افعال فرآیندهای ذهنی - افعال برای یادگیری

در اینجا برخی از افعال انگلیسی مربوط به یادگیری مانند "مطالعه"، "درک" و "تمرین" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
افعال فرآیندهای ذهنی
to learn [فعل]
اجرا کردن

یاد گرفتن

Ex: I 'm eager to learn about different cultures .

من مشتاق یادگیری درباره فرهنگ‌های مختلف هستم.

to master [فعل]
اجرا کردن

ماهر شدن

Ex: The young artist worked hard to master different painting techniques .

هنرمند جوان سخت کار کرد تا بر تکنیک‌های مختلف نقاشی مسلط شود.

to study [فعل]
اجرا کردن

درس خواندن

Ex: We study together to prepare for our group presentation .

ما با هم مطالعه می‌کنیم تا برای ارائه گروهی‌مان آماده شویم.

اجرا کردن

درونی کردن

Ex: To become a skilled musician , it 's essential to internalize musical theory and techniques through regular practice and study .

برای تبدیل شدن به یک موسیقیدان ماهر، ضروری است که تئوری و تکنیک‌های موسیقی را از طریق تمرین و مطالعه منظم درونی کنید.

to acquire [فعل]
اجرا کردن

آموختن

Ex: Over time , she acquired proficiency in speaking multiple languages .

با گذشت زمان، او کسب مهارت در صحبت کردن به چندین زبان را کرد.

to absorb [فعل]
اجرا کردن

فهمیدن

Ex: In the immersive language course , learners are encouraged to absorb vocabulary and grammar through interactive exercises and real-life scenarios .

در دوره زبان غوطه‌وری، از یادگیرندگان تشویق می‌شود تا واژگان و دستور زبان را از طریق تمرین‌های تعاملی و سناریوهای زندگی واقعی جذب کنند.

to take in [فعل]
اجرا کردن

درک کردن

Ex: It took a moment for him to take in the complex instructions .

مدتی طول کشید تا او دستورالعمل‌های پیچیده را درک کند.

اجرا کردن

کامل درک کردن

Ex: Through hands-on experience , interns assimilated practical knowledge that went beyond theoretical understanding .

از طریق تجربه عملی، کارآموزان دانش عملی را جذب کردند که فراتر از درک نظری بود.

to digest [فعل]
اجرا کردن

درک کردن یا پذیرفتن

Ex: As a student , it 's essential to take breaks to digest the information from lengthy study sessions .

به عنوان یک دانش‌آموز، ضروری است که برای هضم اطلاعات از جلسات طولانی مطالعه استراحت کنید.

to grasp [فعل]
اجرا کردن

متوجه شدن

Ex: The teacher used visual aids to help the students grasp the historical timeline more effectively .

معلم از وسایل کمک‌آموزشی استفاده کرد تا به دانش‌آموزان کمک کند درک بهتری از خط زمانی تاریخی داشته باشند.

to practice [فعل]
اجرا کردن

تمرین کردن

Ex: Before the big game , the basketball team gathered to practice offensive and defensive strategies on the court .

قبل از بازی بزرگ، تیم بسکتبال برای تمرین استراتژی‌های حمله و دفاع در زمین جمع شدند.

to rehearse [فعل]
اجرا کردن

تمرین کردن (نمایش و غیره)

Ex: The theater cast diligently rehearsed their scenes to deliver a polished and engaging performance .

گروه تئاتر به دقت صحنه‌های خود را تمرین کردند تا اجرایی صیقلی و جذاب ارائه دهند.

to brush up [فعل]
اجرا کردن

مرور کردن

Ex: The chef is brushing up on culinary techniques to stay updated .

آشپز در حال مرور تکنیک‌های آشپزی است تا به‌روز بماند.

اجرا کردن

تخصص داشتن (در زمینه‌ای)

Ex: With a passion for sustainability , the engineer specialized in renewable energy technologies .

با اشتیاق به پایداری، مهندس در فناوری‌های انرژی تجدیدپذیر تخصص یافت.