a dish of tortilla filled with meat or cheese and covered with a spicy sauce, originated in Mexico

گوشت بریان با تورتیلا, انچیلادا
receiving a lot of love and attention from many people

محبوب, پرطرفدار
رستوران جدید برگر در مرکز شهر به دلیل طعم های منحصر به فردش به سرعت محبوب شد.
a country located in North America that is bordered by the United States to the north

مکزیک
سواحل مکزیک، به ویژه در کانکون و پلایا دل کارمن، مقاصد محبوب تعطیلات برای گردشگران از سراسر جهان هستند.
to cover an object in paper, soft fabric, etc.

بستهبندی کردن
قبل از ارسال شیء شکننده، فرستنده آن را با دقت در بستهبندی حبابی پیچید تا محافظت شود.
a type of pancake made with wheat flour or cornmeal that is usually served hot or cold and wrapped around a filling, originated in Mexico

تورتیا
a combination of ingredients used as a filling for pastries, sandwiches, and other food items

مواد شکمپرکن
من یک پرکننده مرغ برای ساندویچ ها درست کردم.
the flesh of animals and birds that we can eat as food

گوشت
من یک پوند گوشت تازه از قصاب خریدم.
a soft or hard food made from milk that is usually yellow or white in color

پنیر
پنیر فتا طعم تند به سالادها میافزاید.
a seed growing in long pods on a climbing plant, eaten as a vegetable

لوبیا
من اغلب از لوبیا به عنوان پرکننده تاکوهای گیاهی استفاده میکنم.
a plant or a part of it that we can eat either raw or cooked

سبزیجات
سیخهای سبزیجات کبابی یک پیشغذای محبوب در مهمانیهای تابستانی هستند.
to envelop something in a layer of material

پوشاندن
معمار منظر پوشاند بسترهای باغ را با لایهای از مالچ برای سرکوب علفهای هرز و حفظ رطوبت خاک.
a fiery and pungent spice derived from various Capsicum plants

*فلفل قرمز
او عاشق تندی ای بود که فلفل قرمز به سالسای خانگی اش اضافه می کرد.
a flavorful liquid, served with food to give it a particular taste

سس
او یک سس گوجه فرنگی تند برای پاستا درست کرد.
a description of a past event available in the form of a writing or recorded voice

پیشینه
او به یک ضبط شده از تاریخ جنگ جهانی دوم گوش داد.
someone who is from Spain or their family came from Spain

اسپانیایی
اسپانیاییها تعطیلات ملی خود را با رژهها و جشنوارههای پرجنبوجوش جشن میگیرند.
a country located in North America that is bordered by the United States to the north

مکزیک
سواحل مکزیک، به ویژه در کانکون و پلایا دل کارمن، مقاصد محبوب تعطیلات برای گردشگران از سراسر جهان هستند.
to come into existence or have a specific place or time as the starting point

شروع شدن, آغاز شدن
رودخانه در کوهها آغاز میشود.
having opposite sides or surfaces that are close together

نازک, باریک
یخ روی برکه نازک بود، که راه رفتن روی آن را خطرناک میکرد.
having a circular shape, often spherical in appearance

گرد
ساعت گرد روی دیوار با ریتم منظمش دقیقهها را میشمرد.
a part of an object, broken or cut from a larger one

تکه, قطعه
خیاط پارچه را به دقت به تکههای کوچک برید قبل از اینکه آنها را به هم بدوزد تا یک لباس خیرهکننده ایجاد کند.
a type of food made from flour, water and usually yeast mixed together and baked

نان
سارا یک نان موزی خانگی پخت که بوی خوشمزهای داشت.
to make food with heat

غذا پختن, غذا درست کردن، آشپزی کردن
خواهرم با مهارت یک کاری خوشمزه برای شام میپزد.
to a small extent or degree

کمی
من باید کمی بیشتر سند را بررسی کنم قبل از اینکه بازخوردم را نهایی کنم.
the flesh of a chicken that we use as food

گوشت مرغ
meat that is from a cow

گوشت گاو
او ترجیح میدهد برگرهایش را با گوشت گاو چرخ کرده کم چربی که با نمک و فلفل چاشنی شده است درست کند.
the number of different things or people that one can pick from

گزینه, چاره
داشتن طیف گستردهای از انتخابها میتواند خلاقیت و نوآوری را تقویت کند زیرا افراد احتمالات مختلف را کاوش میکنند.
to encircle or cover an object by winding or placing a wrapping material around it

رول کردن
آشپز شیرینیپز نشان داد که چگونه خمیر پف را دور کمپوت میوه شیرین بپیچاند.
a box-shaped piece of equipment with a front door that is usually part of a stove, used for baking, cooking, or heating food

فر
او به طور تصادفی دستش را هنگام رسیدن به فر داغ سوزاند.
having a strong taste that gives your mouth a pleasant burning feeling

تند, پرادویه
او از کاری تند با ترکیبی از ادویههای معطر که بر کامش باقی ماند لذت برد.
different or better than what is normal

خاص, ویژه، بهخصوص
تیم سخت کار کرد تا یک تجربه ویژه برای مهمانانشان ایجاد کند.
having a flavor that is pleasent to eat or drink

خوشمزه, لذیذ
او یک دسته کلوچههای خوشمزه پخت که به سرعت از بشقاب ناپدید شدند.
to make someone or something hotter by increasing the temperature or providing heat

گرم کردن, گرمتر کردن
بخاری در حال حاضر تمام اتاق را گرم میکند.
to combine two or more distinct substances or elements to form a unified whole

مخلوط کردن, ترکیب کردن
در آزمایشگاه، دانشمندان به طور معمول مواد شیمیایی را مخلوط میکنند تا واکنشهای آنها را مشاهده کنند.
a plant with seeds, leaves, or flowers used for cooking or medicine, such as mint and parsley

سبزی, گیاه چاشنی یا دارویی
نعناع یک گیاه خنک کننده است که به خوبی با میوه ها، سالادها و نوشیدنی ها ترکیب می شود.
(of food) recently harvested, caught, or made

تازه
او یک سیب تازه از درخت چید، آماده برای خوردن.
to put something such as an ingredient, additional element, etc. together with something else

اضافه کردن
سبزیجات را تفت دهید، سپس توفو را اضافه کنید.
