کمیته تشکیل داد تا رویدادها و ابتکارات جامعه را سازماندهی کند.

compliance [اسم]
اجرا کردن

پیروی (از قانون و غیره)

Ex: Compliance with international standards allows products to be exported and sold globally .

انطباق با استانداردهای بین‌المللی به محصولات اجازه می‌دهد تا در سطح جهانی صادر و فروخته شوند.

efficiency [اسم]
اجرا کردن

بازده

Ex: Home renovations took less time with the contractor 's efficiency in planning and order of tasks .

بازسازی خانه با کارایی پیمانکار در برنامه‌ریزی و ترتیب وظایف، زمان کمتری برد.

اجرا کردن

مدیریت خط

Ex: The retail store 's line management team monitors inventory levels and ensures shelves are stocked to meet customer demand .

تیم مدیریت خط فروشگاه خرده‌فروشی سطح موجودی‌ها را زیر نظر دارد و اطمینان حاصل می‌کند که قفسه‌ها برای پاسخگویی به تقاضای مشتریان پر شده‌اند.

evaluation [اسم]
اجرا کردن

ارزیابی

Ex: Consumer evaluations of the new product were overwhelmingly positive , citing its ease of use and durability .

ارزیابی‌های مصرف‌کنندگان از محصول جدید به شدت مثبت بود، که به سهولت استفاده و دوام آن اشاره داشت.

execution [اسم]
اجرا کردن

اجرا

Ex: The CEO 's strategic execution of the business plan led to significant revenue growth .

اجرای استراتژیک طرح کسب و کار توسط مدیر عامل منجر به رشد قابل توجه درآمد شد.

expertise [اسم]
اجرا کردن

تخصص

Ex: Her expertise in financial analysis enabled her to make informed investment decisions .

تخصص او در تحلیل مالی به او این امکان را داد که تصمیمات آگاهانه‌ای در زمینه سرمایه‌گذاری بگیرد.

Ltd [اسم]
اجرا کردن

با مسئولیت محدود (شرکت)

Ex:

تشکیل GHI Ltd به عنوان یک شرکت با مسئولیت محدود، مستلزم رعایت الزامات نظارتی بود.

framework [اسم]
اجرا کردن

چارچوب

Ex: The ethical framework guides professionals in making moral decisions within their fields .

چارچوب اخلاقی حرفه‌ای‌ها را در گرفتن تصمیم‌های اخلاقی در حوزه‌هایشان راهنمایی می‌کند.

instruction [اسم]
اجرا کردن

دستور‌العمل

Ex:

نرم‌افزار با دستورالعمل‌های گام به گام همراه بود تا به کاربران در پیمایش ویژگی‌های آن کمک کند.

mentor [اسم]
اجرا کردن

مربی

Ex: The mentor provided invaluable advice and support to the new employees , helping them acclimate to their roles within the company .

منتور مشاوره و پشتیبانی بی‌نظیری به کارمندان جدید ارائه داد و به آنها کمک کرد تا با نقش‌های خود در شرکت سازگار شوند.

performance [اسم]
اجرا کردن

عملکرد

Ex: The employee 's performance appraisal highlighted their strong work ethic and dedication to their job .

ارزیابی عملکرد کارمند، اخلاق کاری قوی و تعهد او به شغلش را برجسته کرد.

policy [اسم]
اجرا کردن

سیاست‌گذاری

Ex: The insurance company revised its policy to offer better coverage for natural disasters .
discipline [اسم]
اجرا کردن

تأدیب

Ex: The military emphasizes discipline as essential for unit cohesion and mission readiness .

نظامی بر انضباط به عنوان عنصری ضروری برای انسجام واحد و آمادگی ماموریت تأکید می‌کند.

protocol [اسم]
اجرا کردن

تشریفات

Ex: The protocol for handling classified documents includes encryption and limited access .

پروتکل برای مدیریت اسناد طبقه‌بندی شده شامل رمزگذاری و دسترسی محدود می‌شود.

واژگان برای IELTS Academic (نمره 6-7)
اندازه و مقیاس ابعاد وزن و پایداری افزایش مقدار
کاهش مقدار Intensity زمان و مدت فضا و منطقه
اشکال Speed Significance Insignificance
قدرت و نفوذ بی نظیری عمومیت Complexity
کیفیت بالا کیفیت پایین Value چالش‌ها
ثروت و موفقیت فقر و شکست سن و ظاهر شکل بدن
Wellness قابلیت فکری ناتوانی های فکری صفات مثبت انسانی
صفات منفی انسان ویژگی‌های اخلاقی رفتارهای مالی رفتارهای اجتماعی
صفات تندخو پاسخ‌های عاطفی مثبت پاسخ‌های عاطفی منفی حالت‌های عاطفی مثبت
حالت‌های عاطفی منفی طعم‌ها و بوها صداها بافت‌ها
Temperature Probability تلاش و پیشگیری نظرات
افکار و تصمیمات تشویق و دلسردی دانش و اطلاعات درخواست و پیشنهاد
احترام و تایید پشیمانی و اندوه اقدامات رابطه‌ای اقدامات و واکنش های فیزیکی
زبان بدن و حرکات حالت‌ها و موقعیت‌ها حرکات درگیر شدن در ارتباط کلامی
درک و یادگیری درک حواس فرماندهی و اعطای مجوزها پیش‌بینی
لمس و نگه داشتن تغییر و شکل دادن خلق و تولید سازماندهی و جمع آوری
تهیه غذا خوردن و نوشیدن Science Education
Research Astronomy Physics Biology
Chemistry Geology Philosophy Psychology
ریاضیات و نمودارها Geometry Environment چشم انداز و جغرافیا
Engineering Technology اینترنت و کامپیوتر تولید و صنعت
History Religion فرهنگ و عرف زبان و دستور زبان
Arts Music فیلم و تئاتر Literature
Architecture Marketing Finance Management
Medicine بیماری و علائم Law انرژی و قدرت
Crime Punishment Government Politics
Measurement War احساسات مثبت احساسات منفی
سفر و گردشگری Migration غذا و نوشیدنی مواد
Pollution فجایع Weather حیوانات
قیدهای حالت قیدهای درجه قیدهای نظر و قطعیت قیدهای زمان و تکرار
قیدهای هدف و تأکید قیدهای پیوندی