فهرست واژگان سطح B1 - ویژگیهای شخصیتی 2
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد ویژگی های شخصی، مانند "وابسته"، "برونگرا"، "قابل اعتماد" و غیره، که برای زبان آموزان سطح B1 آماده شده است را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
a single person, particularly when considered as separate from a group, etc.

فرد, شخص
روانشناس بر اهمیت درک پیشینه و تجربیات هر فرد تأکید کرد.
(of a person) behaving in a very unkind, unfriendly, or cruel way

بیرحم, بسیار بد
معلم دانشآموز را به خاطر وحشتناک بودن با دیگران سرزنش کرد.
unable to survive, succeed, or stay healthy without someone or something

وابسته, متکی
علیرغم سالهای زندگی مستقل، او هنوز از نظر عاطفی به دوستان دوران کودکی خود وابسته احساس میکرد.
(of a person) managing one's life, work, and activities in an efficient way

منضبط, مرتب
یک فرد منظم فضای کاری خود را تمیز و مرتب نگه میدارد.
enjoying other people's company and social interactions

برونگرا, معاشرتی
شخصیت برونگرای او در گردهماییهای اجتماعی میدرخشید، جایی که به راحتی با غریبهها گفتگو میکرد.
to act in a specific way in order to make others believe that something is the case when actually it is not so

تظاهر کردن, وانمود کردن
جاسوس تظاهر به توریست بودن کرد در حالی که در یک کشور خارجی اطلاعات جمع میکرد.
an important characteristic or feature that defines something or someone

ویژگی, مشخصه
یک کیفیت مهم یک کتاب خوب، توانایی آن در جذب خواننده از ابتدا تا انتها است.
a notable feature or quality that defines or describes something

ویژگی, صفات
ویژگی دوستان خوب وفاداری است.
only relating or belonging to one person

شخصی, خصوصی
وسایل شخصی او به دقت در چمدان بستهبندی شده بود.
feeling calm and at ease without tension or stress

آسودهخاطر, بیخیال، آرام
در کنار شومینه نشسته بود، در حالی که صدای ترق و تروق شعلهها را میشنید، احساس آرامش میکرد.
(of a person) not stressed, and free from worries

آسوده, آرام
رفتار آرام و نگرش بیخیال او بودن در کنارش را لذتبخش میکرد.
able to be trusted to perform consistently well and meet expectations

قابل اطمینان
آنها در هر پروژهای که انجام دادهایم، به عنوان شرکای قابل اعتماد ثابت شدهاند.
deeply knowledgeable and experienced and capable of giving good advice or making good decisions

عاقل
رهبر خردمند تمام گزینهها را قبل از تصمیمگیری برای تیم به دقت در نظر میگیرد.
not fast at learning or understanding things

کندذهن, خنگ، کودن
جین در سالهای اولیه تحصیلش به دلیل مشکلاتش در خواندن، اغلب کند خطاب میشد.
to deceive a person so that they do what one wants

گول زدن, گمراه کردن، فریب دادن
فروشنده با استفاده از تاکتیکهای فشار بالا، مشتریان را فریب داد تا محصولات غیرضروری بخرند.
easily influenced by others and lacking the ability or will to uphold one's decisions, beliefs, etc.

ضعیف
با وجود اعتراضات اولیهاش، جان ضعیف بود و به راحتی تحت تأثیر نظرات دوستانش قرار میگرفت.
(of a person) behaving in a way that is unkind or cruel

بدجنس
او با مسخره کردن ظاهر همکارش پشت سرش، خصلت بدجنس خود را نشان داد.
behaving in a way that is immature or typical of a child

احمقانه, کودکانه، بچگانه
خنده های مداوم نوجوان در طول بحث جدی توسط بزرگسالان بچگانه تلقی شد.
showing firm and constant support to a person, organization, cause, or belief

وفادار
علیرغم پیشنهادهای شرکتهای رقیب، او به کارفرمای خود وفادار ماند و روابطی که در طول سالها ساخته بود را ارزشمند دانست.
having a straightforward and honest attitude

روراست, صادق
رفتار باز او دیگران را تشویق کرد تا به راحتی به او اعتماد کنند.
(of a person) dishonest, cruel, and taking pleasure in causing harm or suffering to others

خبیث, شرور
دیکتاتور شرور هیچ پشیمانی نشان نداد در حالی که مردمش را سرکوب میکرد.
able to be relied on and trusted

وظیفهشناس
او یک کارمند مسئولیتپذیر است، همیشه وظایف خود را به موقع و با دقت انجام میدهد.
(of a person) having an enigmatic or puzzling quality, often suggesting hidden motives or characteristics

اسرارآمیز
او مرموز باقی ماند، و اطلاعات کمی درباره گذشتهاش به اطرافیانش داد.
having or displaying a strong will to achieve a goal despite the challenges or obstacles

قوی و مصمم, بااراده
او مصمم به یادگیری یک زبان جدید باقی ماند، هر روز تمرین میکرد.
a feeling of being uneasy, troubled, or worried about something such as problem, threat, uncertainty, etc.

نگرانی, دلواپسی
گروه محیط زیست نگرانی خود را در مورد پروژه ساخت و ساز پیشنهادی ابراز کرد.
to be thankful for something

سپاسگزار بودن, قدر چیزی را دانستن
کارمندان اغلب از ساعتهای کاری انعطافپذیر قدردانی میکنند.