قیدهای رابطه‌ای - قیدهای زندگی روزمره

این قیدها برای توصیف پدیده‌های روزمره در زندگی مردم استفاده می‌شوند، مانند "تفریحی"، "بین فردی"، "مذهبی" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
قیدهای رابطه‌ای
اجرا کردن

ارگونومیک

Ex: The new computer monitor was selected for its ergonomically friendly features .

مانیتور جدید کامپیوتر به دلیل ویژگی‌های ارگونومیک آن انتخاب شد.

اجرا کردن

به صورت تفریحی

Ex: Painting and drawing are artistic pursuits enjoyed recreationally by many .

نقاشی و طراحی فعالیت‌های هنری هستند که بسیاری به صورت تفریحی از آن لذت می‌برند.

اجرا کردن

به صورت بین فردی

Ex: The success of the project depended on how well team members worked interpersonally .

موفقیت پروژه بستگی به این داشت که اعضای تیم چقدر خوب به صورت بین‌فردی کار می‌کردند.

emotionally [قید]
اجرا کردن

از نظر عاطفی

Ex: She was emotionally invested in the project , dedicating countless hours to its success .

او عاطفی در پروژه سرمایه‌گذاری کرده بود، ساعت‌های بی‌شماری را به موفقیت آن اختصاص داد.

seasonally [قید]
اجرا کردن

فصلی

Ex: The city experiences increased rainfall seasonally , with a pronounced wet season and a drier period .

شهر شاهد افزایش بارندگی فصلی است، با یک فصل بارانی مشخص و یک دوره خشک‌تر.

verbally [قید]
اجرا کردن

کلامی

Ex: Feedback can be provided verbally or in written form , depending on the preference .

بازخورد می‌تواند شفاهی یا به صورت نوشته ارائه شود، بسته به ترجیح.

sexually [قید]
اجرا کردن

جنسی

Ex: She faced challenges at work due to sexually biased attitudes .

او به دلیل نگرش‌های جنسیتی جانبدارانه در محل کار با چالش‌هایی روبرو شد.

asexually [قید]
اجرا کردن

غیرجنسی

Ex: In certain animal species , individuals may reproduce asexually by splitting into two or more organisms .

در برخی از گونه‌های جانوری، افراد می‌توانند به صورت غیرجنسی با تقسیم شدن به دو یا چند ارگانیسم تکثیر کنند.

اجرا کردن

موقعیتی، بافتاری

Ex: In emergency response training , responders are trained to assess situations situationally and act accordingly .

در آموزش پاسخ به شرایط اضطراری، پاسخ‌دهندگان آموزش می‌بینند که موقعیت‌ها را به صورت موقعیتی ارزیابی کنند و بر اساس آن عمل کنند.

اجرا کردن

به صورت متنی

Ex: The research findings need to be interpreted contextually within the broader scientific literature .

یافته‌های پژوهشی باید در چارچوب گسترده‌تر ادبیات علمی به صورت زمینه‌ای تفسیر شوند.

religiously [قید]
اجرا کردن

مذهبی

Ex: The family observes religiously prescribed dietary restrictions during certain festivals .

خانواده در طول برخی از جشن‌ها محدودیت‌های غذایی مذهبی را رعایت می‌کند.

spiritually [قید]
اجرا کردن

معنوی

Ex: The ancient temple provided a spiritually enriching environment for worshippers .

معبد باستانی محیطی روحانی غنی برای عبادت‌کنندگان فراهم کرد.

divinely [قید]
اجرا کردن

به صورت الهی

Ex: The melody of the song was divinely soothing , bringing comfort to the listeners .

ملودی آهنگ بهشتی آرامش‌بخش بود و به شنوندگان آرامش می‌داد.

ritually [قید]
اجرا کردن

آیین‌وار، به شیوه‌ای تشریفاتی

Ex: The graduation ceremony was ritually marked by the tossing of caps into the air .

مراسم فارغ‌التحصیلی به تشریفاتی با پرتاب کلاه‌ها به هوا مشخص شد.