مهارت‌های واژگان SAT 6 - درس 6

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 6
anxious [صفت]
اجرا کردن

مضطرب

Ex: She was anxious about the health of her loved one , waiting for test results to come back .
bilious [صفت]
اجرا کردن

دچار تهوع

Ex: The long car ride on winding roads left him feeling bilious and queasy , prompting him to request frequent stops .

سفر طولانی با ماشین در جاده‌های پیچ‌و‌خم‌دار او را دل‌آشوبه و ناخوشاحوال کرد و باعث شد درخواست توقف‌های مکرر کند.

devious [صفت]
اجرا کردن

موذیانه

Ex: In order to avoid detection , he resorted to devious tactics .

برای جلوگیری از تشخیص، او به تاکتیک‌های مرموز متوسل شد.

pious [صفت]
اجرا کردن

باتقوا

Ex: His pious lifestyle included daily prayers and charitable work for the community .

سبک زندگی مذهبی او شامل نمازهای روزانه و کارهای خیریه برای جامعه بود.

brusque [صفت]
اجرا کردن

بی‌حوصله

Ex:

خدمت تند پیشخدمت در رستوران از تجربه کلی شام کاست.

grotesque [صفت]
اجرا کردن

زشت و مضحک

Ex: The abandoned doll had a grotesque appearance , with missing limbs and cracked porcelain .

عروسک رها شده ظاهری عجیب و غریب داشت، با اندام‌های از دست رفته و چینی‌های ترک خورده.

اجرا کردن

میهن‌پرست

Ex: The film was criticized for its chauvinistic portrayal of the protagonist 's country as morally superior to all others .

این فیلم به دلیل تصویر شوونیستی از کشور شخصیت اصلی به عنوان برتر اخلاقی از همه دیگران مورد انتقاد قرار گرفت.

deist [صفت]
اجرا کردن

خداگرای

Ex: The deist perspective challenges traditional religious doctrines by advocating for a more rational approach to spirituality .

دیدگاه دئیست با دفاع از رویکردی عقلانی‌تر به معنویت، به چالش کشیدن آموزه‌های دینی سنتی می‌پردازد.

futurist [صفت]
اجرا کردن

آینده‌گرایانه

Ex:

به عنوان یک متفکر آینده‌نگر، او دائماً به دنبال ایده‌ها و استراتژی‌های جدید بود تا از دیگران پیشی بگیرد.

brackish [صفت]
اجرا کردن

بدمزه

Ex: Despite its picturesque appearance , the lake was known for its brackish waters , deterring swimmers and fishermen .

علیرغم ظاهر نقاشی‌گونه‌اش، دریاچه به خاطر آب‌های شور خود معروف بود که شناگران و ماهیگیران را دلسرد می‌کرد.

separatist [صفت]
اجرا کردن

تجزیه‌طلبانه

Ex: The separatist leaders called for a referendum to determine the region 's future status as an independent nation .

رهبران جدایی‌طلب خواستار برگزاری همه‌پرسی برای تعیین وضعیت آینده منطقه به عنوان یک کشور مستقل شدند.

churlish [صفت]
اجرا کردن

گستاخانه

Ex:

او بلافاصله پس از بیان نظرات بی‌ادبانه‌اش پشیمان شد، متوجه شد که آنها بی‌جا بوده‌اند.

garish [صفت]
اجرا کردن

جلف

Ex: His room was filled with garish posters and mismatched furniture , lacking any cohesive style .

اتاقش پر از پوسترهای پرزرق و برق و مبلمان نامتناسب بود، فاقد هرگونه سبک منسجم.

heathenish [صفت]
اجرا کردن

کافروار

Ex: He dismissed the heathenish beliefs of his ancestors as superstition , preferring to embrace modern science and rationality .

او باورهای کافرانه اجداد خود را به عنوان خرافات رد کرد و ترجیح داد علم مدرن و عقلانیت را بپذیرد.

mawkish [صفت]
اجرا کردن

به‌طور زننده احساساتی

Ex: The politician 's mawkish speech during the campaign seemed calculated to manipulate emotions rather than convey genuine empathy .

سخنرانی احساساتی سیاستمدار در طول کمپین به نظر می‌رسید که برای دستکاری احساسات طراحی شده بود تا انتقال همدلی واقعی.

peevish [صفت]
اجرا کردن

کج‌خلق

Ex: His peevish behavior towards his coworkers alienated them , making collaboration difficult .

رفتار تحریک‌پذیر او نسبت به همکارانش آن‌ها را دور کرد و همکاری را دشوار ساخت.

raffish [صفت]
اجرا کردن

بی قید

Ex: The neighborhood had a raffish vibe , with its eclectic mix of art galleries , dive bars , and thrift stores .

محله حال و هوایی لاابالی داشت، با ترکیبی متنوع از گالری‌های هنری، بارهای محقر و فروشگاه‌های دست دوم.

waggish [صفت]
اجرا کردن

شوخ

Ex:

کتاب کودک پر از تصاویر شوخ‌طبعانه‌ای بود که خوانندگان جوان را خوشحال می‌کرد.