افعال مربوط به موضوعات کنش‌های انسانی - افعال مرتبط با تفریح و ورزش

در اینجا برخی از افعال انگلیسی مربوط به تفریح و ورزش مانند "تعطیلات"، "رقص" و "اسکیت" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
افعال مربوط به موضوعات کنش‌های انسانی
to vacation [فعل]
اجرا کردن

تعطیلات رفتن

Ex: Employees have recently vacationed to destress and rejuvenate .

کارمندان اخیراً به تعطیلات رفته‌اند تا استراحت کنند و انرژی بگیرند.

to picnic [فعل]
اجرا کردن

در فضای باز غذا خوردن

Ex: Last weekend , the family picnicked in a beautiful riverside park .

آخر هفته گذشته، خانواده در یک پارک زیبا در کنار رودخانه پیک نیک کردند.

to sightsee [فعل]
اجرا کردن

گشت‌وگذار کردن

Ex:

دانش‌آموزان اخیراً در طول تورهای آموزشی خود از جاذبه‌های گردشگری دیدن کرده‌اند.

اجرا کردن

جشن گرفتن

Ex: The team is celebrating their victory with a champagne toast .

تیم با یک نان تست شامپاین پیروزی خود را جشن می‌گیرد.

to dance [فعل]
اجرا کردن

رقصیدن

Ex: She loves to dance to her favorite songs .

او عاشق رقصیدن با آهنگ‌های مورد علاقه‌اش است.

to sing [فعل]
اجرا کردن

آواز خواندن

Ex: She always sings a lullaby to help her baby sleep .

او همیشه یک لالایی می‌خواند تا به خوابیدن کودکش کمک کند.

to sunbathe [فعل]
اجرا کردن

حمام آفتاب گرفتن

Ex: The friends sunbathed in the backyard during the holiday .

دوستان در تعطیلات در حیاط خلوت آفتاب گرفتند.

to play [فعل]
اجرا کردن

بازی کردن

Ex: Let 's play a game of charades instead .

بیایید به جای آن یک بازی بازی کنیم.

to bet [فعل]
اجرا کردن

شرط‌بندی کردن

Ex: Many enthusiasts are betting on horse races .

بسیاری از علاقه‌مندان بر روی مسابقات اسب‌سواری شرط می‌بندند.

to gamble [فعل]
اجرا کردن

قمار کردن

Ex: Lottery participants have recently gambled on winning numbers .

شرکت‌کنندگان در قرعه‌کشی اخیراً بر روی اعداد برنده قمار کرده‌اند.

to dice [فعل]
اجرا کردن

تاس بازی کردن

Ex: Gaming enthusiasts have recently diced online for entertainment .

علاقه‌مندان به بازی اخیراً برای سرگرمی تاس بازی آنلاین کرده‌اند.

to wrestle [فعل]
اجرا کردن

با کسی کشتی گرفتن

Ex: Students have recently wrestled to qualify for upcoming matches .

دانش‌آموزان اخیراً برای راهیابی به مسابقات آینده کشتی گرفته‌اند.

to skydive [فعل]
اجرا کردن

پرش با چتر

Ex: Over the years , daredevils have successfully skydived from various altitudes .

در طول سال‌ها، ماجراجویان با موفقیت از ارتفاعات مختلف پرش آزاد انجام داده‌اند.

to exercise [فعل]
اجرا کردن

ورزش کردن

Ex: He needs to exercise more to lose weight .

او برای کاهش وزن نیاز به ورزش بیشتر دارد.

to skate [فعل]
اجرا کردن

اسکیت‌سواری کردن

Ex: Skateboarders skated through the city streets during the event .

اسکیت‌بوردسواران در طول رویداد در خیابان‌های شهر اسکیت کردند.

اجرا کردن

اسنوبورد سواری کردن

Ex: Beginners have recently snowboarded after completing their training .

تازه‌کارها اخیراً پس از اتمام آموزش خود اسنوبورد سواری کرده‌اند.

to ski [فعل]
اجرا کردن

اسکی کردن

Ex: The group is currently skiing down the well-groomed slope .

گروه در حال حاضر در حال اسکی روی شیب خوب آماده شده است.

to warm up [فعل]
اجرا کردن

گرم کردن (تمرین ورزشی)

Ex:

او قبل از تمرین با چند حرکت کششی گرم کرد.

اجرا کردن

شل کردن

Ex: The doctor loosened up the patient 's tight muscles with a massage .

دکتر با ماساژ عضلات سفت بیمار را شل کرد.

to groove [فعل]
اجرا کردن

حرکت کردن با ریتم

Ex: The crowd is currently grooving to the live performance .

جمعیت در حال حاضر در حال لذت بردن از اجرای زنده است.