رسانه و ارتباطات - تعاملات رسانه‌های اجتماعی

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به تعاملات رسانه های اجتماعی مانند "نظر"، "اشاره" و "لغو اشتراک" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
رسانه و ارتباطات
to post [فعل]
اجرا کردن

پست گذاشتن (در اینترنت)

Ex: The blogger plans to post a new recipe video on YouTube every week to engage with her audience .

وبلاگ نویس قصد دارد هر هفته یک ویدیوی دستور العمل جدید در یوتیوب ارسال کند تا با مخاطبان خود تعامل داشته باشد.

to share [فعل]
اجرا کردن

به اشتراک گذاشتن (فضای مجازی)

Ex: I 'll share the latest news article on my Facebook page .

من آخرین مقاله خبری را در صفحه فیسبوکم به اشتراک می‌گذارم.

to like [فعل]
اجرا کردن

لایک کردن (فضای مجازی)

Ex: I liked your picture on Instagram .

من عکس شما در اینستاگرام را پسندیدم.

to dislike [فعل]
اجرا کردن

دیسلایک کردن (در شبکه های اجتماعی)

Ex: He disliked the article , finding it misleading and inaccurate .

او مقاله را دوست نداشت، آن را گمراه کننده و نادرست یافت.

to comment [فعل]
اجرا کردن

نظر دادن

Ex: After reading the article , she decided to comment on the author 's perspective and add her own insights .

پس از خواندن مقاله، او تصمیم گرفت بر دیدگاه نویسنده نظر دهد و بینش‌های خود را اضافه کند.

to follow [فعل]
اجرا کردن

دنبال کردن (فضای مجازی)

Ex: If you follow our company 's Instagram account , you 'll get exclusive sneak peeks of our upcoming products .
to tag [فعل]
اجرا کردن

تگ کردن

Ex: He 's the one who always tags us in those hilarious memes on Facebook .

او کسی است که همیشه ما را در آن میم‌های خنده‌دار در فیس‌بوک تگ می‌کند.

to mention [فعل]
اجرا کردن

به نام کاربری کسی ارجاع دادن

Ex: She mentioned me in her Facebook post about our recent collaboration .

او در پست فیسبوکش درباره همکاری اخیرمان از من نام برد.

to DM [فعل]
اجرا کردن

پیام شخصی فرستادن (در شبکه‌های اجتماعی)

to reply [فعل]
اجرا کردن

پاسخ دادن

Ex: The blogger replied to the reader 's comment on the blog post , addressing their concerns and questions .

وبلاگ نویس به نظر خواننده در پست وبلاگ پاسخ داد، به نگرانی ها و سوالات آنها پرداخت.

to retweet [فعل]
اجرا کردن

ریتوئیت کردن

Ex:

آن‌ها یک میم خنده‌دار را ریتوییت کردند تا خنده‌ای را با دنبال‌کنندگانشان به اشتراک بگذارند.

to save [فعل]
اجرا کردن

ذخیره کردن

Ex: You can save this video to your playlist for future enjoyment .

شما می‌توانید این ویدیو را برای لذت بردن در آینده به پلی‌لیست خود ذخیره کنید.

to block [فعل]
اجرا کردن

بلاک کردن

Ex: They blocked the annoying relative who constantly commented negatively on their photos .

آنها بستگان آزاردهنده‌ای که مدام روی عکس‌هایشان نظر منفی می‌دادند را مسدود کردند.

to unblock [فعل]
اجرا کردن

آنبلاک کردن

Ex: He unblocked her so they could message again .
to report [فعل]
اجرا کردن

گزارش دادن (محتوای نامناسب یا توهین‌آمیز)

Ex: The gaming platform encourages players to report any cheating , hacking , or abusive behavior .

پلتفرم بازی بازیکنان را تشویق می‌کند تا هرگونه تقلب، هک یا رفتار سوءاستفاده را گزارش دهند.

to hide [فعل]
اجرا کردن

پنهان کردن

Ex:

شما می‌توانید پست‌های پیشنهادی را اگر مرتبط نیستند پنهان کنید.

to friend [فعل]
اجرا کردن

اضافه کردن به عنوان دوست (در فضای مجازی)

Ex:

او افرادی را که در کنفرانس ملاقات کرده بود به عنوان دوست اضافه می‌کرد.

to tweet [فعل]
اجرا کردن

توئیت زدن

Ex: They tweeted their opinions on the latest news story to engage in conversation .
to pm [فعل]
اجرا کردن

پیام خصوصی فرستادن

اجرا کردن

غیرفعال کردن

Ex: The social media site sent a confirmation email after she deactivated her account .

سایت شبکه‌های اجتماعی پس از اینکه او حسابش را غیرفعال کرد، یک ایمیل تأیید ارسال کرد.

اجرا کردن

مشترک شدن

Ex:

آن‌ها به پادکست اشتراک کردند تا قسمت‌های جدید را به محض انتشار دریافت کنند.