واژگان ضروری برای آزمون SAT - مدیریت اقلام
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به مدیریت اقلام، مانند "ادغام"، "یکپارچه سازی"، "انتشار" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای قبولی در SAT های خود به آنها نیاز دارید.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to spread information, ideas, or knowledge to a wide audience

منتشر کردن, پخش کردن
در تلاش برای مبارزه با اطلاعات نادرست، دولت برنامهریزی کرده است که اطلاعات دقیق را از طریق کانالهای رسمی منتشر کند.
to share something between a large number of people

توزیع کردن, پخش کردن
شرکت محصولات خود را به فروشگاههای سراسر کشور توزیع میکند.
to mix things together in order to make them diverse

متنوع کردن (سخنرانی یا نوشته)
آشپز مواد تند را با ملایم درهم آمیخت تا یک غذای خوشمزه درست کند.
to give off or release a substance like gas or liquid

تخلیه کردن, رها کردن
آتشفشان در طول فوران، خاکستر و گدازه تخلیه کرد، منطقه اطراف را پوشاند.
to send forth or give out energy, light, sound, or an abstract quality

ساطع کردن
دودکش کارخانه منتشرشده دودهایی را نشان میداد که نشان میداد تولید در جریان است.
to expand to every part of a thing

فراگیر بودن, رخنه کردن
بوی اسطوخودوس پس از روشن کردن شمعهای معطر، اتاق را پر کرد.
to spread throughout and be present in every part of something

پخش شدن, فرا گرفتن
احساس آرامش و آسودگی سراسر استودیوی یوگا را فرا گرفته بود، فضایی آرامشبخش برای تمرینکنندگان فراهم میکرد.
to spread or distribute something widely over an area

پخش کردن, پاشاندن
شرکت تصمیم گرفت تسهیلات تولیدی خود را در کشورهای مختلف پخش کند تا هزینهها را کاهش دهد.
to make things like items, people, particles, etc. spread out from a center and move in different directions

پراکنده کردن, پخش کردن
انفجار، آوار را در تمام جهات پراکنده کرد و ویرانی را به جای گذاشت.
to gradually grow or increase by adding layers or parts over time

به تدریج رشد کردن, به مرور زمان اضافه شدن
مجموعه نقاشیهای هنرمند در طول دههها افزایش یافت، که نشاندهنده سبک در حال تحول او بود.
to arrange items on top of each other in large quantities

انباشته کردن, روی هم چیدن
او در حال حاضر کتابها را به ترتیب الفبایی روی قفسهها انباشته میکند.
to gather a large amount of money, knowledge, etc. gradually

انباشتن, جمعآوری کردن
او دههها صرف جمعآوری یک مجموعه بزرگ از سکههای نادر از سراسر جهان کرد.
to gather and store a large supply of food, money, etc., usually somewhere secret

احتکار کردن, تلمبار کردن
او در حال حاضر برای سفر کمپینگ آیندهاش در حال ذخیره کردن لوازم است.
to bring things together to form a whole or include something as part of a larger group

ادغام کردن, یکپارچه سازی
سیستم مدرسه به دنبال ادغام روشهای نوین تدریس در برنامه درسی بود.
to combine different elements or components

مخلوط کردن, ترکیب کردن
معمار عناصر طراحی مدرن و سنتی را ادغام کرد تا ساختمانی خیره کننده از نظر بصری خلق کند.
to add something that enhances or improves the quality or appearance of someone or something

تکمیل کردن
یک موسیقی زمینهٔ بهخوبی انتخابشده میتواند تکمیلکننده فضای یک رویداد اجتماعی باشد.
to cause things to gather closely together

خوشه کردن, جمع کردن
باغبان گلها را دستهبندی کرد تا نمایشی پر جنب و جوش در باغ ایجاد کند.
to hide or store something for future use

پنهان کردن, ذخیره کردن
دزدان دریایی به پنهان کردن گنجینههای خود در جزایر دورافتاده معروف بودند.
to bring ideas, texts, things, etc. together and create something new

درهم آمیختن, تلفیق کردن
در سخنرانی خود، او رویدادهای تاریخی مختلف را درهم آمیخت تا روند اجتماعی گستردهتری را برجسته کند.
the act of bringing together various items, parts, or elements into a single unified whole

تجمع, گردآوری
وبسایت یک گردآوری از مقالات خبری از منابع مختلف در سراسر جهان ارائه میدهد.
the process of gathering more and more of something over time

ذخیرهسازی, جمع آوری (تدریجی)، انباشتکردن
a collection of several different things brought together

مجموعه, جمعآوری
کنفرانس یک مجموعه بینالمللی از دانشمندان و محققان را جذب کرد.
the process of spreading or dispersing something widely

پخش, انتشار
پلتفرمهای رسانههای اجتماعی انتشار سریع اطلاعات را در سراسر جهان تسهیل میکنند.
the act or process of gathering or putting together various items, such as information, into a single collection

گردآوری
گردآوری یک آلبوم موسیقی نیازمند انتخاب قطعات، چیدمان آنها در ترتیبی خاص و مسترینگ برای انتشار بود.
the process or occurrence of combining or merging elements to create a unified whole

ادغام, ترکیب
در شیمی، همجوشی به فرآیند ترکیب هستههای اتمی برای آزادسازی انرژی اشاره دارد.
the process of diverse elements uniting to form a single body, form, or group

ادغام, اتحاد
در زیستشناسی، ادغام به ادغام جمعیتهای جداگانه در یک گروه تکثیر شونده اشاره دارد.
the process by which two or more streams or rivers merge their currents into a single flow

همریزشگاه, محل تلاقی جریانها
کایاکرانها از چالش پارو زدن از جویبار کوچکتر به جریان اصلی همریزش لذت بردند.
