ورزش - Skiing

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
ورزش
اجرا کردن

اسکی آزاد

Ex: The freestyle skiing team practices jumps and spins .

تیم اسکی نمایشی روی پرش‌ها و چرخش‌ها تمرین می‌کند.

ski jumping [اسم]
اجرا کردن

پرش اسکی

Ex: Spectators cheered as skiers soared through the sky in ski jumping .

تماشاگران تشویق کردند در حالی که اسکی‌بازان در پرش با اسکی در آسمان پرواز می‌کردند.

اجرا کردن

اسکی صحرانوردی

Ex:

او در مسابقه اسکی صحرانوردی 10 کیلومتر بهترین زمان شخصی خود را ثبت کرد.

اجرا کردن

اسکی تله مارک

Ex: He enjoys the freedom of Telemark skiing .

او از آزادی اسکی تله مارک لذت می‌برد.

heliskiing [اسم]
اجرا کردن

اسکی با هلیکوپتر

Ex:

او روی اسکی با هلیکوپتر در کوه‌های راکی کانادا را می‌بیند.

skibobbing [اسم]
اجرا کردن

اسکی با دوچرخه

Ex: Skibobbing equipment includes a specially designed bike on skis .

تجهیزات اسکیبابینگ شامل یک دوچرخه طراحی شده ویژه روی اسکی می‌شود.

اجرا کردن

اسکی نوردیک

Ex:

مسابقات اسکی نوردیک در بسیاری از کشورهای جهان برگزار می‌شود.

اجرا کردن

اسکی شدید

Ex: They use specialized equipment for extreme skiing .

آنها از تجهیزات تخصصی برای اسکی Extreme استفاده می‌کنند.

اجرا کردن

اسکی بک کانتری

Ex: Backcountry skiing can be physically demanding .

اسکی در مناطق دورافتاده می‌تواند از نظر جسمی طاقت‌فرسا باشد.

اجرا کردن

اسکی موازی

Ex: Parallel skiing is essential for advanced skiers .

اسکی موازی برای اسکی بازهای پیشرفته ضروری است.

snowplow [اسم]
اجرا کردن

برف روب

Ex: She learned the snowplow technique in her first ski lesson .

او تکنیک برفروب را در اولین درس اسکی خود یاد گرفت.

اجرا کردن

اسکی صحرانوردی پارا

Ex: She won a gold medal in para cross-country skiing at the Paralympic Games .

او در اسکی صحرانوردی پارا در بازی‌های پارالمپیک مدال طلا کسب کرد.

اجرا کردن

اسکی آلپاین پارا

Ex: They 're hosting a para alpine skiing clinic for beginners .

آنها در حال برگزاری یک کلینیک اسکی آلپاین پارا برای مبتدیان هستند.

اجرا کردن

اسکی نوردیک پارا

Ex:

او در اسکی نوردیک معلولان مدال طلا گرفت.

اجرا کردن

چرخش موازی

Ex: Practice is key to perfecting the parallel turn technique .

تمرین کلید تکمیل تکنیک چرخش موازی است.

jump turn [اسم]
اجرا کردن

چرخش پرش

Ex: He used a jump turn to maneuver through the steep terrain .

او از یک چرخش پرشی برای مانور در زمین شیبدار استفاده کرد.

stem turn [اسم]
اجرا کردن

چرخش ساقه

Ex: She practiced linking stem turns to improve her skiing skills .

او برای بهبود مهارت‌های اسکی خود، اتصال پیچ‌های ساقه‌ای را تمرین کرد.

pole plant [اسم]
اجرا کردن

کاشتن چوب

Ex: His pole plant was essential in the steep section .

کاشت چوب او در بخش شیبدار ضروری بود.

to pitch [فعل]
اجرا کردن

کج کردن

Ex: The ski slope pitched downward , inviting skiers to glide down its snowy slopes .

پیست اسکی به سمت پایین شیب داشت، اسکی بازان را به سر خوردن از شیب های برفی خود دعوت می کرد.

ورزش
اصطلاحات عمومی در ورزش زمین‌ها و مناطق ورزشی موسسات ورزشی ورزشکاران حرفه‌ای
کارکنان و پرسنل مسابقات ورزشی رویدادهای ورزشی دستاوردها و نتایج ورزشی
عنوان‌ها در ورزش انواع ورزش‌ها ورزش‌های تیمی اصطلاحات در ورزش‌های تیمی
موقعیت‌ها در ورزش‌های تیمی نقش بازیکنان در ورزش‌های تیمی بازیکنان تهاجمی در ورزش‌های تیمی بازیکنان دفاعی در ورزش‌های تیمی
Soccer American Football Rugby Basketball
Volleyball Baseball Cricket Lacrosse
Golf Bowling ورزش‌های راکتی Tennis
Athletics Running ورزش های رزمی ورزشکاران رزمی
Boxing تیراندازی با کمان و تیراندازی ورزش های زمستانی Skiing
Hockey ورزش‌های آبی Surfing Scuba Diving
Swimming ورزش‌های اسکیت Figure Skating Climbing
Weightlifting ورزش‌های موتوری Cycling ورزش های هوایی
ورزش‌های اسبی Gymnastics Cue Sports ورزش های دیسک پرنده
Sport Fishing لباس ورزشی توپ ها و دیسک ها چوب‌ها، راکت‌ها و سلاح‌ها
تجهیزات محافظتی تجهیزات زمین و تمرین تخته ها و اسکی تجهیزات ویژه
وسایل نقلیه ابزارها و ماشین‌آلات دستگاه‌ها