کلمات عمومی آیلتس برای "بی اهمیت بودن"

در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به بی‌اهمیتی را یاد خواهید گرفت که برای آزمون عمومی آموزش IELTS ضروری هستند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان برای IELTS General (نمره 6-7)
irrelevant [صفت]
اجرا کردن

بی‌ربط

Ex: The details about his personal life are irrelevant to his professional reputation .

جزئیات درباره زندگی شخصی او بی‌ربط به شهرت حرفه‌ای اوست.

negligible [صفت]
اجرا کردن

بی‌اهمیت

Ex: The amount of sugar in the diet soda is negligible , making it a popular choice for those watching their sugar intake .

مقدار شکر در نوشابه رژیمی ناچیز است، که آن را به انتخابی محبوب برای کسانی که مراقب مصرف شکر خود هستند تبدیل می‌کند.

trifling [صفت]
اجرا کردن

ناچیز

Ex: She dismissed his excuses as trifling and irrelevant to the issue at hand.

او بهانه‌هایش را بی‌اهمیت و بی‌ربط به موضوع مورد نظر رد کرد.

superficial [صفت]
اجرا کردن

بی‌اهمیت

Ex: Jane was known for her superficial friendships , as she rarely delved into deeper conversations or personal connections .

جین به دلیل دوستی‌های سطحی خود شناخته شده بود، زیرا او به ندرت به گفتگوهای عمیق‌تر یا ارتباطات شخصی می‌پرداخت.

marginal [صفت]
اجرا کردن

کوچک و ناچیز

Ex: The impact of the proposed changes on productivity was marginal .

تأثیر تغییرات پیشنهادی بر بهره‌وری نسبی بود.

اجرا کردن

ناچیز

Ex: The delay caused by the minor technical glitch was inconsiderable , and the presentation proceeded smoothly .

تأخیر ناشی از مشکل فنی جزئی ناچیز بود، و ارائه به آرامی پیش رفت.

pointless [صفت]
اجرا کردن

بیهوده

Ex: The argument was pointless as neither party was willing to compromise .

بحث بی‌معنی بود چون هیچ یک از طرفین حاضر به سازش نبودند.

اجرا کردن

بی‌اهمیت

Ex: The typo in the report was inconsequential and did not affect the overall message .

غلط تایپی در گزارش بی‌اهمیت بود و بر پیام کلی تأثیری نداشت.

paltry [صفت]
اجرا کردن

کم‌اهمیت

Ex:

علیرغم وعده‌های بزرگش، او تنها پیشرفت ناچیزی در جهت دستیابی به اهدافش داشت.

incidental [صفت]
اجرا کردن

غیر عمدی

Ex: The documentary provided incidental glimpses into the filmmaker 's personal life .

مستند نگاه‌های اتفاقی به زندگی شخصی فیلمساز ارائه داد.

اجرا کردن

دست کم گرفتن

Ex: He realized he had underrated the difficulty of the exam after struggling with the questions .

او متوجه شد که پس از دست و پنجه نرم کردن با سوالات، کم‌تخمینی از سختی امتحان زده است.

to degrade [فعل]
اجرا کردن

کوچک شمردن

Ex: Overexposure to sunlight can degrade the fabric of clothes .

قرار گرفتن بیش از حد در معرض نور خورشید می‌تواند تخریب پارچه لباس‌ها را به همراه داشته باشد.

اجرا کردن

تنزل دادن

Ex: Economic challenges may lead to a decision to downgrade a country 's credit rating .

چالش‌های اقتصادی ممکن است منجر به تصمیمی برای کاهش رتبه اعتباری یک کشور شود.

اجرا کردن

تضعیف کردن

Ex: The constant negativity of the supervisor undermined the team 's enthusiasm .

منفی‌بافی مداوم سرپرست، اشتیاق تیم را تضعیف کرد.

واژگان برای IELTS General (نمره 6-7)
اندازه و مقیاس ابعاد وزن و ثبات افزایش در مقدار
کاهش مقدار Intensity زمان و مدت فضا و مساحت
شکل‌ها Speed Significance Insignificance
قدرت و نفوذ منحصر به فرد بودن جامعه Complexity
کیفیت بالا کیفیت پایین Value چالش‌ها
ثروت و موفقیت فقر و شکست سن و ظاهر شکل بدن
Wellness قابلیت فکری ناتوانی فکری صفات مثبت انسانی
صفات منفی انسانی صفات اخلاقی رفتارهای مالی رفتارهای اجتماعی
صفات شخصیتی تندخو پاسخ‌های عاطفی مثبت پاسخ‌های عاطفی منفی حالت‌های عاطفی مثبت
حالات عاطفی منفی طعم‌ها و بوها بافت‌ها صداها
Temperature Probability تلاش و پیشگیری نظرات
افکار و تصمیمات تشویق و دلسردی دانش و اطلاعات درخواست و پیشنهاد
احترام و تأیید پشیمانی و غم اقدامات رابطه‌ای اقدامات فیزیکی و واکنش‌ها
زبان بدن و حرکات حالت‌ها و موقعیت‌ها جنبش‌ها فرماندهی و اعطای مجوزها
درگیر شدن در ارتباط کلامی درک و یادگیری درک حواس پیش‌بینی
لمس و نگه داشتن خوردن و نوشیدن آماده‌سازی غذا تغییر و شکل‌دهی
خلق و تولید سازماندهی و جمع‌آوری سرگرمی‌ها و روال‌ها Shopping
مالی و ارز Workplace زندگی اداری حرفه‌های تخصصی
شغل‌های کار دستی شغل‌های خدمات و پشتیبانی حرفه‌های خلاقانه و هنری House
Human Body Health ورزش مسابقات ورزشی
Transportation Society رویدادهای اجتماعی حیوانات
بخش‌های شهر غذا و نوشیدنی دوستی و دشمنی جنسیت و جنسیت
Family سبک‌های رابطه روابط عاشقانه احساسات مثبت
احساسات منفی سفر و گردشگری Migration مواد
Pollution فجایع قیدهای اظهار نظر و قطعیت قیدهای حالت
Weather قیدهای درجه قیدهای زمان و تناوب قیدهای هدف و تأکید
قیدهای پیوندی