مهارت‌های واژگان SAT 6 - درس 47

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 6
potpourri [اسم]
اجرا کردن

گلچین

Ex: Her wardrobe was a potpourri of vintage clothing , designer pieces , and thrift store finds , reflecting her eclectic style .

گنجینه لباس او یک پوتپوری از لباس‌های قدیمی، قطعات طراحان و یافته‌های فروشگاه‌های دست‌دوم بود که سبک اکلیکتیک او را منعکس می‌کرد.

pact [اسم]
اجرا کردن

عهد

Ex: The leaders shook hands , sealing their pact to work together for the betterment of the community .

رهبران دست دادند، پیمان خود را برای همکاری در جهت بهبود جامعه مهر و موم کردند.

clan [اسم]
اجرا کردن

طایفه

Ex: The clan 's history was passed down through generations , with stories and traditions that strengthened their familial bond .

تاریخ قبیله از نسلی به نسل دیگر منتقل شد، با داستان‌ها و سنت‌هایی که پیوند خانوادگی آنها را تقویت کرد.

tryst [اسم]
اجرا کردن

قرار مخفیانه (بین عشاق)

Ex: The novel tells the story of a forbidden tryst between a noblewoman and a commoner , leading to scandal and tragedy .

رمان داستان یک ملاقات پنهانی ممنوعه بین یک زن نجیب‌زاده و یک فرد عادی را روایت می‌کند که به رسوایی و تراژدی منجر می‌شود.

lagniappe [اسم]
اجرا کردن

اشانتیون

Ex: Customers love getting a lagniappe with their purchase .
maul [اسم]
اجرا کردن

پتک

Ex: In ancient times , warriors would forge their own mauls , each one a symbol of strength and prowess in combat .

در زمان‌های قدیم، جنگجویان چکش‌های خود را می‌ساختند، هر کدام نمادی از قدرت و مهارت در نبرد بود.

Narcissus [اسم]
اجرا کردن

نارسیس (از اساطیر یونان)

Ex:

در ادبیات، شخصیت نارسیس اغلب برای نمادین کردن خودبینی و خودشیفتگی استفاده می‌شود.

waif [اسم]
اجرا کردن

بچه‌سرراهی

Ex: The orphanage was overcrowded with waifs rescued from the streets , each one in need of care and protection .

پرورشگاه از بی‌پناهانی که از خیابان‌ها نجات داده شده بودند، شلوغ بود، هر یک نیاز به مراقبت و محافظت داشتند.

kerchief [اسم]
اجرا کردن

دستمال سر یا گردن

Ex: He wiped his brow with a kerchief , the fabric stained with sweat after a long day 's work in the fields .

او پیشانی خود را با یک دستمال پاک کرد، پارچه بعد از یک روز طولانی کار در مزرعه با عرق لکه دار شده بود.

mote [اسم]
اجرا کردن

ذره

Ex: The old bookshop was filled with the scent of aged paper and the faint mote of memories from years gone by .

کتابفروشی قدیمی پر از بوی کاغذهای کهنه و ذره‌ای کم‌رنگ از خاطرات سال‌های گذشته بود.

forthright [قید]
اجرا کردن

مستقیماً

Ex:

او صریحاً درباره نیاتش صحبت کرد، جایی برای سوء تفاهم باقی نگذاشت.

prognosis [اسم]
اجرا کردن

پیش‌بینی بیماری

Ex: With early detection and appropriate medical intervention , the prognosis for individuals with diabetes can be managed effectively .

با تشخیص زودهنگام و مداخله پزشکی مناسب، پیش‌آگهی برای افراد مبتلا به دیابت می‌تواند به طور مؤثر مدیریت شود.

trestle [اسم]
اجرا کردن

خرپا

Ex:

مسیر پیاده‌روی از روی یک پل تنگ و باریک عبور می‌کرد، که هیجان را به ماجراجویی کوهنوردان ماجراجو اضافه می‌کرد.

skiff [اسم]
اجرا کردن

زورق

Ex: The villagers relied on their skiffs to travel between the islands , transporting goods and people across the calm sea .

روستاییان برای سفر بین جزیره‌ها، حمل کالا و افراد در سراسر دریای آرام، به قایق‌های خود متکی بودند.

magician [اسم]
اجرا کردن

شعبده‌باز

Ex: The magician 's sleight of hand was so skillful that even the most skeptical spectators could n't figure out how he did it .

شعبده‌باز چنان در کار با دست مهارت داشت که حتی شکاک‌ترین تماشاگران هم نمی‌توانستند بفهمند او چگونه این کار را انجام داد.

duet [اسم]
اجرا کردن

دونوازی

Ex: The siblings practiced their piano duet for the upcoming recital .

خواهر و برادرها دوئت پیانوی خود را برای کنسرت آینده تمرین کردند.

trinket [اسم]
اجرا کردن

زیورآلات بدلی

Ex: The beachside market offered colorful shell trinkets , perfect for souvenir hunters .

بازار کنار ساحل، زیورآلات صدفی رنگارنگی ارائه می‌داد که برای شکارچیان سوغاتی عالی بود.

demise [اسم]
اجرا کردن

نابودی

Ex: The political party faced its demise after a series of scandals .

حزب سیاسی پس از یک سری رسوایی‌ها با زوال خود مواجه شد.

nit [اسم]
اجرا کردن

تخم (شپش و...)

Ex: Parents were advised to wash bedding and clothing thoroughly to prevent the spread of nits .

به والدین توصیه شد که ملحفه و لباس‌ها را به‌طور کامل بشویند تا از گسترش رشک جلوگیری شود.