ادبیات - صحافی

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به صحافی مانند "اکتاو"، "ستون فقرات" و "لبه جلو" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
ادبیات
belly band [اسم]
اجرا کردن

نوار کاغذی تبلیغاتی دور کتاب

digest [اسم]
اجرا کردن

قطع رقعی

Ex: The magazine was issued in digest for easy reading .
flap [اسم]
اجرا کردن

لب‌برگردان جلد کتاب

Ex: The flap was slightly torn but still intact .
head [اسم]
اجرا کردن

قسمت بالایی کتاب (که کاغدها پیدا هستند)

quarto [اسم]
اجرا کردن

قطع رحلی

Ex: He showed me a Shakespeare quarto he had just acquired for his collection .

او یک کوارتو از شکسپیر را به من نشان داد که به تازگی برای مجموعه‌اش خریده بود.

spine [اسم]
اجرا کردن

عطف (کتاب)

Ex: The book 's spine had faded over time .
recto [اسم]
اجرا کردن

صفحه دست راست