بهم ریختن (حالت چهره)
چهره معلم ابرآلود شد وقتی متوجه شد که دانشآموزانش تکالیف محوله را انجام ندادهاند.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
بهم ریختن (حالت چهره)
چهره معلم ابرآلود شد وقتی متوجه شد که دانشآموزانش تکالیف محوله را انجام ندادهاند.
(اکثرا سطح آب) یخ زدن
پس از یک شب دمای زیر صفر، شیشه جلو ماشین یخ زده بود.
بیش از حد نگران بودن
او ساعتها نگران ظاهر خود قبل از مصاحبه شغلی مهم بود.
بهبود یافتن
بعد از جدایی، مدت زیادی طول کشید تا او از درد رهایی یابد.
باعث نگرانی شدن
مناقشات دیپلماتیک تحت الشعاع اختلاف حل نشده بین دو کشور قرار داشت و مذاکرات را چالش برانگیز میکرد.
در طول زمان بهبود یافتن
پوسته به تدریج میافتد در حالی که پوست زیر آن به بهبود ادامه میدهد.
تغییر ظاهر دادن
تیم فضای قدیمی دفتر را به یک فضای کاری مدرن تبدیل کرد.
بخار گرفتن
در ساعات اولیه سپیده دم، دره مه آلود شد، که به آن ظاهری اثیری و مسحورکننده داد.
بیتاثیر بودن
چالشهای پروژه به نظر میرسید که از روی تیم با تجربه گذشته باشد.
یخ زدن
دریاچه معمولاً در اواخر نوامبر شروع به یخ زدن میکند، که امکان اسکیت روی یخ را فراهم میآورد.