known by a lot of people

مشهور, شناختهشده
او پس از اینکه ویدیوی ویرالش میلیونها بازدید به دست آورد، یکشبه معروف شد.
an open piece of land in a city or town that is four-sided and is usually surrounded by buildings

میدان
رژه تعطیلات سالانه از میان میدان عبور کرد، تماشاگران همه سنین را خوشحال کرد.
a country in southern Europe, with a long Mediterranean coastline

ایتالیا
ونیز شهری در ایتالیا است که به خاطر کانالهای زیبا و قایقسواری گوندولا معروف است.
to go somewhere for a short time, especially to see something

دیدن کردن, بازدید کردن
آنها برای بازدید از پارک موضوعی و تجربه سواریها و جاذبههای هیجانانگیز هیجانزده بودند.
different or better than what is normal

خاص, ویژه، بهخصوص
مناسبت ویژه نیاز به جشنی با خانواده و دوستان داشت.
the outer form or edges of something or someone

شکل, فرم، ساختار
همانطور که خورشید غروب میکرد، سایههای انداخته شده توسط کوهها شکلهای جالبی روی کف دره ایجاد کردند.
the hard protective case or covering of some animals such as a snail, mussel, crab, or turtle

لاک, صدف
to put together different materials such as brick to make a building, etc.

ساختن
بنای تاریخی در قرن 18 ساخته شد.
a period of one hundred years

قرن
این اثر باستانی به قرن هفتم قرن بازمیگردد.
to be around something on all sides

احاطه کردن, محصور کردن
درختان محل کمپ را محاصره کرده بودند، سایه و حریم خصوصی فراهم میکردند.
a structure that has walls, a roof, and sometimes many levels, like an apartment, house, school, etc.

ساختمان
کارگران ساختمان را از پایه میسازند.
a building in which the officials of a town work

ساختمان شورا یا شهرداری
انتخابات محلی در تالار شهر نظارت میشود.
for two instances

دو بار, دوبرابر
او دیروز دوستش را دو بار صدا زد.
the seventh month of the year, after June and before August

ژوئیه
جشنوارهها و رویدادهای مختلف در ژوئیه در سراسر جهان برگزار میشوند، که فرهنگ، موسیقی، غذا و سنتها را جشن میگیرند و هم locals و هم گردشگران را به مشارکت در جشنها جذب میکنند.
the eighth month of the year, after July and before September

ماه اوت
اوت به خاطر آمادهسازیهای بازگشت به مدرسه شناخته میشود، جایی که والدین و دانشآموزان در انتظار سال تحصیلی آینده، لوازم مدرسه، لباس و کولهپشتی میخرند.
a competition between people, vehicles, animals, etc. to find out which one is the fastest and finishes first

مسابقه
من بلیطهای مسابقه موتورسیکلت ماه آینده را خریدم.
making us feel interested, happy, and energetic

هیجانانگیز, مهیج
آنها تابستان آینده به یک سفر جادهای هیجانانگیز در سراسر کشور میروند.
to feel less worried or stressed

استراحت کردن, آسودن
او سعی کرد با گوش دادن به موسیقی آرامش بخش آرامش پیدا کند.
a small restaurant that sells drinks and meals

کافه
کافه به سبک فرانسوی منوی گستردهای از ساندویچها و دسرهای گورمه داشت.
a place where we pay to sit and eat a meal

رستوران
ما از رستوران مورد علاقهمان سفارش بیرونبر دادیم و در خانه از آن لذت بردیم.
to take pleasure or find happiness in something or someone

لذت بردن
علیرغم باران، آنها از کنسرت فضای باز لذت بردند.
a structure, often placed in a pool or lake, that pumps a long, narrow stream of water up into the air for decorative purposes

فواره, آبنما
فواره در باغ یک فضای آرامشبخش اضافه کرد.
visually pleasing in a charming way

زیبا, خوشگل
با چشمان زیبای او و رفتار دوستانه، او به راحتی دوست پیدا میکند.
a solid figure or object made as a work of art by shaping and carving wood, clay, stone, etc.

مجسمه
موزه یک مجسمه مرمرین باستانی از یک الهه یونانی را به نمایش گذاشت.
a specific point or location identified relative to surrounding features in an area or region

موقعیت مکانی
او در همان مکان که حادثه رخ داده بود ایستاده بود.
to use a device like a camera or cellphone to capture an image of something or someone

عکس گرفتن
highly recommended to visit or experience

باید دید, نباید از دست داد
نمایشگاه جدید موزه درباره مصر باستان یک تجربه دیدنی است.
the general beliefs, customs, and lifestyles of a specific society

فرهنگ
ما در طول اقامتمان در ایتالیا، فرهنگ محلی را تجربه کردیم.
to envelop something in a layer of material

پوشاندن
هنرمند مجسمه را با یک لایه وارنیش پوشاند تا به آن پایانکاری براق بدهد.
a block of baked clay, mostly used to build houses, walls, etc.

آجر
او به عنوان بخشی از آموزش خود در ساخت و ساز، نحوه چیدن آجر را یاد گرفت.
to organize items in a specific order to make them more convenient, accessible, or understandable

منظم کردن, مرتب کردن
کلیدهای صفحهکلید به شکل متفاوتی چیده شده بودند تا تایپ سریعتر شود.
each of the parts into which a place or object is divided

بخش, قسمت
در فروشگاه مواد غذایی، میتوانید محصولات تازه را در بخش محصولات نزدیک به ورودی پیدا کنید.
to show someone or something in a piece of art

به تصویر کشیدن
نقاشی انتزاعی نمایانگر احساسات هنرمند با ضربههای جسورانه و رنگهای پرجنبوجوش است.
the group of politicians in control of a country or state

دولت
در یک سیستم دموکراتیک، دولت توسط مردم از طریق انتخابات آزاد و عادلانه انتخاب میشود.
