فهرست واژگان سطح C2 - Measurement

در اینجا تمام کلمات اساسی برای صحبت در مورد اندازه‌گیری را یاد خواهید گرفت، که به طور خاص برای زبان‌آموزان سطح C2 جمع‌آوری شده‌اند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح C2
photometry [اسم]
اجرا کردن

نورسنجی

Ex: The art conservator employed photometry to ensure the museum 's lighting conditions did not degrade the vibrant colors of the paintings over time .

مرمت‌گر هنری از فتومتری استفاده کرد تا اطمینان حاصل کند که شرایط نورپردازی موزه با گذشت زمان رنگ‌های زنده نقاشی‌ها را تخریب نمی‌کند.

altimeter [اسم]
اجرا کردن

فرازیاب

Ex: In aviation , the altimeter provides critical information for determining the aircraft 's position and adherence to assigned altitudes .

در هوانوردی، ارتفاع‌سنج اطلاعات حیاتی برای تعیین موقعیت هواپیما و رعایت ارتفاعات اختصاص‌یافته فراهم می‌کند.

anemometer [اسم]
اجرا کردن

بادسنج

Ex: Researchers placed an anemometer on top of the building to study urban wind patterns in the city .

محققان یک بادسنج را در بالای ساختمان قرار دادند تا الگوهای باد شهری را در شهر مطالعه کنند.

ampere [اسم]
اجرا کردن

آمپر

Ex: The electronic device required a power supply with a current rating of 2 amperes for optimal performance .

دستگاه الکترونیکی به منبع تغذیه‌ای با جریان نامی 2 آمپر برای عملکرد بهینه نیاز داشت.

barometer [اسم]
اجرا کردن

فشارسنج هوا

Ex: A sudden drop in the barometer reading often indicates that a storm is approaching .

افت ناگهانی در خوانش بارومتر اغلب نشان می‌دهد که طوفان در حال نزدیک شدن است.

karat [اسم]
اجرا کردن

قیراط

Ex: The antique coin collector was thrilled to acquire a rare 24 karat gold coin , valued for its 100 % gold purity .

کلکسیونر سکه‌های عتیقه از به دست آوردن یک سکه طلای نادر 24 عیار، که به خاطر خلوص 100% طلای آن ارزشمند است، بسیار هیجان‌زده بود.

perimeter [اسم]
اجرا کردن

محیط (هندسه)

Ex: In her math homework , she had to calculate the perimeter of various shapes , including triangles , squares , and pentagons .

در تکالیف ریاضی خود، او مجبور بود محیط اشکال مختلف از جمله مثلث‌ها، مربع‌ها و پنج‌ضلعی‌ها را محاسبه کند.

hypsometry [اسم]
اجرا کردن

فرازسنجی

Ex: The geologist used hypsometry to analyze canyon formation .

زمین‌شناس از هایپسومتری برای تحلیل تشکیل دره استفاده کرد.

hydrometry [اسم]
اجرا کردن

آب‌سنجی

Ex: Weather stations employ hydrometry to measure rainfall intensity .

ایستگاه‌های هواشناسی از هیدرومتری برای اندازه‌گیری شدت بارندگی استفاده می‌کنند.

اجرا کردن

طیف‌شناسی

Ex: Geologists utilize spectrometry to analyze mineral compositions in rocks .
voltmeter [اسم]
اجرا کردن

ولت‌سنج

Ex: The electrician used a voltmeter to check the voltage across the outlet .

برقکار از یک ولت‌سنج برای بررسی ولتاژ در سراسر پریز استفاده کرد.

manometer [اسم]
اجرا کردن

فشارسنج گاز

Ex: The technician used a manometer to check the gas pressure in the heating system .

تکنسین از یک مانومتر برای بررسی فشار گاز در سیستم گرمایشی استفاده کرد.

اجرا کردن

ترموکوپل

Ex: Astronomers use a thermocouple to measure the temperature of stars .

ستاره‌شناسان از یک ترموکوپل برای اندازه‌گیری دمای ستارگان استفاده می‌کنند.

metrology [اسم]
اجرا کردن

اندازه‌شناسی

Ex: Scientists use metrology to study the fundamental units of measurement .

دانشمندان از مترولوژی برای مطالعه واحدهای اساسی اندازه‌گیری استفاده می‌کنند.

calorimetry [اسم]
اجرا کردن

کالری‌سنجی

Ex: Environmental scientists use calorimetry to analyze heat exchange in ecosystems .

دانشمندان محیط زیست از کالریمتری برای تجزیه و تحلیل تبادل گرما در اکوسیستم‌ها استفاده می‌کنند.

gravimetry [اسم]
اجرا کردن

گرانش‌سنجی

Ex: Engineers use gravimetry to monitor subsidence and stability in construction projects .

مهندسان از گراوی‌سنجی برای نظارت بر نشست و پایداری در پروژه‌های ساختمانی استفاده می‌کنند.

اجرا کردن

واحد روشنایی

Ex: Engineers use luminance units to specify display brightness in electronic devices .

مهندسان از واحدهای روشنایی برای مشخص کردن روشنایی نمایشگر در دستگاه‌های الکترونیکی استفاده می‌کنند.

اجرا کردن

چگالی‌سنجی

Ex: Understanding densitometry principles is crucial for accurate density measurement .

درک اصول دانسیتومتری برای اندازه‌گیری دقیق چگالی بسیار مهم است.

فهرست واژگان سطح C2
اندازه و بزرگی وزن و پایداری Quantity Intensity
Pace اشکال اهمیت و ضرورت عمومیت و منحصر به فرد بودن
دشواری و چالش قیمت و تجمل Quality موفقیت و ثروت
شکست و فقر شکل بدن سن و ظاهر درک و هوش
ویژگی های شخصی حالت‌های عاطفی راه‌اندازی احساسات احساسات
پویایی روابط و اتصالات رفتارهای اجتماعی و اخلاقی طعم‌ها و بوها صداها
بافت‌ها افکار و تصمیمات شکایت و انتقاد هماهنگی و ناهماهنگی
ارتباط و بحث زبان بدن و اقدامات عاطفی سفارش و اجازه توصیه و نفوذ
افتخار و تحسین درخواست و پاسخ تلاش و پیشگیری تغییر و شکل دادن
حرکات تهیه غذا غذا و نوشیدنی محیط طبیعی
حیوانات آب و هوا و دما فاجعه و آلودگی محیط کار
مشاغل Accommodation Transportation گردشگری و مهاجرت
سرگرمی ها و روال ها ورزش Arts سینما و تئاتر
Literature Music لباس و مد Architecture
History فرهنگ و عرف Society Religion
Philosophy Linguistics Politics Law
Crime Punishment جنگ و ارتش Government
Education Media فناوری و اینترنت بازاریابی و تبلیغات
Shopping کسب و کار و مدیریت Finance زمینه‌ها و مطالعات علمی
Medicine وضعیت سلامتی بازیابی و درمان Human Body
Psychology Biology Chemistry Physics
Astronomy Mathematics Geology Engineering
Measurement