Cambridge IELTS 19 - آکادمیک - آزمون 4 - شنیدن - بخش 1 (2)
در اینجا میتوانید واژگان آزمون 4 - شنیداری - بخش 1 (2) در کتاب دوره Cambridge IELTS 19 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آمادهسازی برای آزمون IELTS کمک کند.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
the items available for sale in a store or its warehouse

کالاهای انبار
فروشگاه آنلاین طیف گستردهای از محصولات را ارائه میدهد، اما موجودی الکترونیک آنها تمایل به سریع تمام شدن دارد.
a meal bought from a restaurant or store to be eaten somewhere else

غذای بیرونبر
غذای بیرونبر در کمتر از 30 دقیقه مستقیماً به درب خانه ما تحویل داده شد.
a group of people who work for a particular company or organization

پرسنل, کارکنان
او از کارکنان به خاطر کار سخت و فداکاریشان تشکر کرد.
a thick and stiff type of paper material that is often used for packaging and making boxes

مقوا
حملکنندهها جعبههای مقوایی را به دقت در کامیون چیدند.
a room where things are kept while they are not needed or used

انباری
انبار قفل شده بود تا از دسترسی غیرمجاز جلوگیری شود.
to cook food for eating

پختن, آماده کردن
آشپز اغلب غذاهای ویژهای برای منوی رستوران آماده میکند.
a piece of fabric used in the kitchen for cleaning, drying dishes, or wiping surfaces

دستمال, پارچه آشپزخانه
من باید یک دستمال بردارم تا روی پیشخوان را پاک کنم.
a large and open container that has a water supply and you can use to wash your hands, dishes, etc. in

سینک, ظرفشویی
او بعد از باغبانی دستهایش را زیر آب جاری در سینک شست.
to clean plates, cups, bowls, or other kitchen items after eating

ظرف شستن
بعد از پیکنیک، همه در شستن ظروف کمک کردند.
an electric machine that is used to clean dishes, spoons, cups, etc.

ماشین ظرفشویی
او بعد از شام ظروف کثیف را در ماشین ظرفشویی گذاشت.
to assist customers by providing what they need in a store or business

سفارش گرفتن
صندوقدار با لبخند به مشتری خدمت کرد.
a person, organization, company, etc. that pays to get things from businesses or stores

مشتری
مشتری از فروشنده برای کمکش تشکر کرد.
to clean or dry a surface using a cloth, etc.

تمیز کردن, پاک کردن، دستمال کشیدن
بعد از شستن ماشین، او آن را با یک حوله نرم خشک کرد تا از لکههای آب جلوگیری کند.
to carefully place something or someone down in a horizontal position

گذاشتن, قرار دادن
والدین به آرامی نوزاد خوابیده را در گهواره گذاشتند.
(of something in solid form) to turn into liquid form by being subjected to heat

آب شدن, ذوب شدن
پیشبینی میکند که بستنی در آفتاب بعدازظهر ذوب خواهد شد.
(of clothes) designed with special material that keeps the wearer warm

گرمکن (لباس), گرم
علاقهمندان به فضای باز، لایههای زیرین حرارتی پوشیدند تا دمای بدن خود را در شرایط سرد حفظ کنند.
item of clothing for our hands with a separate space for each finger

دستکش
دستکشهای چرمی او به لباس رسمیاش ظرافتی اضافه کرد.
a serious injury resulting from excessive exposure to severely cold weather or things, causing the freezing of the nose, toes, fingers, etc.

یخزدگی, سرمازدگی
سرمازدگی میتواند در صورت عدم درمان به موقع، آسیب دائمی ایجاد کند.
used to acknowledge that one has received and comprehended a message, instruction, or directive

متوجه شدم, فهمیدم
متوجه شدم, امروز بعدازظهر با مشتری تماس میگیرم تا پیگیری کنم.
to go and get something that belongs to one or is ready for one

دریافت کردن
او رفت تا بستهاش را از اتاق پست تحویل بگیرد.
a device used to measure the weight of an object or a person

ترازو, مقیاس وزن
آشپزخانه یک ترازوی کوچک برای اندازهگیری مواد دارد.
