مبهم کردن
حدس و گمان رسانهها درک عمومی از موضوع را تیره کرده است، که تشخیص حقایق را دشوار میسازد.
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به دشواری و پیچیدگی را یاد خواهید گرفت، مانند "elusive"، "obstruct"، "nuance" و غیره، که برای قبولی در SAT های خود به آنها نیاز خواهید داشت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
مبهم کردن
حدس و گمان رسانهها درک عمومی از موضوع را تیره کرده است، که تشخیص حقایق را دشوار میسازد.
مانع (پیشرفت یا حرکت) شدن
بوروکراسی بیش از حد میتواند کارایی فرآیندهای دولتی را مختل کند.
سرکوب کردن
او میل به صحبت کردن را سرکوب کرد و به جای آن سکوت را انتخاب کرد.
اختلال ایجاد کردن
اعتصاب کارکنان خطوط هوایی برنامههای سفر هزاران مسافر را مختل کرد.
پادرمیانی کردن
معلم مجبور شد مداخله کند وقتی دو دانشآموز در کلاس شروع به جر و بحث کردند.
مداخله کردن
سیگنالهای الکترومغناطیسی از دستگاههای نزدیک میتوانند با عملکرد تجهیزات الکترونیکی تداخل ایجاد کنند.
عامدانه تخریب کردن
خرابکاری در روابط با پخش شایعات مضر و ناعادلانه است.
مانع شدن
تعلل میتواند با به تأخیر انداختن کارهای مهم، موفقیت تحصیلی را مختل کند.
پارازیت انداختن
دولت اقدامات متقابل الکترونیکی را برای اخلال در سیستمهای رادار دشمن مستقر کرد.
جلوگیری کردن
یک سری از اتفاقات ناگوار سال گذشته مانع از شانس تیم برای قهرمانی شد.
ابهام
بدون تاریخهای مشخص در نامه قدیمی، ابهام در مورد زمان واقعی وقوع رویدادها وجود داشت.
فرق جزئی
درک ظرافت قانون نیاز به مطالعه دقیق دارد.
شدت
شدت درگیری تنشها بین کشورهای همسایه را افزایش داد.
دشوار
تعادل بین تکالیف مدرسه و فعالیتهای فوقبرنامه میتواند برای دانشآموزان سخت باشد و نیاز به مدیریت زمان و سازماندهی دارد.
دلهرهآور
صعود به مسیر کوهستانی شیبدار ترسناک به نظر میرسید، اما آنها مصمم بودند به قله برسند.
دشوار
جزئیات رویا گریزان بود، به محض بیدار شدنش محو شد.
واضح
دستور غذا سرراست بود، فقط به چند ماده و تکنیکهای پخت اولیه نیاز داشت.
با توجه به جزئیات
روال رقص مفصل بود، با طراحی رقص پیچیده و حرکات هماهنگ.
قابل درک
راهنمای کاربر به روشی قابل فهم نوشته شده بود، که راهاندازی و عیبیابی را آسان میکرد.
مبهم
فیلم دارای یک طرح معماگونه بود که بینندگان را تا آخرین لحظه در حدس و گمان نگه میداشت.
تشخیصدادنی
طرح کلی کشتی دور به سختی قابل تشخیص بود از میان مه غلیظ.
قابل هضم
سخنرانی او مختصر و قابل هضم بود، اطمینان حاصل کرد که حتی کسانی که با موضوع آشنا نبودند میتوانستند همراهی کنند.
غیرقابل درک
عظمت اقیانوس و عمق غیرقابل درک آن در کسانی که به اسرار آن میاندیشند، هم ترس و هم حیرت برمیانگیزد.
نفهمیدنی
زمان با تغییرات غیرقابل تشخیص در چشمانداز گذشت.
ناخوانا
راهنمای فنی به زبانی ناخوانا نوشته شده بود که حتی متخصصان نیز در درک آن مشکل داشتند.
ناخوانا
تابلو خیابان در طوفان شدید باران ناخوانا بود، که باعث سردرگمی رانندگان شد.
پیچیده
او یک گردنبند پیچیده از زنجیرهای طلای درهم تنیده پوشیده بود.
دشوار
پروژه به دلیل مشکلات غیرمنتظره دورهای سخت را پشت سر گذاشت.
نامعلوم
زبان استفاده شده در دستنوشتهٔ باستانی آنقدر مبهم بود که سالها طول کشید تا رمزگشایی شود.
به شدت
کارگران سخت کار کردند تا ساختمان را به موقع تکمیل کنند.
بدون زحمت
به نظر میرسد کودکان زبانهای جدید را راحتتر از بزرگسالان یاد میگیرند.