قیدهای نتیجه و دیدگاه - قیدهای قطعیت
این قیدها نشان میدهند که کسی کاملاً از گفتهها یا نظرات خود مطمئن است، از جمله قیدهایی مانند "قطعاً"، "مطمئناً"، "بیشک"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
in a certain way

قطعاً, مسلماً
او قطعاً فرد مناسبی برای این شغل است.
in an assured manner, leaving no room for doubt

قطعاً, بیشک
تیم قطعاً برای دستیابی به اهداف خود در این فصل سخت کار کرد.
used to say what is actually the truth or the fact about something

واقعاً
من از تو عصبانی نیستم؛ فقط کمی ناراحت بودم، واقعاً.
with no doubt

بیشک, قطعاً
او مطمئناً هدیهٔ متفکرانهای که به او دادید را قدردانی خواهد کرد.
in a manner showing absolute confidence in the statement

مطمئناً, مسلماً
قطعاً میتوانید کار را قبل از مهلت به پایان برسانید.
with complete confidence

با اطمینان, بدون شک
شواهد به طور قطع ثابت کرد که فرضیه درست بود.
in a way that is clearly seen, known, or understood

مشخصا, بهطور بدیهی
اعتماد به نفس او به وضوح تقلبی بود، که با لرزش صدایش فاش شد.
in a way that is certain and beyond any doubt

به طور قطعی, قطعاً
تیم در نیمه دوم بازی به طور قطع بهتر عمل کرد.
in a way that is definite and cannot be rejected or questioned

بهطرز غیرقابل انکاری
استعداد او در نقاشی بیتردید قابل توجه است.
in a manner that can be accepted as true based on the available evidence or circumstances

به طور باورپذیر
گزارش خبری به صورت قابل قبولی ارائه شد، با اطلاعات دقیق و واقعی.
in a way that clearly shows or proves something without doubt or uncertainty

بهطور قاطعانه
یافتههای مطالعه به قطعی ارتباط بین دو متغیر را ثابت کرد.
in a way that cannot be confused or misunderstood

بدون تردید
طراحی لوگو، با رنگها و شکلهای متمایز خود، به طور قطع با برند محبوب مرتبط بود.
in a manner beyond any question or uncertainty

بدون شک
پیروزی تیم بیشک شایسته بود، با توجه به عملکرد استثنایی آنها در طول فصل.
used to say that there is no doubt something is true or is the case

بدون شک, مسلماً
سیاست جدید بدون شک بهرهوری گردش کار را بهبود میبخشد.
in a way that can be clearly shown or proven

به وضوح, به روشی قابل اثبات
مهارتهای او به وضوح از بقیه تیم برتر بود.
in a way that is clearly and easily recognizable

آشکارا, واضحا
اشتیاق او به پروژه در ارائه پرانرژیاش به وضوح قابل مشاهده بود.
used to emphasize an opinion or the point one is making

بیشک, قطعاً
او، بدون شک، یک دوست قابل اعتماد و قابل اعتماد است.
in a way that makes any disagreement or denial impossible or unlikely

مسلماً, بدون شک
نقش او به عنوان کاپیتان تیم بیچونوچرا برای موفقیت آنها حیاتی بود.
in a way that expresses certainty

بدون شک, مسلما
زیبایی غروب خورشید، بدون شک، همه را در ساحل مجذوب خود کرد.
in a clear and straightforward manner

بیابهام, به روشنی و صراحت
نتایج تحقیقات دانشمند از نظریه به طور واضح حمایت کرد.
in a definite, clear, and explicit manner

قطعی, کاملاً
پروفسور قطعی اعلام کرد که امتحان مجدداً برنامهریزی نخواهد شد.
