فهرست واژگان سطح B1 - ویژگی‌های شخصیتی 2

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد ویژگی های شخصی، مانند "وابسته"، "برونگرا"، "قابل اعتماد" و غیره، که برای زبان آموزان سطح B1 آماده شده است را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح B1
individual [اسم]
اجرا کردن

فرد

Ex:

شرکت تنوع را ارزش می‌گذارد و به مشارکت هر کارمند فردی احترام می‌گذارد.

dependent [صفت]
اجرا کردن

وابسته

Ex:

بسیاری از گیاهان برای تولید مثل به انواع خاصی از گرده‌افشان‌ها وابسته هستند.

organized [صفت]
اجرا کردن

منضبط

Ex: The manager praised her for being the most organized member of the team .

مدیر او را به عنوان منظم‌ترین عضو تیم تحسین کرد.

outgoing [صفت]
اجرا کردن

برونگرا

Ex: As an outgoing salesperson , he excelled in building relationships with clients and closing deals .

به عنوان یک فروشنده برونگرا، او در ایجاد روابط با مشتریان و بستن معاملات عالی عمل کرد.

to pretend [فعل]
اجرا کردن

تظاهر کردن

Ex: She pretended to be interested in the conversation to avoid hurting her friend 's feelings .

او تظاهر کرد که به گفتگو علاقه‌مند است تا از آزردن احساسات دوستش جلوگیری کند.

quality [اسم]
اجرا کردن

ویژگی

Ex: Their company 's commitment to customer satisfaction is a key quality .
اجرا کردن

ویژگی

Ex: One characteristic of her personality is her optimism .
personal [صفت]
اجرا کردن

شخصی

Ex: It 's important to keep personal information confidential in a professional setting .

مهم است که اطلاعات شخصی در یک محیط حرفه‌ای محرمانه نگه داشته شود.

relaxed [صفت]
اجرا کردن

آسوده‌خاطر

Ex: With a good book in hand and a cup of tea , he spent the afternoon feeling relaxed in his favorite armchair .
easy [صفت]
اجرا کردن

آسوده

Ex: Despite the pressure , she remained easy and relaxed , always finding a way to lighten the mood .

علیرغم فشار، او آسان و آرام باقی ماند، همیشه راهی برای سبک کردن حال و هوا پیدا می‌کرد.

reliable [صفت]
اجرا کردن

قابل‌ اطمینان

Ex: The car is old but still reliable for long drives .

ماشین قدیمی است اما هنوز هم برای سفرهای طولانی قابل اعتماد است.

wise [صفت]
اجرا کردن

عاقل

Ex: The wise elder shared her wisdom with the younger generations , offering valuable insights into life .

پیر خردمند خرد خود را با نسل‌های جوانتر به اشتراک گذاشت، بینش‌های ارزشمندی درباره زندگی ارائه داد.

slow [صفت]
اجرا کردن

کندذهن

Ex: Sometimes he needs a little push to get going , he 's a bit slow .

گاهی اوقات او نیاز به کمی فشار برای شروع دارد، او کمی کند است.

to trick [فعل]
اجرا کردن

گول زدن

Ex: The con artist tricked the elderly couple into giving them their life savings with promises of fake investments .

کلاهبردار با وعده‌های سرمایه‌گذاری جعلی، زوج سالخورده را فریب داد تا پس‌انداز عمرشان را به او بدهند.

weak [صفت]
اجرا کردن

ضعیف

Ex: The weak leader 's indecisiveness caused confusion among the team , leading to a lack of direction .
mean [صفت]
اجرا کردن

بدجنس

Ex: He regretted his mean behavior towards his younger sibling , realizing it was unfair .

او از رفتار زشت خود نسبت به خواهر یا برادر کوچکترش پشیمان شد، متوجه شد که این رفتار ناعادلانه بوده است.

childish [صفت]
اجرا کردن

احمقانه

Ex: His refusal to share his toys with his younger sibling was seen as selfish and childish .

امتناع او از تقسیم اسباب‌بازی‌هایش با خواهر یا برادر کوچکترش خودخواهانه و بچگانه تلقی شد.

loyal [صفت]
اجرا کردن

وفادار

Ex: The loyal fan faithfully attended every game , cheering enthusiastically for their team win or lose .

طرفدار وفادار با وفاداری در هر بازی حاضر شد و با اشتیاق از تیمش حمایت کرد، چه ببرد چه ببازد.

open [صفت]
اجرا کردن

روراست

Ex: He was open about his past experiences , even the difficult ones .

او در مورد تجربیات گذشته‌اش، حتی آن‌های سخت، باز بود.

evil [صفت]
اجرا کردن

خبیث

Ex: His evil deeds haunted him , but he found perverse pleasure in them nonetheless .
responsible [صفت]
اجرا کردن

وظیفه‌شناس

Ex: She was entrusted with a leadership role because of her reputation for being responsible and reliable .

به او نقشی رهبری سپرده شد به دلیل شهرتش به مسئولیت‌پذیر و قابل اعتماد بودن.

mysterious [صفت]
اجرا کردن

اسرارآمیز

Ex: The mysterious woman in the café seemed to be watching everyone closely .

زن مرموز در کافه به نظر می‌رسید که همه را از نزدیک زیر نظر دارد.

determined [صفت]
اجرا کردن

قوی و مصمم

Ex: Despite setbacks , she remained determined to pursue her dream career .

علیرغم مشکلات، او مصمم به دنبال کردن شغل رویایی خود باقی ماند.

concern [اسم]
اجرا کردن

نگرانی

Ex: The doctor expressed concern about the unusual rash on the child 's skin .

دکتر نگرانی خود را درباره بثورات غیرمعمول روی پوست کودک ابراز کرد.

اجرا کردن

سپاسگزار بودن

Ex: The community appreciated the efforts of volunteers who cleaned up the park .

جامعه قدردانی کرد از تلاش داوطلبانی که پارک را تمیز کردند.