حمل و نقل زمینی - وسایل نقلیه اضطراری و خدمات حمل و نقل

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به وسایل نقلیه اضطراری و خدمات حمل و نقل مانند "آمبولانس"، "ون تحویل" و "حامل" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
حمل و نقل زمینی
ambulance [اسم]
اجرا کردن

آمبولانس

Ex: The ambulance raced through the busy city streets , moving through traffic to reach the hospital as quickly as possible .

آمبولانس از میان خیابان‌های شلوغ شهر با سرعت عبور کرد، تا در سریع‌ترین زمان ممکن به بیمارستان برسد.

school bus [اسم]
اجرا کردن

اتوبوس مدرسه

Ex: Parents gathered at the bus stop to greet their children as they returned home on the school bus .

والدین در ایستگاه اتوبوس جمع شدند تا فرزندان خود را در حالی که با اتوبوس مدرسه به خانه بازمی‌گشتند، خوش‌آمد بگویند.

اجرا کردن

تانکر آب

Ex: The city 's fire department upgraded its fleet with several modern water tenders equipped with advanced pumping systems .

آتش‌نشانی شهر ناوگان خود را با چندین تانکر آب مدرن مجهز به سیستم‌های پمپاژ پیشرفته ارتقا داد.

police car [اسم]
اجرا کردن

ماشین پلیس

Ex: Pedestrians stopped to let the police car pass through the busy intersection .

عابران پیاده توقف کردند تا به ماشین پلیس اجازه دهند از تقاطع شلوغ عبور کند.

cruiser [اسم]
اجرا کردن

ماشین پلیس

Ex: The cruiser 's headlights illuminated the dark road ahead during the night shift .

چراغ‌های ماشین گشت جاده تاریک جلو را در طول شیفت شب روشن کردند.

squad car [اسم]
اجرا کردن

ماشین پلیس

Ex: The squad car 's dashboard camera recorded the entire interaction with the suspect .

دوربین داشبورد ماشین گشت تمام تعامل با مظنون را ضبط کرد.

black maria [اسم]
اجرا کردن

ون پلیس

Ex:

تقویت‌کننده‌های پلیس در یک ون پلیس برای کمک به کنترل جمعیت وارد شدند.

اجرا کردن

واگن گشت

Ex: Authorities used the patrol wagon to transport suspects involved in the drug bust .

مقامات از واگن گشت برای انتقال مظنونان درگیر در ضبط مواد مخدر استفاده کردند.

paddy wagon [اسم]
اجرا کردن

ماشین پلیس

Ex: During the Great Famine , paddy wagons were used to move displaced Irish peasants .

در طول قحطی بزرگ، از ون‌های پلیس برای جابجایی دهقانان آواره ایرلندی استفاده می‌شد.

اجرا کردن

ون تحویل

Ex: Online orders were delivered by a small , electric delivery van to reduce emissions .

سفارش‌های آنلاین توسط یک ون تحویل کوچک و برقی برای کاهش انتشار گازهای آلاینده تحویل داده شدند.

اجرا کردن

ماشین حمل زباله شهری

Ex: Recycling programs often use separate compartments in garbage trucks to collect different types of materials .

برنامه‌های بازیافت اغلب از محفظه‌های جداگانه در کامیون‌های زباله برای جمع‌آوری انواع مختلف مواد استفاده می‌کنند.

اجرا کردن

کامیون زباله

Ex: The refuse truck 's hydraulic system makes it easier to compact and transport large volumes of garbage .

سیستم هیدرولیک کامیون زباله، فشرده‌سازی و حمل حجم زیادی از زباله را آسان‌تر می‌کند.

اجرا کردن

حمل‌ونقل عمومی

Ex: The hotel was conveniently located near several public transportation stops .

هتل به راحتی در نزدیکی چندین ایستگاه حمل و نقل عمومی قرار داشت.

taxi [اسم]
اجرا کردن

تاکسی

Ex: I shared a taxi with a stranger going in the same direction .

من یک تاکسی با یک غریبه که به همان سمت می‌رفت شریک شدم.

cab [اسم]
اجرا کردن

تاکسی

Ex:

او کرایه تاکسی را با کارت اعتباری پرداخت کرد زیرا پول نقد نداشت.

اجرا کردن

وسیله نقلیه اجاره ای

Ex: The new law introduced stricter background checks for drivers of vehicles for hire .

قانون جدید بررسی‌های سابقه سخت‌تری برای رانندگان وسیله نقلیه اجاره‌ای معرفی کرد.

hearse [اسم]
اجرا کردن

ماشین حمل جنازه

Ex: The hearse arrived at the church for the memorial service .

ماشین حمل جنازه برای مراسم یادبود به کلیسا رسید.

اجرا کردن

دوچرخه بدون ایستگاه

Ex: The company deployed dockless bikes throughout the downtown area , ensuring accessibility for all residents without the need for traditional bike racks .

شرکت دوچرخه‌های بدون ایستگاه را در سراسر منطقه مرکزی شهر مستقر کرد، که دسترسی را برای همه ساکنان بدون نیاز به پایه‌های دوچرخه سنتی تضمین می‌کند.

اجرا کردن

سرویس درخواست خودرو

Ex: Drivers for ride-hailing services often work flexible hours to accommodate varying demand .

رانندگان خدمات درخواست سواری اغلب ساعت‌های کاری انعطاف‌پذیری دارند تا با تقاضای متغیر سازگار شوند.

اجرا کردن

اشتراک سفر

Ex: We used a ride-sharing service to get to the concert since parking downtown is expensive .

ما از سرویس اشتراک سواری استفاده کردیم تا به کنسرت برسیم چون پارکینگ در مرکز شهر گران است.

car rental [اسم]
اجرا کردن

اجاره ماشین

Ex: During peak seasons , it 's advisable to book your car rental in advance to secure availability .

در فصل‌های اوج، توصیه می‌شود اجاره ماشین خود را از قبل رزرو کنید تا از موجودی مطمئن شوید.

motor pool [اسم]
اجرا کردن

استخر موتور

Ex: The hospital 's motor pool includes ambulances and medical transport vans ready for emergencies and patient transfers .

استخر موتوری بیمارستان شامل آمبولانس‌ها و ون‌های حمل و نقل پزشکی آماده برای موارد اضطراری و انتقال بیماران است.

service [اسم]
اجرا کردن

خدمات

Ex: The electric utility service ensured uninterrupted power supply to homes and businesses in the area .

سرویس برق، تأمین برق بدون وقفه برای خانه‌ها و کسب‌وکارها در منطقه را تضمین کرد.

hauler [اسم]
اجرا کردن

حمل کننده

Ex: A tanker hauler transported liquid chemicals to industrial facilities .

یک حامل تانکر مواد شیمیایی مایع را به تأسیسات صنعتی حمل کرد.

haulage [اسم]
اجرا کردن

حمل و نقل

Ex: The company specialized in haulage services for shipping containers from ports to distribution centers .

شرکت در خدمات حمل و نقل کانتینرهای باربری از بنادر به مراکز توزیع تخصص داشت.

courier [اسم]
اجرا کردن

پیک

Ex: The courier company used bicycles for fast delivery in congested urban areas .

شرکت پیک از دوچرخه برای تحویل سریع در مناطق شهری شلوغ استفاده کرد.

اجرا کردن

گلف کارت پلیس

Ex: During the parade , a police golf cart with flashing lights led the procession .

در طول رژه، یک گلف پلیس با چراغ‌های چشمک‌زن جلوی صفوف را گرفت.

اجرا کردن

آموزشگاه رانندگی

Ex: The driving school provided a variety of packages , including intensive courses and individual lessons .

آموزشگاه رانندگی بسته‌های متنوعی از جمله دوره‌های فشرده و درس‌های فردی ارائه داد.

police van [اسم]
اجرا کردن

ون پلیس

Ex: The suspect was placed into the police van and taken to the courthouse for questioning .

مظنون در ون پلیس قرار داده شد و برای بازجویی به دادگاه برده شد.

حمل و نقل زمینی
شرایط و انواع وسایل نقلیه انواع بدنه خودرو وسایل نقلیه کاربردی وسایل نقلیه شخصی و عملکردی
وسایل نقلیه و کالسکه های تاریخی وسایل نقلیه اضطراری و خدمات حمل و نقل Public Transportation شاسی زیرین و ساختار اصلی وسیله نقلیه
سیستم های وسیله نقلیه داخل وسیله نقلیه خارجی وسیله نقلیه و لوازم جانبی اجزاء و افزودنی های موتور
کاربران وسایل نقلیه اقدامات ترانزیت عملیات و شرایط رانندگی تکنیک‌های رانندگی
اصطلاحات سوخت تصادفات جاده‌ای و شرایط جرایم و تخلفات رانندگی اصطلاحات و مقررات ترافیک
علائم راهنمایی و رانندگی مستندات و هزینه ها نگهداری و مرمت وسیله نقلیه صنعت خودرو
Infrastructure طراحی و ویژگی‌های جاده جاده‌ها و فضاهای شهری فضاهای مسکونی و روستایی
زیرساخت بزرگراه و تقاطع ها ساخت و نگهداری جاده موانع جاده‌ای و عناصر ایمنی Rolling Stock
قطعات قطار و لوکوموتیو اسکان مسافران زیرساخت راه‌آهن عملیات راهآهن و کنترل ایمنی
پرسنل راه آهن سیگنال‌های راه‌آهن و نگهداری