a collection or mixture of miscellaneous items, often diverse in nature

گلچین, منتخب، مجموعه
نمایشگاه هنر شامل یک مجموعه از نقاشیها، مجسمهها و نصبهای چندرسانهای هنرمندان محلی بود.
a formal agreement between parties, particularly to help one another

عهد, قرار، پیمان
گروههای محیط زیستی وارد یک پیمان شدند تا در ابتکارات تغییرات آب و هوایی همکاری کنند.
a large group of people who are related to each other

طایفه, ایل، تبار
به عنوان مسنترین عضو قبیله، او در گردهماییهای خانوادگی جایگاه افتخار و احترام داشت.
a secret meeting or rendezvous, especially between romantic partners

قرار مخفیانه (بین عشاق)
او از مهمانی فرار کرد تا ملاقات خود را با طرفدار مخفی اش در کنار دریاچه ای که نور ماه آن را روشن کرده بود، حفظ کند.
(Louisiana) a small bonus or extra gift, often given unexpectedly

اشانتیون
او به خاطر کمکم در جابجایی یک لانیپ به من داد.
a heavy club or hammer, often equipped with spikes, used as a weapon or tool for striking or crushing

پتک, گرز
چوببرها از یک چکش سنگین برای شکافتن کندهها به هیزم استفاده میکنند، وزن و نیروی آن حتی سختترین چوبها را به سرعت کار میکند.
a figure from Greek mythology who fell in love with his own reflection in a pool of water and ultimately turned into a flower that bears his name

نارسیس (از اساطیر یونان)
بر اساس افسانه، نارسیس چنان مجذوب انعکاس خود شد که در نهایت به یک گل تبدیل شد.
a person, often a child, who is homeless, neglected, or abandoned

بچهسرراهی
در رمان دیکنز، «الیور توئیست»، شخصیت اصلی به عنوان یک کودک بیسرپرست شروع میکند، در فقر زندگی میکند و به دنبال زندگی بهتری است.
a square or rectangular piece of cloth that is worn as a head covering or tied around the neck

دستمال سر یا گردن
مرد پیر یک دستمال دور گردن خود بسته بود تا از سرما باد پاییزی در امان بماند.
a tiny speck or particle, especially of dust or other matter

ذره, خرده
او پلک زد وقتی که یک ذره شن در چشمش در ساحل پر باد پرتاب شد.
in a direct or straightforward manner, without hesitation or evasion

مستقیماً, بیدرنگ
او به سوالات مصاحبهکننده صریح پاسخ داد، بدون هیچ گونه آرایش یا طفرهروی.
a professional opinion regarding the likely course of an illness

پیشبینی بیماری, پیشآگهی، پیششناخت (پزشکی)
علیرغم پیشآگهی ناامیدکننده، بیمار امیدوار و مصمم به مبارزه با سرطان باقی ماند.
a framework of vertical posts or columns supporting a horizontal beam, often used for bridges or railway supports

خرپا
خط راهآهن از روی یک سری trestles عبور میکرد، دره زیرین را در بر میگرفت و مناظر نفسگیر از چشمانداز ارائه میداد.
a small, flat-bottomed boat used for fishing or transportation, typically propelled by oars, sails, or a motor

زورق, قایق
کودکان از یک سواری آرام در قایق کوچک لذت بردند و ورودیهای آرام و گوشههای پنهان رودخانه را کشف کردند.
someone who performs magic tricks or illusions to entertain audiences

شعبدهباز, جادوگر
شعبدهباز معروف با حقه شگفتانگیز شناور شدنش، تماشاگران را متحیر کرد و جاذبه را روی صحنه به چالش کشید.
a piece of music written for two performers

دونوازی, اجرای دو نفره
دوئت آوازی آنها به طور کامل هماهنگ شد و تماشاگران را مجذوب خود کرد.
a small decorative object worn as jewelry that is not much valuable

زیورآلات بدلی
فروشگاه عتیقهجات مجموعهای از زیورآلات قدیمی را به نمایش گذاشته بود: دستبندهای مهرهای، پینهای میناکاری و حلقههای ظریف.
