در مورد گذشته پرسیدن
من به همسایهتان برخوردم، و او از حال شما و بچههایتان پرسید، مطمئن شد که همه چیز خوب است.
در مورد گذشته پرسیدن
من به همسایهتان برخوردم، و او از حال شما و بچههایتان پرسید، مطمئن شد که همه چیز خوب است.
تعقیب کردن
نگهبانها به دنبال دزدهایی که از زندان فرار کرده بودند آمدند.
به دنبال به دست آوردن چیزی رفتن
در پی شغل رویایی خود، او آماده است تا با فداکاری بیچون و چرا به دنبال آن برود.
دنبال کردن
او مجبور شد دنبال بادبادک گمشده ای برود که باد آن را برده بود.
مراقبت کردن
مادربزرگم بعد از فوت والدینم از من مراقبت کرد.
تعقیب کردن
بچهها به دنبال توپ دویدند، اما توپ به خیابان غلتید.
(به نام کسی یا چیزی) نامگذاری کردن
کمیته تصمیم خواهد گرفت که ساختمان را به نام خیرخواه نامگذاری کند.
تعقیب کردن
ما تصمیم گرفتیم که دنبال دزد بدویم که کیف را ربود.
به کسی رفتن
اعضای خانواده در لبخندهای متمایزشان به هم شباهت دارند.
سریع از کنار کسی گذشتن
سود شرکت از پیش بینیهای سه ماهه فراتر رفت.
از کنار کسی عبور کردن
اتوبوس قبل از رسیدن به ایستگاه اتوبوس از کنار مدرسه خواهد گذشت.
(یک ایده را) ارائه دادن
من میخواهم برنامه بازاریابی خود را به مشتری ارائه دهم تا مطمئن شوم که با اهداف آنها هماهنگ است.