تقریباً
آنها تقریباً آماده رفتن بودند که متوجه شدند بلیطهایشان را فراموش کردهاند.
این قیدها نشان میدهند که چیزی چقدر به یک نتیجه یا نقطه مورد نظر یا مشخص شده نزدیک یا دور است، از جمله قیدهایی مانند 'تقریباً'، 'نزدیک'، 'دقیقاً' و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
تقریباً
آنها تقریباً آماده رفتن بودند که متوجه شدند بلیطهایشان را فراموش کردهاند.
تقریباً
پروژه تقریباً کامل بود، فقط یک بررسی نهایی قبل از ارسال باقی مانده بود.
تقریباً
عملکرد قوی تیم عملاً به آنها جایگاهی در پلیآفها را تضمین میکند.
تقریباً
او تقریباً تمام کتاب را قبل از بسته شدن کتابخانه خوانده بود.
عملاً
پروژه عملاً تمام شده بود؛ فقط چند جزئیات باقی مانده بود.
تقریباً
بعد از هفتهها تمرین، او تقریباً روتین رقص را تسلط یافته است.
حداقل
فروشگاه برای خریدهای حداقل 100 دلار تخفیف ارائه میدهد.
حداکثر
امتحان 90 دقیقه زمان میدهد، اما انتظار میرود دانشآموزان آن را در 60 دقیقه حداکثر تکمیل کنند.
به صورت کامل
وام باید به طور کامل در عرض پنج سال بازپرداخت شود.
به اندازه کافی
او برای مراسم رسمی به اندازه کافی لباس پوشید و به قوانین پوشش پایبند بود.
به اندازه کافی نیست
علیرغم تلاشها، تیم برای پیچیدگی کار به اندازه کافی آموزش ندیده بود.
دقیقاً
اندازهگیریها برای پروژه ساخت باید دقیقاً رعایت شوند تا دقت تضمین شود.
دقیقاً
این دقیقاً دلیلی است که چرا باید مراقب باشیم.
تقریباً
بسته در حدود پنج روز کاری میرسد.
تا همیشه
خنده دوستان در سالن بزرگ در طول جشن بیپایان طنین انداز شد.
بهطور کامل
رمان کاملاً جذاب بود و خوانندگان را از ابتدا تا انتها درگیر نگه داشت.
سراسر
او صندلیها را به طور گسترده دور میز چید تا به همه فضای زیادی بدهد.
بهطور گسترده
نظرات وسیعی در مورد اینکه چه کسی مسئول است وجود دارد.