واژگان برای IELTS Academic (نمره 5) - سفر و گردشگری
در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به سفر و گردشگری را یاد خواهید گرفت که برای آزمون آیلتس آکادمیک پایه ضروری هستند.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
a document for traveling between countries

گذرنامه, پاسپورت
او همیشه گذرنامه خود را در سفر همراه دارد.
an official mark on someone's passport that allows them to enter or stay in a country

ویزا
او یک ویزای کاری برای زندگی و کار در استرالیا به مدت یک سال گرفت.
the act of leaving, usually to begin a journey

عزیمت, خروج
او قبل از حرکت به دانشگاه با خانواده اش خداحافظی کرد.
the act of arriving at a place from somewhere else

رسیدن, ورود
ورود غیرمنتظره او به مهمانی همه را متعجب کرد.
someone traveling in a vehicle, aircraft, ship, etc. who is not the pilot, driver, or a crew member

مسافر
مسافر اتوبوس دکمه را فشار داد تا ایستگاه بعدی را درخواست کند.
someone whose job is taking tourists to interesting locations

راهنمای تور
راهنمای تور در حالی که ما خیابانهای شلوغ شهر را کشف میکردیم، داستانها و بینشهای جذابی را به اشتراک گذاشت.
a journey for pleasure, during which we visit several different places

گردشگری
این زوج برای جشن گرفتن سالگرد ازدواجشان به یک تور در سراسر اروپا رفتند.
a building where we give money to stay and eat food in when we are traveling

هتل
من مسواکم را فراموش کردم، بنابراین از کارکنان هتل درخواست جایگزینی کردم.
suitcases, bags, etc. to keep one's clothes and other belongings while traveling

چمدان, باروبنه
شرکت هواپیمایی چمدان او را گم کرد و این باعث کمی تأخیر شد.
a case with a handle, used for carrying clothes, etc. when we are traveling

چمدان
او چمدان خود را با دقت بست، مطمئن شد که همه وسایل ضروری را شامل شده است.
a structure or a place that is historically important

بنای تاریخی
کولوسئوم در رم، که زمانی برای مسابقات گلادیاتورها استفاده میشد، همچنان یک نشانه مهم از دوران باستان باقی مانده است.
something that we usually buy and bring back for other people from a place that we have visited on vacation

سوغاتی
او صدفها را از ساحل جمع کرد به عنوان یادگاری از تعطیلات کنار دریا.
a scheduled journey by an aircraft

پرواز
پرواز بعدی او یک پرواز ارتباطی در آمستردام بود.
a large place where planes take off and land, with buildings and facilities for passengers to wait for their flights

فرودگاه
خانوادهام هنگام رسیدن من از فرودگاه به دنبالم میآیند.
the act of travelling between two or more places, especially when there is a long distance between them

سفر
سفر طولانی با قطار زمان کافی برای تأمل و دروننگری فراهم کرد.
a hotel near the road suitable for people who are on a road trip, usually with rooms arranged in a row and parking places outside

مُتِل
تابلو نئون موتل مسافران خسته را با وعده اتاقهای تمیز و قیمتهای مناسب به خود جذب میکرد.
a company or business that provides air transportation services for people and goods

شرکت هواپیمایی, خط مستقیم هوایی
او به دلیل شهرت در خدمات مشتری عالی، شرکت هواپیمایی را انتخاب کرد.
a book that provides tourists with information about their destination

راهنمای سفر, کتاب راهنما
کتاب راهنما یک کافه پنهانی را توصیه کرد که مردم محلی دوست دارند.
the act of arranging something, such as a seat or a hotel room to be kept for you to use later at a particular time

رزرو
این زوج صندلیهای خود را در قطار با انجام رزرو آنلاین قبل از سفر تضمین کردند.
a ticket or card that passengers must show to be allowed on a ship or plane

کارت پرواز
او تأیید کرد که شماره مسافر مکرر او روی بلیط سوار شدن بود تا مایل کسب کند.
a building where trains, buses, planes, or ships start or finish their journey

پایانه (اتوبوس، هواپیما و غیره), ترمینال
ترمینال فرودگاه با مسافرانی که برای پروازهایشان چکاین میکردند شلوغ بود.
a business that makes arrangements for people who want to travel

آژانس مسافرتی
آژانس مسافرتی بر اساس ترجیحات آنها توصیههایی برای هتلها و فعالیتها ارائه داد.
the act of postponing or putting off something that was scheduled or expected to happen at a particular time

تاخیر, تعلل
اتوبوس به دلیل یک تصادف ترافیکی در بزرگراه دچار تأخیر شد.
to visit interesting and well-known places

گشتوگذار کردن
در طول تعطیلاتشان، خانواده برنامهریزی کردهاند که در مناطق تاریخی و موزهها بازدید کنند.
to arrange something to be kept for later use

رزرو کردن
او قبل از سفر خود یک اتاق هتل را به صورت آنلاین رزرو کرد تا اقامتگاه خود را در هنگام ورود تضمین کند.
to leave a hotel after returning your room key and paying the bill

حساب خود را تسویه کردن و رفتن (در هتل)
میهمانان باید تا ساعت 11 صبح از هتل تسویه حساب کنند.
to confirm your presence or reservation in a hotel or airport after arriving

رزرو خود را چک کردن
مطمئن شوید که در فرودگاه خیلی قبل از پروازتان چک این کنید.
| واژگان برای IELTS Academic (نمره 5) | |||
|---|---|---|---|
| حیوانات | آب و هوا | غذا و نوشیدنی | سفر و گردشگری |
| آلودگی | مهاجرت | فجایع | مواد |
| قیدهای حالت | قیدهای نظر | قیدهای قطعیت | قیدهای تکرار |
| قیدهای زمان | قیدهای مکان | قیدهای درجه | قیدهای تأکید |
| قیدهای هدف و قصد | قیدهای پیوندی | ||
