Cambridge English: CAE (C1 Advanced) - حالات و واکنش‌های عاطفی

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
Cambridge English: CAE (C1 Advanced)
regrettable [صفت]
اجرا کردن

تاسف‌آور

Ex: Losing the championship was a regrettable outcome for the team .

باخت قهرمانی نتیجه‌ای تأسف‌بار برای تیم بود.

to glower [فعل]
اجرا کردن

اخم‌وتخم کردن

Ex: She glowered in frustration when her computer froze again .

او از ناامیدی نگاهی خشمگین انداخت وقتی کامپیوترش دوباره یخ زد.

aggrieved [صفت]
اجرا کردن

آزرده

Ex: An aggrieved parent lodged a formal complaint.

یک والد ناراضی شکایت رسمی ثبت کرد.

astounded [صفت]
اجرا کردن

شگفت‌زده

Ex:

تماشاگران از ترفندهای باورنکردنی شعبده‌باز متعجب شدند، به طوری که از تعجب زبانشان بند آمده بود.

nostalgic [صفت]
اجرا کردن

خاطره‌انگیز

Ex: The nostalgic song reminded him of his childhood summers spent at the beach .

آهنگ نوستالژیک تابستان‌های کودکی او را که در ساحل گذرانده بود به یادش آورد.

to resent [فعل]
اجرا کردن

اظهار تنفر کردن از

Ex: I resent the way he spoke to me in front of everyone ; it was humiliating .

من از نحوه صحبت او با من در مقابل همه ناراحت شدم؛ این تحقیرآمیز بود.

down in the mouth [عبارت]
اجرا کردن

افسرده و غمگین

Ex: She had been down in the mouth for weeks after losing her job .
wonder [اسم]
اجرا کردن

هیبت

Ex: She looked at the ancient ruins in wonder , amazed by their history .

او به ویرانه‌های باستانی با حیرت نگاه کرد، از تاریخشان شگفت‌زده شد.

اجرا کردن

غافلگیر کردن

Ex: The magician's tricks blew the audience away at the show.

حرکات جادوگر تماشاگران را در نمایش شگفت‌زده کرد.

glimmer [اسم]
اجرا کردن

نور کم‌سو

Ex: A glimmer of recognition crossed his face .

جرقه‌ای از شناخت در چهره‌اش ظاهر شد.

haunted [صفت]
اجرا کردن

پریشان‌خاطر

Ex: The veteran 's haunted gaze reflected his memories of battle .

نگاه آشفته کهنه سرباز خاطرات نبردش را منعکس می‌کرد.

اجرا کردن

هوش‌ازسربرنده

Ex: She had a mind-blowing idea that could revolutionize the tech industry .

او یک ایده حیرت‌انگیز داشت که می‌توانست صنعت فناوری را متحول کند.

to dread [فعل]
اجرا کردن

ترسیدن

Ex: The child dreaded the dentist appointment due to fear of pain .

کودک از قرار ملاقات دندانپزشکی به دلیل ترس از درد وحشت داشت.

to grin [فعل]
اجرا کردن

لبخند زدن (به نحوی که دندان‌ها نمایان شود)

Ex: The mischievous child grinned after playing a prank on his sibling .

بچه شیطان پس از بازی کردن یک شوخی با خواهر یا برادرش لبخند زد.

gloomy [صفت]
اجرا کردن

فاقد پتانسیل

Ex: His gloomy mood cast a shadow over the entire team .

حالت روحی غمگین او سایه‌ای بر کل تیم انداخت.

sentimental [صفت]
اجرا کردن

احساساتی

Ex: The novel has a sentimental portrayal of love and loss .

رمان یک تصویر احساساتی از عشق و از دست دادن دارد.

اجرا کردن

فرو بردن در

Ex:

جنگ منطقه را به رنج فرو برد.

alarmed [صفت]
اجرا کردن

مضطرب

Ex: She felt alarmed when she heard the sound of glass breaking downstairs .

وقتی صدای شکستن شیشه را از پایین شنید، احساس نگرانی کرد.

appalled [صفت]
اجرا کردن

وحشت‌زده

Ex:

تماشاگران از اظهارات توهین‌آمیز گوینده در طول ارائه متعجب شدند.

hysterical [صفت]
اجرا کردن

هیستریک

Ex: The crowd turned hysterical when the fire alarm rang .

جمعیت وقتی زنگ هشدار آتش‌سوزی به صدا درآمد هیستریک شد.

overwhelmed [صفت]
اجرا کردن

عمیقاًمتاثر

Ex: She felt overwhelmed by the amount of work piled up on her desk .

او از حجم کارهای روی میزش احساس تحت فشار بودن می‌کرد.

delight [اسم]
اجرا کردن

شادی

Ex: He found the meal a true delight .

او غذا را یک لذت واقعی یافت.

disbelief [اسم]
اجرا کردن

ناباوری

Ex:

بی‌اعتمادی پس از رویداد تکان‌دهنده روی چهره‌اش نمایان شد.

smitten [صفت]
اجرا کردن

دلباخته

Ex:

او بعد از این همه سال هنوز دلباخته است.

to snap [فعل]
اجرا کردن

منفجر شدن

Ex:

احساس غرق شدن کرد، او سر هم اتاقی خود فریاد زد برای اینکه دوباره ظروف کثیف را در سینک گذاشته بود.

content [صفت]
اجرا کردن

راضی

Ex:

کارمند راضی قدردانی خود را از محیط کار حمایتی ابراز کرد.

objection [اسم]
اجرا کردن

مخالفت

Ex: His objection to the plan was based on its potential negative effects on the environment .

اعتراض او به برنامه بر اساس اثرات منفی بالقوه آن بر محیط زیست بود.

downhearted [صفت]
اجرا کردن

غمگین

Ex: His downhearted demeanor was noticeable during the meeting , reflecting his personal struggles .

حالت دلگیر او در جلسه قابل توجه بود، که نشان دهنده تلاش‌های شخصی او بود.

to get down [فعل]
اجرا کردن

بر روحیه کسی تاثیر گذاشتن

Ex:

اخبار بد مداوم می‌تواند پس از مدتی واقعاً شما را ناامید کند.

اجرا کردن

بر چیزی غلبه کردن

Ex: The letter overwhelmed him with nostalgia .

نامه او را با نوستالژی درهم کوبید.

profound [صفت]
اجرا کردن

شدید

Ex: The earthquake caused profound damage to the city , leaving many buildings in ruins .

زلزله خسارات عمیقی به شهر وارد کرد و بسیاری از ساختمان‌ها را به ویرانه تبدیل کرد.

اجرا کردن

هیجان‌انگیز

Ex: The spontaneous road trip with friends turned out to be an exhilarating and memorable escapade .

سفر جاده‌ای خودجوش با دوستان به یک فرار هیجان‌انگیز و به یاد ماندنی تبدیل شد.

Cambridge English: CAE (C1 Advanced)
اصول اکولوژیکی و حفاظت آلودگی، زباله و تأثیر انسانی رویدادهای انرژی، منابع و محیط زیست فیزیک و حالت‌های ماده
فرآیندهای شیمیایی و مواد زیست‌شناسی، ژنتیک و فرآیندهای زندگی فرم‌های هنری و فرآیندهای خلاقانه صحنه هنری
ورزش روش‌ها و درمان‌های پزشکی بیماری‌ها، آسیب‌ها و شرایط خاص سلامت عمومی و سیستم‌های پزشکی
محرومیت اجتماعی و مسائل اساسی ویژگی‌های شخصی و شخصیت چارچوب‌های اجتماعی، حکمرانی و رفاه استخدام و نقش‌های شغلی
فرهنگ محیط کار و شغل تجارت و پویایی‌های بازار دستگاه‌ها و سیستم‌های تکنولوژیکی تلفن زدن و گفتار مستقیم
ظاهر فیزیکی و شکل مطالعات آکادمیک و مدارک تحصیلی مهارت‌ها و شایستگی‌ها جرم و پیامدهای قانونی
پوشاک، هزینه و سبک‌ها جوامع تاریخی و نظام‌های اقتصادی عملکرد و شرایط کاری مدیریت مالی و سلامت اقتصادی
ساختارهای شرکتی و اقدامات استراتژیک ناوبری اجتماعی و الگوهای رفتاری دیدگاه‌ها، باورها و پشت سر گذاشتن چالش‌ها صفات و مفهوم خود
فرآیندهای شناختی و حافظه تحلیل، قضاوت و حل مسئله نوآوری، توسعه و عملکرد خرافات & ماوراءالطبیعه
رسانه، انتشار و پویایی اطلاعات حالات و واکنش‌های عاطفی تفسیر و بیان ارتباطی ارتباط رسمی و تبادل اطلاعات
تأثیر اجتماعی و راهبردها رفتار شخصی و خودمدیریتی وضعیت و شرط کیفیت‌های رابطه‌ای و انتزاعی
وضوح، ادراک و واقعیت سبک و جو قضاوت‌های منفی و نقص‌ها قضاوت‌های مثبت و ارزش بالا
تعاملات چالش‌برانگیز و تاکتیک‌های اجتماعی خانواده و ارتباطات اجتماعی قیدها و عبارات قیدی اقدامات دستی یا حرکت فیزیکی
سطح و شدت اشیاء روزمره و زندگی خانگی غذا، آشپزی و صرف غذا موجودات و رفتارهای آنها